Apache به کارگردانی رابرت آلدرایچ و فیلمنامهای از جیمز آر. وب براساس رمان «Broncho Apache» نوشته پاول ولمن ساخته شده است. در این فیلم برت لنکستر، ژان پیترز، جان مکاینتر، جان دِهنِر، چارلز برانسون و پاول گیلفویل بازی میکنند. موسیقی ساخته دیوید راکسین و فیلمبرداری از ارنست لازلو است.
«این داستان ماسای، آخرین جنگجوی آپاچی است. این داستان بارها و بارها نقل شده تا به یکی...
Apache به کارگردانی رابرت آلدرایچ و فیلمنامهای از جیمز آر. وب براساس رمان «Broncho Apache» نوشته پاول ولمن ساخته شده است. در این فیلم برت لنکستر، ژان پیترز، جان مکاینتر، جان دِهنِر، چارلز برانسون و پاول گیلفویل بازی میکنند. موسیقی ساخته دیوید راکسین و فیلمبرداری از ارنست لازلو است.
«این داستان ماسای، آخرین جنگجوی آپاچی است. این داستان بارها و بارها نقل شده تا به یکی از افسانههای بزرگ جنوبغرب تبدیل شود. از ۱۸۸۶ و تسلیم جرونیمو آغاز میشود.»
فیلم بدون شک مشکلاتی دارد؛ از انتخاب بازیگرانی آمریکایی با چهرههای روشن برای نقشهای اصلی سرخپوستان گرفته تا کشیده شدن به ژانر داستان عاشقانه و در نهایت پایان تحت تاثیر فشار استودیو—همه اینها مجموعهای آمیخته از نقاط قوت و ضعف است. اگر بتوانید از این «مسائل» عبور کنید، هنوز چیزهای زیادی برای لذت بردن وجود دارد.
«تو دیگر جنگجوی قهرمان نیستی؛ فقط یک سرخپوست شکستخوردهای.»
Apache در ادامه راه فیلمهایی مثل Broken Arrow و Devil's Doorway قرار میگیرد که در نحوه نمایش سرخپوستان در سینما تحول ایجاد کردند. داستان ماسای (با بازی لنکستر) جذاب است، حتی اگر فیلم نتواند کاملاً به تمام ظرفیتهایش برسد. ماسای بهعنوان فردی خونسرد و پیچیده نشان داده میشود، با ارادهای سرسختانه مثل «آخرین مردی که ایستاده»؛ در عین حال سردرگمیاش نسبت به دنیایی که دیگر آن را نمیفهمد—یا دیگر علاقهای به آن ندارد—با بازی لنکستر و کارگردانی آلدرایچ بهخوبی منتقل میشود. یک سکانس هست که ماسای از میان شهر عبور میکند و دنیای بیگانه مرد سفیدپوست را تماشا میکند، از جمله چینیانی که در خشکشویی مشغولاند؛ این قطعه هوشمندانه نوشته شده و نشان میدهد داستان نکات قابلتوجه و هوشمندی دارد.
«تو مثل گرگی در حال مرگی هستی که به زخمهای خود میگزد.»
خوشبختانه فیلم در آن سوی طیف قرار نمیگیرد و ماسای را قدیسوار تصویر نمیکند؛ ما میدانیم او از چه چیزهایی ساخته شده و در ادامه داستان مهارتهایش بهعنوان یک جنگجو را نشان میدهد. حتی یک سکانس درگیری شدید با نالنل (با بازی پیترز) وجود دارد که تماشای آن ناراحتکننده است اما در واقع برای وضعیت عاطفی ماسای و نحوه پیشروی رابطه بین آنها ضروری است. مشکل اینجاست که با «عاشق شدن» ماسای و نالنل، فیلم لبه تند خود را از دست میدهد؛ هرچند آلدرایچ چند سکانس اکشن اضافه میکند، اما زبان، هوش و نیروی روایت کمتر شدهاند. این روند به پایانبندی منتهی میشود که اگر همان نسخه اولیه نگاشتهشده اجرا میشد، میتوانست پایانی سرد و تاریک شبیه Devil's Doorway داشته باشد؛ در عوض چیزی نزدیک به شیرینی نشان داده میشود که به آن عمق مورد انتظار را نمیدهد.
بازی لنکستر و پیترز به فیلم نیروی جسمانی و زیبایی میدهد؛ بهخصوص لنکستر که نقش را با جدیت دنبال کرده و برای ارتقای سطح بازیگری خود این پروژه را حتی همراه با هارولد هکت تهیهتولید نیز کرده است. گرچه بهکارافتادن آنها بهعنوان بومیهای آمریکایی کمی نیازمند تحمل است، اما تصویرپردازیهای شخصیتشان سالم و قابلقبول است. بازیهای کمکی مکاینتر و دهنر قویاند، اما متأسفانه برانسون (در این فیلم با نام بیلینگ Buchinsky) با فیلمنامهای که شخصیت امیدوارکنندهاش را ارتقاء نمیدهد، کمتر بهره میبرد. موسیقی راکسین ترکیبی از موتیفهای «هندی» معمول و تم عشقی است که شباهتی با تم عاشقانه الکس نورث در اسپارتاکوس شش سال بعد دارد. فیلمبرداری تکنیکالور لازلو در سطح A است و چشماندازها (که از لوکیشنهای مختلف، عمدتاً در کالیفرنیا، استفاده شده) نقش مهمی در پیشبرد داستان دارند.
مسائل زیادی در فیلم وجود دارد و بهراستی این ضعیفترین وسترنی است که جفت آلدرایچ/لنکستر ساختهاند، اما نقاط قوت قابلتوجهی هم دارد؛ فیلم از نظر مالی موفق بود و این داستان ارزش گفته شدن را دارد.
امتیاز: 7/10
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران