نیویورک، سال 1947. زن مهاجر لهستانی، «سوفی» ( استریپ ) از بازماندگان اردوگاه ها ی مرگ نازی هاست که پس از مهاجرت به امریکا تحت مراقبت مردی به نام «نیتان» ( کلاین ) قرار گرفته است. در حالی که «نیتان» تعادل روانی ندارد و خود «سوفی» نیز سخت درگیر خاطرات دردناک است.
نیویورک، سال 1947. زن مهاجر لهستانی، «سوفی» ( استریپ ) از بازماندگان اردوگاه ها ی مرگ نازی هاست که پس از مهاجرت به امریکا تحت مراقبت مردی به نام «نیتان» ( کلاین ) قرار گرفته است. در حالی که «نیتان» تعادل روانی ندارد و خود «سوفی» نیز سخت درگیر خاطرات دردناک است.
مدت کوتاهی پس از پایان جنگ جهانی دوم با «استینگو» (پیتر مکنیکل) آشنا میشویم؛ او از دیدار همسایههای جدید بالای سرش چندان خوشحال نیست. «نیتن» (کوین کلاین) در رفتار با دوستدخترش «سوفی» (مریل استریپ) گاهی خشن و پرهیاهو بهنظر میرسد. خوشبختانه صبح روز بعد آرامش برقرار میشود و آنها از پنجره وارد خانهاش میشوند تا او را به یک پیکنیک ساحلی دعوت کنند. استینگو نویسندهای...
مدت کوتاهی پس از پایان جنگ جهانی دوم با «استینگو» (پیتر مکنیکل) آشنا میشویم؛ او از دیدار همسایههای جدید بالای سرش چندان خوشحال نیست. «نیتن» (کوین کلاین) در رفتار با دوستدخترش «سوفی» (مریل استریپ) گاهی خشن و پرهیاهو بهنظر میرسد. خوشبختانه صبح روز بعد آرامش برقرار میشود و آنها از پنجره وارد خانهاش میشوند تا او را به یک پیکنیک ساحلی دعوت کنند. استینگو نویسندهای جوان است و هرچه زودتر به ناپایداری نیتن پی میبرد؛ مردی یهودی که آشکارا بار عاطفی سنگینی بر دوش دارد. از سوی دیگر سوفی آرامتر و سنجیدهتر است — و این سپری است که او مصمم به شکستن آن است. وقتی او اعتمادش را باز مییابد و کمکم سخن میگوید، درمییابیم که سوفی بازماندهی هولوکاست است و برای زنده ماندن ناچار به گرفتن تصمیمهای هولناکی شده است. این بخشِ آخرِ فیلم، صمیمی و ترسناک، واقعاً توانمندی استریپ را در انتقال حسِ ملموس ترس به نمایش میگذارد. شاید لهجهاش بهترین نباشد، اما سکانسهای اردوگاه، ترسها و تضادِ خانه نسبتاً مرفه فرمانده و خانواده خوشبختش — جایی که او بهعنوان خدمتکار کار میکند — که تنها چند قدم با صحنهی آن وحشیگری فاصله دارد، بهطور ظریف و مؤثری به تصویر کشیده شدهاند. هر از گاهی به زمان حال بازمیگردیم تا داستان را بازتنظیم کنیم و خط روایی معاصر را جلو ببریم، سپس دوباره به عمق گذشته برمیگردیم تا بیشتر از آنچه در اروپا در دهه ۱۹۴۰ رخ داد ببینیم. فیلم دیگری است از آن دست که قربانیان چنین بیدادهایی کسانیاند که میخواهند یا مجبورند فراموش کنند، در حالی که دیگران از تجربیاتشان کنجکاوند و میخواهند بدانند. از این منظر، مکنیکل نقش خود را خوب ایفا میکند و هرچه پیش میرود با احتیاط بیشتری در میدانهای روانشناختی قدم برمیدارد، بهخصوص وقتی دینامیک رابطه میان آنها شروع به تغییر میکند. کلاین هم ناامید نمیکند؛ شخصیت عصبی و گاهی آزاردهندهاش همیشه دوستداشتنی نیست، اما بهعنوان قطعهای حیاتی در این پازل قدرتمندِ فیلمنامه، بعدی قوی به احساسات گناه، اندوه، خشم و پشیمانی میافزاید که با پیشروی داستان غالب میشوند. فیلمی شیک با ظاهر گتسبیوار که سرشار از انسانیت، فروتنی و گاهی شوخطبعی بسیار تاریک است. تماشایش آسان نیست، اما چنین داستانهایی هرگز کهنه نمیشوند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران