برای ساختن یک فیلم خوب، بهنظر میرسد فقط یک دختر و یک کوسه کافی باشد، اما کولت-سرا حتی اصول پایه را هم رعایت نمیکند و فیلمی ساخته که اغلب بیشتر شبیه یک بازخوانی زنمحور از تبلیغات قدیمی اولد اسپای دههٔ ۸۰ است. «شالوز» در نهایت ناامیدکننده از آب درآمد.
فیلمِ ژاومه کولت-سرا دربارهٔ تقابل زن و طبیعت تصویری زیبا و بزرگپردهای از دلپذیریهای سطحی هالیوود است...
برای ساختن یک فیلم خوب، بهنظر میرسد فقط یک دختر و یک کوسه کافی باشد، اما کولت-سرا حتی اصول پایه را هم رعایت نمیکند و فیلمی ساخته که اغلب بیشتر شبیه یک بازخوانی زنمحور از تبلیغات قدیمی اولد اسپای دههٔ ۸۰ است. «شالوز» در نهایت ناامیدکننده از آب درآمد.
فیلمِ ژاومه کولت-سرا دربارهٔ تقابل زن و طبیعت تصویری زیبا و بزرگپردهای از دلپذیریهای سطحی هالیوود است که بیننده را طوری سوق میدهد که دقیقاً حالتی رام و راضی ایجاد شود — همان حسی که بهترین فیلمهای عامهپسند تابستانی رقم میزنند.
خیلی نزدیک به ساحل، اما آنقدر دور و خطرناک که قابل تلاش نیست. احتمالاً فیلمهای حملهٔ کوسه مثل «آروارهها» یا «دِیپ بلو سی» را دیدهاید — این هم یکی دیگر از آنها که در بیشتر بخشها بهخوبی اجرا شده است. جلوهها واقعی بهنظر میرسند و تا نیمهٔ پایانی رفتار کوسه طبیعی و باورپذیر است، اما در نیمساعت آخر کلیشهای میشود و کوسه بدل میگردد به حیوانی که به هر قیمت باید هدفش را بکشد؛ چیزی که از نظر رفتاری با آنچه از برنامههای طبیعت انتظار داریم، همخوانی ندارد. من عاشق حیواناتم و هرچند تا به حال کوسهٔ زنده ندیدهام، اما رفتار فیلم از نظرم ناامیدکننده بود — نه بهخاطر حمایت از کوسه، بلکه بهخاطر ناهمخوانی رفتار آن. خارج از دقایق پایانی که کوسه بیشازحد اغراقآمیز شد، از فیلم لذت بردم. لوکیشنها عالیاند و بلیک لایولی واقعاً درخشان است. در ابتدا شخصیت بسیار جذاب و دوستداشتنی است، اما با تغییر تمرکز به موجسواری و سپس حملهٔ کوسه، فضا عوض میشود. فیلم لحن تیزی دارد و فیلمنامه بهخوبی نوشته شده؛ با بازیگران محدود و بخشی عمده از فیلم در نزدیکی ساحل میگذرد. شروع خوب، میانهٔ منظم، اما پایان کمرمق — به نظرم کمی از تبدیل شدن به فیلمی بزرگ در سطح «۱۲۷ ساعت» بازماند. با این حال توصیهاش میکنم؛ ارزش دیدن دارد. امتیاز: ۶.۵/۱۰
بهعنوان یک علاقهمند به کوسهها (مرهون «آروارهها»)، از دیدن «شالوز» هیجانزده بودم. وقتی تریلر را دیدم، ایده—که بیشتر شبیه «۱۲۷ ساعت» تا «آروارهها» است—جالب مینمود: یک نفر تنها روی صخرهای، در حدود صد متر از ساحل، در آبی که کوسه در آن است. بیشتر فیلمهای کوسهای دقیقاً فرمول «آروارهها» را دنبال میکنند: کوسه حمله میکند، کسی دستور تعطیلی ساحل میدهد، موانعی ایجاد میشود و قهرمان بالاخره با هیولا روبهرو میشود. اما «شالوز» برداشت تازهای از همان داستان تکراری ارائه میدهد. نیمهٔ اول شبیه «Open Water» است و روی تعلیق و کمهیاهو تمرکز دارد؛ سپس کوسه ناگهان و برای دقایقی انفجاری ظاهر میشود و فیلم به یک تریلر پرشتاب بدل میگردد. با این حال صحنههایی که خودِ کوسه در آنها حضور دارد، کمتر جالباند؛ من بیشتر با بلیک لایولی و آن مرغ دریایی درگیر بودم تا با خودِ کوسه. بازی لایولی قابلباور بود و در داستان بقا واقعاً برایش دل میسوزاندم.
گاهی فیلم وقتی روی تعلیق تکیه میکرد فضای هفتتیکمانند پیدا میکرد: میدانیم که کوسه آنجاست اما او را نمیبینیم؛ به محض دیدن کوسه، تعلیق فوراً از بین میرود. بخشهایی از فیلم کوچک و صمیمیاند، شبیه یک فیلم مستقل، و اینها قوت اثرند. اما گویی کارگردان میخواسته ترکیبی از یک فیلم تعقیب و گریز ساده و یک فیلم بقا بسازد؛ این ترکیب برای من جواب داد، اما اغراق و سنسیشنالیسم مربوط به صحنههای کوسه بیشازحد بود و فیلم را از نظر لحن نامتعادل کرد. انگار کارگردان و تهیهکننده روی یک خط نبودند و سکانسهای اکشن کوسه به اجبار به فیلم اضافه شدهاند و با لحن کلی جور درنمیآیند — این بزرگترین ضعف فیلم است. بله، کوسه باید باشد و خطرناک هم باشد، اما نحوهٔ ارائهٔ آن باید با لحن کلی فیلم همخوانی داشته باشد. در مقطعی کوسه طی یک ساعت سه نفر را میبلعد؛ چیزی که با آن چیزی که فیلم تا آن زمان ساخته بود، ناسازگار است. میتوانست با کاستن از افراط به اثری ویژه بدل شود؛ درعوض، اضافهنمایی خشونت و هیجانِ اغراقشده، فیلم را از منحصربهفرد بودن بازمیدارد و به یک فیلم «خوب» تنزل میدهد. لوکیشنها زیبا هستند و دیدنشان روی پردهٔ بزرگ چشمنواز است.
فیلمی درخشان دربارهٔ یک کوسهٔ گرسنه. داستان ساده اما گیرایی دارد؛ بعد از چند دقیقه شما به قهرمان داستان اهمیت میدهید و دستدعا میگیرید که اتفاق خوبی برایش بیفتد. همهچیز (یا تقریباً همهچیز) واقعگرایانه بهنظر میرسد و کارگردانی روی آنتاگونیست اصلی — یعنی کوسه — کاملاً حسابشده است. اجرای بلیک لایولی در نقش نانسی آدامز عالی است. من از مناظر چشمنواز هم واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم و دلم میخواست پیشزمینهٔ شخصیتی مفصلتری میداشتیم، اما این شکایت جدی نیست چون کلیت تجربه بسیار لذتبخش بود. اگر به تعلیق و کوسهها علاقه دارید، حتماً ببینید. امتیاز: ۸ از ۱۰
در مجموع: بلیک لایولی با اجرای برجستهاش از یک ایدهٔ سطحی، فیلمی ساده دربارهٔ کوسه را به سطح بالاتری میبرد. در ابتدا شک داشتم که تماماً روی یک صخره متمرکز بودن فیلم بتواند جواب بدهد، اما اشتباه میکردم — «شالوز» یک فیلم کوسهای تأثیرگذار است. بار روانی فیلم به دوش بازی لایولی است و او آن را بهخوبی حمل میکند؛ ترس، شجاعت و مبارزه در چهرهٔ نانسی بهخوبی دیده میشود.
تصاویر فیلم تهدیدآمیزند و حداقل خودِ کوسه واقعی بهنظر میآید وقتی نانسیِ گرفتار (بلیک لایولی) را در یک خلنگی ساحلی که فقط چند صد متر با ساحل فاصله دارد، آزار میدهد. طبیعتاً او همهٔ وسایلش را روی ساحل رها کرده و پس از برخورد یک سفیدکِ عظیم که هوس خوردن کرده، کاملاً بیسروصدا شده است. خوشبختانه چند صخرهٔ بزرگ و حتی یک میلهٔ نشانگر مرجانی ضخیم هست که او بتواند روی آن پناه بگیرد و دعا کند کسی بیاید و کمکش کند — کسی که حداقل به اندازهٔ کافی عقل داشته باشد که تعجب کند چرا او روی صخره گیر افتاده و نه اینکه بیپروا وارد آب شود. شاید برخی صحنهها از نظر فیزیکی تا حدی غیرممکن بهنظر برسند، اما من آن دقایق کوتاه را واقعاً دوست داشتم و لایولی هم توانسته درجهای از یأس را منتقل کند همانطور که کوسه گرسنهتر، عصبانیتر و دستبهخلاقیتتر میشود. آیا او زنده میماند؟ از نظر خطرِ زندهبودن، تنش داستان در کل بسیار کم است و فیلم حدود نیمساعت بیش از حد طولانی شده، اما لحظات پرهیجانی هست و ارزش دیدن دارد، حتی اگر فقط یادآوری کند که چقدر انسان در محیطی که فناوریاش کارآمد نیست، آسیبپذیر و بیدفاع است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران