هنگامی که تیمی برای پیدا کردن دختر موش های نیمح به دردسر دچار میشود و به دره می افتد، آنها مشغول یافتن جغد بزرگ میشوند تا به خانواده ی آنها کمک کند و او را پیدا کنند…
هنگامی که تیمی برای پیدا کردن دختر موش های نیمح به دردسر دچار میشود و به دره می افتد، آنها مشغول یافتن جغد بزرگ میشوند تا به خانواده ی آنها کمک کند و او را پیدا کنند…
من طرفدار پر و پا قرص فیلم اول و رمان اصلی هستم. کاملاً میفهمم چرا این فیلم عموماً مورد پسند قرار نگرفت و بهویژه طرفداران نسخهٔ اصلی از آن خوششان نیامد.
با این حال، آن را یک «فاجعهٔ کامل» نمیدانم؛ چیزهای خوب و طنازی در آن هست که متأسفانه بسیاری از آنها توسط نکات ضعف دیگر تحتالشعاع قرار گرفتهاند.
در نهایت فیلمی از نوعِ موشهای بامزه است...
من طرفدار پر و پا قرص فیلم اول و رمان اصلی هستم. کاملاً میفهمم چرا این فیلم عموماً مورد پسند قرار نگرفت و بهویژه طرفداران نسخهٔ اصلی از آن خوششان نیامد.
با این حال، آن را یک «فاجعهٔ کامل» نمیدانم؛ چیزهای خوب و طنازی در آن هست که متأسفانه بسیاری از آنها توسط نکات ضعف دیگر تحتالشعاع قرار گرفتهاند.
در نهایت فیلمی از نوعِ موشهای بامزه است که چندان وحشتناک نیست، اما هیچگاه شایستگی دنبالهٔ راز NIMH را ندارد. اگر مشکلات ریتم و ضربآهنگ برطرف شده بود، احتمالاً بهتر بهتنهایی جواب میداد.
خلاصهٔ کوتاه (بدون اسپویل):
نکات مثبت:
- حضور ترانهها را دوست دارم.
- تیمی و جنی هر دو شخصیتهای خوشساختی دارند و گویندگان نقشها عملکرد خوبی دارند؛ بهویژه هایندن والچ در نقش جنی بسیار دوستداشتنی و مؤثر است.
- طراحی شخصیتها زیباست؛ دیگر اعضای خانوادهٔ بریسبی در قالب نوجوان/بزرگسال طراحی جالب و بامزهای دارند.
- ایدهٔ کلی مأموریت نجات جذاب است.
نکات منفی:
- کیفیت بصری کلی شبیه به عرضهٔ مستقیم ویدئویی است؛ پس زمینهها به غنای نقاشیگونهٔ فیلمهای دون بلوث یا کلاسیک دیزنی نمیرسند و کمبود بودجه در جزئیات شخصیتها محسوس است (با این حال زشت نیست و شخصیتهای زیادی واقعاً بامزهاند).
- احساسِ عاطفی و عمق فیلم اول را ندارد: آن حس تیرهٔ خطر و لحظات عمیقِ امید در اینجا کم است.
- ریتم و زمانبندی خوب نیست. فیلم بهواقع به حدود سی دقیقه زمان بیشتر نیاز داشت تا به طول معمولِ نود دقیقه برسد: ده دقیقهٔ اضافه برای ایجاد رابطهٔ بیشتر بین تیمی و جنی در درهٔ تورن و بیست دقیقهٔ اضافهتر برای مأموریت نجات میتوانست بسیار کمک کند.
- وای خدای من، با NIMH چه کردند؟! بهجای آزمایشگاه انسانی حرفهای، حالا تبدیل به یک قلعهٔ ترسناک شده که انگار از فیلم فرانکنشتاین بیرون آمده!
- آنتاگونیست (شخص مقابل) خیلی بد نشان داده شده؛ نه از نظر هویت، بلکه از نظر نحوهٔ نمایش. دیوانهوار و مضحک است بهجای اینکه احساسی و ترسناک باشد — این دقیقاً با لحن فیلم اول جور درنمیآید و بیشتر شبیه اپیزودی از «چپ و دیل» است تا دنبالهای جدی.
جزئیات بیشتر (شامل اسپویل):
جنبههای فنی:
- قابل درک است که یک عرضهٔ مستقیم ویدئویی بودجهٔ کمتری داشته باشد و انتظار نداشتم پسزمینهها کیفیت نقاشیمانندی داشته باشند. اما بعضی جنبههای فنی دیگر عجیباند: هماهنگی حرکت لب در صحنههای کوچک متوسط است، بعضی سکانسهای اکشن ناگهان خیلی تند میشوند انگار کسی فیلم را سریع کشانده، و در برخی صحنهها صحبت کردن قبل از نزدیک شدن شخصیتها شروع میشود که همهٔ اینها به احساس شتابزدگی و ریتم بد کمک میکند.
ریتم:
- فیلم به زمان پخش طولانیتری نیاز داشت، بهویژه برای پیشرفت رابطهٔ تیمی و جنی قبل از اینکه آن را بهسمت رمانس ببرند.
- خود مأموریت نجات هم به زمان و پردازش بیشتری نیاز داشت: برنامهریزی بیشتر، نشان دادن واضحتر آتشسوزی، درگیریهای هوشمندانهتر و دارای بارِ عاطفی بیشتر.
- روابط میان شخصیتها بهویژه میتوانست از زمان بیشتر سود ببرد.
NIMH و طرح شرورانه:
- NIMH قرار است یک آزمایشگاه انسانی تمیز و حرفهای باشد؛ البته برای حیوانات حکم زندان و شکنجه را دارد. اما در این فیلم، بهصورت یک «قلعه»ٔ مرموز با آزمایشهای وحشتناک، پروفسورهای دیوانه و ماشینآلات شبیه فرانکنشتاین نشان داده شده است.
- این نوع نمایش شاید برای فیلمی دیگر مناسب بود، اما نه برای دنبالهای که قرار است همان NIMH فیلم اول را نشان دهد.
- علاوه بر این، مزدورانِ گربهایِ هیولا که مغزشویی شدهاند و حرف میزنند هم اضافه شدهاند! این هم در یک ماجرای مبتنی بر موشها میتوانست جا بیفتد، اما در دنیای «راز NIMH» چندان منطقی نیست.
آنتاگونیست:
- از نظر شکلگیریِ ابتدا، میتوانست دلایل قابل قبولی داشته باشد و از منظر عاطفی توضیح داده شده و همینطور حل شود. اما در عوض به سمت شخصیتِ «دانشمند دیوانه» رفتهاند که با کاراکتر نامتناسب و بیشتر مضحک و هیجانی است تا جدی.
- بسیاری میگویند فیلم به شخصیت خانم بریسبی بیاحترامی کرده؛ من فکر نمیکنم پیر شدن و کماهمیت شدن او در آینده غیرمنطقی باشد (هرچند من هم دوست داشتم او را بیشتر ببینم). اما آنتاگونیست واقعاً توسعهٔ بدی یافته که حیف است، چون از منظر عاطفی میشد کار بهتری با آن کرد.
نتیجهگیری:
- آیا این فیلم وحشتناک است؟ نه بهنظر من «وحشتناک» نیست. در نمایش درهٔ تورن خوب عمل شده و تیمی و جنی بهتنهایی و در کنار هم بامزه و دوستداشتنیاند.
- بیرون از جهان NIMH و با ریتم بهتر، این فیلم میتوانست پتانسیل زیادی داشته باشد.
- اما در شکل فعلی احساسِ شتابزدگی و ناتوانی در شایستگیِ عنوان «دنباله» را دارد که تأسفآور است.
- با این حال طراحیهای شخصیت، ترانهها و اجرای گویندگان را دوست داشتم.
- فیلم را دوست ندارم چون دنبالهٔ خوبی نیست، اما کاملاً فاجعهآمیز هم نیست. اگر بتوانید آن را بهعنوان یک فیلم مستقل نگاه کنید، از موشهای بامزه و ترانهها لذت ببرید.
- در هر صورت پتانسیل زیادی هدر رفته و این واقعاً تأسفبرانگیز است چون شخصیتها و محیط درهٔ تورن میتوانستند بسیار بیشتر از اینها باشند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران