«اریکا» استاد کهنه کار پیانو، در یکی از کنسرواتوارهای معروف وین تدریس می کند. او شوهر نکرده و نامزدی هم ندارد. اما روزی پی می برد یکی از دانشجوهای با استعدادش به نام «والتر» به او علاقه مند شده و شخصیت سرد و خشکش، اصلا آن جوان را پس نزده است ...
«اریکا» استاد کهنه کار پیانو، در یکی از کنسرواتوارهای معروف وین تدریس می کند. او شوهر نکرده و نامزدی هم ندارد. اما روزی پی می برد یکی از دانشجوهای با استعدادش به نام «والتر» به او علاقه مند شده و شخصیت سرد و خشکش، اصلا آن جوان را پس نزده است ...
نامزد ۱ جایزهٔ بفتا؛ ۱۸ جایزه و در مجموع ۲۴ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1422
در این درام رشتههایی نسبتاً ناراحتکننده وجود دارد که گاهی تماشای آن را آزاردهنده میکند. «اریکا» (ایزابل هوپرت) استاد موسیقیای است که چندان کاریزماتیک نیست و همچنان با مادرش زندگی و حتی با او یک تخت را شریک است (آنی ژیاردو). او مورد توجه پیانیست جوان و خوشتیپی به نام «والتر» (بنوآ ماژیمل) قرار میگیرد. ظاهراً والتر میخواهد او را در پیچوخمهای آثار شوبِرت راهنمایی...
در این درام رشتههایی نسبتاً ناراحتکننده وجود دارد که گاهی تماشای آن را آزاردهنده میکند. «اریکا» (ایزابل هوپرت) استاد موسیقیای است که چندان کاریزماتیک نیست و همچنان با مادرش زندگی و حتی با او یک تخت را شریک است (آنی ژیاردو). او مورد توجه پیانیست جوان و خوشتیپی به نام «والتر» (بنوآ ماژیمل) قرار میگیرد. ظاهراً والتر میخواهد او را در پیچوخمهای آثار شوبِرت راهنمایی کند، اما آشکارا بیشتر شیفته خودش است تا شایستگیهایش بهعنوان معلم. در ابتدا اریکا از او خوشش نمیآید؛ فکر میکند چیز زیادی برای آموختن به این جوان متکی به خود و مرز باریکی از تکبر ندارد، اما او ادامه میدهد. در عین حال، کمکم با وجوه شخصیت این زن — عزتنفس مخدوش، کجرویهای جزئی و سرکوبهای جنسی درونیاش — آشنا میشویم، بنابراین اگرچه بعضی از رویدادهای بعدی تکاندهندهاند، چندان غیرمنتظره نیستند. برای بیننده شاید نه، اما والتر جوان در اینکه از او منزجر است یا اسیرش شده — یا هر دو — مردد میماند. هوپرت در اینجا بازیای متین اما استادانه ارائه میدهد و آسیبپذیری زنی را نشان میدهد که بهخاطر استعداد موسیقاییاش تحسین میشود ولی بهعنوان یک انسان تقریباً نادیده گرفته شده است. ماژیمل نیز نقش مردی ناایمن و آسیبپذیر را بازی میکند؛ رفتار اریکا هم او را الهام میبخشد و هم فاسد میکند. فیلم پرسشهای زیادی درباره وجوه غریزی رفتار انسانی مطرح میکند. مرزهایی که وجود دارند یا باید وجود داشته باشند، در صحنههایی پرتنش از نظر احساس و هورمون بهسرعت فرو میپاشند، اما گاهی دوباره مانند کسی که سوئیچی را خاموش و روشن کرده باشد برقرار میشوند. پایانبندی بهجا و تا حدی نامطمئن است — سرشار از آزردگی، بیاعتنایی و آنچه من آن را تصویری نسبتاً هولناک از خالی بودن پوسته زندگی او میدانم — و درباره انگیزههای ما برای طلب پذیرش، توجه و عشق و تا کجا برای بهدست آوردنشان حاضر به رفتن هستیم، بسیار برانگیزاننده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران