در یک مزرعه ی دورافتاده ، مردی آرام آرام در حال مرگ است. خانواده ی او برای عزاداری دور هم جمع می شوند ، اما به زودی تاریکی فرا می رسد و موجودی شیطانی خانواده را تسخیر می کند و…
در یک مزرعه ی دورافتاده ، مردی آرام آرام در حال مرگ است. خانواده ی او برای عزاداری دور هم جمع می شوند ، اما به زودی تاریکی فرا می رسد و موجودی شیطانی خانواده را تسخیر می کند و…
از دیدن اثر جدید برایان برتینو هیجانزده بودم. «استرِینجرز» اثر اولش، با معرفی مهاجمان نقابزده در خانه به روشی بسیار ناامن، یک کلاسیک جذاب بود. «هیولا» هم بهتر از انتظار ظاهر شد؛ مادری دورافتاده و دخترش وقتی در جادهها در ماشین گیر میکنند توسط موجودی تعقیب میشوند. با این حال این فیلم ناامیدکننده بود چون هیچ چیزی رویدادهای پراکنده و وحشتناک را به هم پیوند...
از دیدن اثر جدید برایان برتینو هیجانزده بودم. «استرِینجرز» اثر اولش، با معرفی مهاجمان نقابزده در خانه به روشی بسیار ناامن، یک کلاسیک جذاب بود. «هیولا» هم بهتر از انتظار ظاهر شد؛ مادری دورافتاده و دخترش وقتی در جادهها در ماشین گیر میکنند توسط موجودی تعقیب میشوند. با این حال این فیلم ناامیدکننده بود چون هیچ چیزی رویدادهای پراکنده و وحشتناک را به هم پیوند نمیداد. خیلی از فیلمها بیننده را با روایتگر غیرقابلاعتماد سر کار میگذارند و او را وادار میکنند فکر کند آنچه میبیند فرابشری است یا صرفاً ساختهٔ ذهن شخصیتها؛ «بابادوک»، «قوی سیاه» و «فانوس دریایی» نمونههایی هستند که این کار را خوب انجام میدهند. متأسفانه این فیلم از این منظر نتیجه نمیدهد. واضح است که نیرویی ماورایی همه را آزار میدهد، اما جدا از چند صحنهٔ خشونتآمیز و خونآلود (که همه خوب اجرا شدهاند)، فیلم در ابهامی آزاردهنده و بینتیجه باقی میماند.
ترسناکترین فیلم جدیدی که در ۲۰۲۰ دیدم، «تاریک و شریر» است؛ اثری خوشساخت، با حال و هوای غلیظ که بهتر است هنگام تماشا انگشتانتان را روی چشمها نگه دارید. — جیک وات
این یکی را خیلی دوست داشتم. از پوسترش شروع کنم: انتظار حال و هوای قرمز مانند «اویل دد» را داشتم، اما در عوض تُن تاریک و سپیا دیدم که جواب میدهد. مدتها بود فیلمی نتوانسته بود مرا اینقدر شوکه و وحشتزده کند. صدا و موسیقی مؤثرند؛ این وحشت بیشتر از طریق صدا ساخته شده — نه ارکستر ترسناک، بلکه صدایی کروماتیک، آشفته، زیبا و هراسآور. برداشت من این است که فیلم به ما میگوید باید یاد بگیریم از کسانی که دوستشان داریم دل بکنیم. وقتی کشیش گفت «شیطان همینجا است»، منظورش این بود که چون هنوز به عزیزانمان چسبیدهایم. رها کردن یعنی انکار نیست بلکه پذیرش؛ رها کردن یعنی کمتر ترسیدن و بیشتر عشق ورزیدن. ببخشید اگر این را بیش از حد تحلیل کردم.
فیلم در بهترین حالت درباره دیوانگی است. شخصیتهای اصلی عقلشان را از دست میدهند و ما توهماتشان را تماشا میکنیم. تمام ارجاعات دینی در فیلم به جایی نمیرسد. فیلم چند جیپاسکیر (jump scare) خوب دارد و شروع نسبتاً خوبی که فکر میکنید ادامه فیلم قرار است به جایی برسد، اما متأسفانه نمیشود. دوبارهدیدنش را تماشا نخواهم کرد و به دوستانم هم پیشنهاد نمیکنم.
فیلمی ترسناک و دلخراش است. در آغاز با معرفی گرم و دنج یک شخصیت زنانه روبهرویم که سخت کار روزمرهاش را در ملک انجام میدهد. از همان اوایل اتفاقاتی رخ میدهد و نمیدانیم این موارد عادی است یا چیز دیگری. با حضور شخصیتهای اصلی بیشتر در ملک، حوادث عجیب ادامه مییابد و اوضاع خیلی زود زشت میشود؛ یک تراژدی واقعاً وحشتناک رخ میدهد. عجیبتر و عجیبتر میشود و به نظر میرسد یا اوضاع هر روز بدتر میشود یا داریم میبینیم آنچه همیشه وجود داشته و دربارهاش حرفی نزدهاند. زندگی ساده و فروتنی که آغاز شده بود اکنون هالهای بسیار شوم گرفته است که روز به روز سنگینتر میشود. وقتی مارین ایرلند را دیدم فهمیدم قرار است سفری احساسی داشته باشیم و او ناامیدم نکرد. سخت است با تمام ترسی که آزاد شده و به نظر میرسد در حال تشدید است، خودت را آرام کنی و نفستان را بند بیاوری.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران