«ماریو» بر خلاف پدرش، ماهیگیری را دوست ندارد و به دنبال پیدا کردن شغلی دیگر است. در همین حین، شاعر معروفی از کشور شیلی به نام «پابلو نرودا» وارد ایتالیا میشود و ادارهی پست جهت تحویل نامههای طرفداران این شاعر پرآوازه، نیاز به یک پستچی دارد. همین موضوع بهانهای میشود تا شاهد صفحات جدیدی از زندگی «ماریو» باشیم.
«ماریو» بر خلاف پدرش، ماهیگیری را دوست ندارد و به دنبال پیدا کردن شغلی دیگر است. در همین حین، شاعر معروفی از کشور شیلی به نام «پابلو نرودا» وارد ایتالیا میشود و ادارهی پست جهت تحویل نامههای طرفداران این شاعر پرآوازه، نیاز به یک پستچی دارد. همین موضوع بهانهای میشود تا شاهد صفحات جدیدی از زندگی «ماریو» باشیم.
یک اثر ایتالیایی زیبا
اگر چیزی بتواند حتی پرحرفترین و بانشاطترین مردان را هم از بیان مقصود بازدارد، نگاه پرحرارت دختری است که او را دوست دارند. من این را از تجربه میدانم؛ هر مردی که دستکم یکبار عاشق شده باشد، میفهمد که انتخاب لحظه و واژهٔ درست برای بازگو کردن عظمت و زیبایی احساس چندان آسان نیست. اوضاع برای مردان خجالتی یا کمتجربه در عشق...
یک اثر ایتالیایی زیبا
اگر چیزی بتواند حتی پرحرفترین و بانشاطترین مردان را هم از بیان مقصود بازدارد، نگاه پرحرارت دختری است که او را دوست دارند. من این را از تجربه میدانم؛ هر مردی که دستکم یکبار عاشق شده باشد، میفهمد که انتخاب لحظه و واژهٔ درست برای بازگو کردن عظمت و زیبایی احساس چندان آسان نیست. اوضاع برای مردان خجالتی یا کمتجربه در عشق پیچیدهتر هم میشود.
بر خلاف آنچه فیلم ممکن است القا کند، لازم نیست شاعر باشی تا به زنی زیبا بگویی دوستش داری. معمولاً خودِ عشق ما را به شاعرانی اتفاقی و بداههسرا تبدیل میکند: اگر مصرع اول را خدایان به ما عطا کنند، موزهٔ عشقمان بقیه را الهام میبخشد. شعر از دل ماجراها و بدبیاریهای دل کسانی که آن را میسرایند زاده میشود.
این فیلم ایتالیایی همین مسائل را از خلال تقابل دو شخصیت روایت میکند که در شرایط عادی شاید هرگز با هم روبهرو نمیشدند: یکی ماریو روپّولو، ماهیگیری سابق که بهدلیل حساسیت به دریا پستچی شده و در ابراز عشق به دختری که دوستش دارد ناتوان است؛ و دیگری پابلو نرودا، شاعر مشهور چیلیایی که بهخاطر مواضع سیاسی و سوناتهای عاشقانهاش شناخته شده است. تضاد بین سادگی و خجالت طبیعتی یک مرد عامی و بیان و کاریزمای یک چهرهٔ برجستهٔ عمومی چشمگیر است. اگر چه فیلم تلاش میکند نشان دهد مرد ساده تأثیر مهمی بر شخصیت عمومی داشته، بهنظر میرسد این تأثیر کمتر از آن چیزی است که فیلم میخواهد نشان دهد.
ماسیمو ترویسی که در کنار مایکل ردفورد در هدایت فیلم نقش داشته، نقش اصلی را درخشان بازی میکند و به ماریو ترکیبی متعادل از فروتنی، خجالت و کنجکاوی میدهد. تنها نقد من به او این است که هرگاه در صحنههایی با نرودا همراه میشود، کمی محو و کمنور جلوه میکند؛ نرودا را فیلیپ نوآره بهخوبی ایفا کرده است. با این حال بهترین لحظات فیلم، گفتوگوها و سکانسهایی است که این دو با هم هستند؛ دیالوگها از نظر کیفیت و اجرای درست سزاوار تحسیناند.
رناتو اسکارپا بهدلیل سیاسیشدن بیش از حد شخصیتاش گاهی آزاردهنده میشود؛ نوعی سخنوری خستهکننده و تکراری که در میان بسیاری از سیاستمداران کمونیست و سوسیالیست دیده میشود. ماریا گرازیه کوچینوتا هرچند زیاد ظاهر نمیشود و نقش بزرگی ندارد، حضورش بهعنوان عنصری خوشآمد به طرح کمک میکند و زیباییاش چشمگیر است.
از نظر فنی فیلم مزایایی دارد: اگرچه تصویربرداری بهخاطر فضایی مهآلود و کهنه چندان برجسته نیست، زیبایی مکانهای فیلمبرداری و صحنهها آن را جبران میکند؛ فضاهای باز، نور فراوان، آفتاب، دریا و مناظر بیرونی نفسگیر از نکات برجستهاند. ملودی فیلم نیز شایستهٔ یادداشت مثبت است؛ نهتنها با فیلم و هر صحنه هماهنگ است، بلکه زیبا و حسابشده است و در ذهن میماند.
در کنار همهٔ اینها، فیلم روایتگرِ یک قصهٔ ساده اما اثرگذار است: نرودا که بهدلیل اوضاع ناپایدار در کشورش پناهنده شده، به جزیرهای کوچک در ایتالیا میآید؛ اهالی جزیره در ابتدا تنها به این فکرند که باید یک پستچی اضافه به خدمت بگیرند، و ماریو همینجا وارد میشود. ماریو که سواد چندانی ندارد، مصرانه میخواهد با نرودا صحبت کند و از او بیاموزد. نرودا ابتدا بیتفاوت است اما بهتدریج در حین تحویل نامهها با او گفتوگو میکند و وقتی ماریو از او میخواهد برای فریفتن بئاتریچه کمکش کند، نرودا نقشِ مرشد را میپذیرد. تلاشهای ابتدایی ماریو زمخت و مستقیماند، اما کمکم یاد میگیرد چگونه با بیانی پختهتر و انسانیتر عشقش را ابراز کند.
همزمان این آموزش چشمهای او را به آنچه سالها در اطرافش میگذشته باز میکند: جزیره حتی آب لولهکشی ندارد و با نزدیکشدن انتخابات، ماریو جذب جنبشهای کمونیستی میشود، چون وعدههای سیاستمداران بازدیدکننده را پوچ و غیرقابل تحقق مییابد. بیداری سیاسی او همیشه بین همشهریانش که میخواهند زندگی سادهٔ دریانوردیشان را داشته باشند، خوشایند نیست.
این اقتباس از کتاب آنتونیو اسکارمِتا شخصیتها را با روحی بخشنده و کاریزمایی فراوان درمیآورد؛ رشد ماریو بهطرزی کمنمایشی اما حسابشده توسط ترویسی مدیریت شده و بازی نوآره هم صداقت ظریفی به اثر میبخشد. تصویربرداری از مناظر طبیعی جزیره بهرهٔ زیادی میبرد و گاهی بهنظر میرسد که محیط احساسات بازیگران را نیز بازتاب میدهد. فیلم همچنین تحلیلی مؤثر از چیستی شعر ارائه میدهد؛ ظرافت ساختار واژگان و اتکای آنها به شعرهای غیرقافیهای با مؤثرّیت خوبی بهکار رفتهاند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران