موضوع فیلم بر اساس داستانی واقعی از عملیات «آنتروپوید» می باشد. ماموریتی در جنگ جهانی دوم برای ترور ژنرال «اس اس راینهارد هایدریش» برنامه ریزی می شود و ...
موضوع فیلم بر اساس داستانی واقعی از عملیات «آنتروپوید» می باشد. ماموریتی در جنگ جهانی دوم برای ترور ژنرال «اس اس راینهارد هایدریش» برنامه ریزی می شود و ...
کشتن ژنرال نازی مأموریتشان بود، اما این کار مقاومت را آغاز کرد
صادقانه بگویم، اول فکر میکردم فیلمی علمیتخیلی است؛ عنوانش اینطور به نظر میآمد و مجبور شدم معنایش را جستوجو کنم. داستان حول یک عملیات ترور در اوایل دههٔ ۱۹۴۰ در چکسلواکی میچرخد؛ روزهای نخست جنگ جهانی دوم، زمانی که سربازانِ تبعیدشده برای از پای درآوردن ژنرال نازی راینهارد هایدرش که امور چکسلواکی را مدیریت...
کشتن ژنرال نازی مأموریتشان بود، اما این کار مقاومت را آغاز کرد
صادقانه بگویم، اول فکر میکردم فیلمی علمیتخیلی است؛ عنوانش اینطور به نظر میآمد و مجبور شدم معنایش را جستوجو کنم. داستان حول یک عملیات ترور در اوایل دههٔ ۱۹۴۰ در چکسلواکی میچرخد؛ روزهای نخست جنگ جهانی دوم، زمانی که سربازانِ تبعیدشده برای از پای درآوردن ژنرال نازی راینهارد هایدرش که امور چکسلواکی را مدیریت میکرد، فرستاده میشوند. فیلم از مراحل آمادهسازی تا اجرای نقشه و پیامدهای آن را برای ما روایت میکند.
فیلمی جنگی است، و چون براساس رخدادهای واقعیِ جنگ جهانی دوم ساخته شده، نیازی به توضیح دربارهٔ قدرتِ روایتش نیست. کارگردان از سازندگان «Metro Manila» است. فیلم با مشارکت بینالمللی تولید شده اما بازیگرانش ستارههای بزرگی ندارند؛ جیمی دورنان و کیلین مورفی نامهای شناختهشدهای برای بازار جهانی سینما محسوب نمیشوند و همین باعث شد فیلم در گیشه توفیق چندانی نداشته باشد. من از بازی آنها و دیگر بازیگران خوشم آمد. فیلم آنقدرها بد نیست که برخی منتقدان گفتند؛ بهتر است خودتان بعد از دیدن قضاوت کنید.
فیلم خیلی جمعوجور و شفاف به موضوعش میپردازد، اما مشکلش فضاهای خالی و کشدارِ زیادی است؛ تا نیمهٔ فیلم که ترور اتفاق میافتد، روایت کُند است و سپس فیلم جان میگیرد. در بخش پایانی هم ریتم تند میشود و فیلم قوی به پایان میرسد. بنابراین کلیت فیلم میتوانست کمی کوتاهتر و فشردهتر باشد تا روایت بهتری داشته باشد. برای من این نسخه مشکلی نداشت و همانطور که هست پسندیدمش، اما بعضی تماشاگران آن را کشدار میدانند.
فیلم با بودجهٔ محدود ساخته شده اما ارزش دیدن دارد؛ کیفیت تولید عالیست و در بصریات و صحنهپردازی کوتاهی نشده، بسیاری از سکانسها در مکانهای واقعی فیلمبرداری شدهاند تا تأثیر واقعیتری بدهند. قطعاً از بهترین فیلمها دربارهٔ موضوعات مرتبط با جنگ جهانی دوم است. هرچند این فیلم صرفاً یک اثر جنگی محض نیست، اما شبیه فیلم کرهای اخیر «Assassination» دربارهٔ ترور یک ژنرال ژاپنی است. چنین فیلمهایی واجب دیدناند چون نشان میدهند مردم، جامعه و ملت تا چه حد زیر ظلم نازیها رنج بردند. قطعاً توصیه میشود!
امتیاز: ۸/۱۰
---
بازسازیِ شایستهای از فیلم ۱۹۷۵ «Operation Daybreak»
این نسخه بازسازی نسبتاً شایستهای از فیلم ۱۹۷۵ «Operation Daybreak» است که داستان ترور رهبر چکیِ هیتلر، راینهارد هایدرش، را روایت میکند. باید گفت این مرد فردی بسیار شنیع بود؛ پشت بسیاری از سیاستهای نسلکشی نازیها قرار داشت و در چارچوب قدرت، تنها به هیمِلر و فوهرر پاسخگو بود. «کوبیش» (جیمی دورنان) و «گابچیک» (کیلین مورفی) بهدست دولت در تبعیدِ لندن برای قتل این مرد نسبتاً کمحفاظت فرستاده میشوند، اما حضور آنها سبب نگرانی شدید مقاومت محلی میگردد. آنها، با واقعنگری، از تأثیر هرگونه اقدام علیه هایدرش بر مردم محلی بیم دارند: روستاها ممکن است نابود شوند و قتلعام گسترده رخ دهد. سؤالشان این است که آیا این یک اقدام بیش از حد است یا پیامی است که میخواهند نشان دهند هنوز زیر چکمهٔ اساس قرار نگرفتهاند.
این بازسازی خوب است هرچند کمی کند. بازیهای دو بازیگر اصلی قابل قبولاند اما آن حس تهدیدِ قویای که نسخهٔ دههٔ ۱۹۷۰ داشت، به همان شدت در اینجا احساس نمیشود. پایانبندی را تاریخ رقم زده و چندان آزادی مانور برای شان الیس باقی نمانده، اما او با استفاده از بازیگران مکملِ محکم توانسته ارادهٔ مردمی را به تصویر بکشد که درمییابند فداکاریهای بیشتری لازم است تا آزادیشان را بازپس گیرند. فیلم از نظر بصری زیباست؛ به جزئیات توجه شده و تصاویر خوبی از پراگ دارد، اما برای من کمی خشکی و فاصله احساسی دارد. ارزش دیدن دارد، اما فیلمی عالی نیست.
---
داستانی چکِ تکاندهنده و غمانگیز از جنگ جهانی دوم
این فیلم داستان واقعی فرستادن نیروهای چکتبار توسط لندن را روایت میکند: چریکهایی (کیلین مورفی و جیمی دورنان) که در اواخر ۱۹۴۱ به پراگ فرستاده شدند تا در مهٔ ۱۹۴۲ ژنرال اساس راینهارد هایدرش را ترور کنند. او یکی از سه یا چهار مقام برتر اساس هیتلر بود و بهعنوان «قصاب پراگ» شهرت داشت؛ همچنین یکی از معماران اصلی هولوکاست بود.
داستان ترکیبی از درام، تعلیق، اکشن جنگی و تراژدی است. بهخاطر ماهیت مخفی عملیات، فیلم شبیهِ آثار معمول جنگ جهانی دوم نیست؛ بیشتر به «والکری» یا فیلمِ فرضی «The Eagle Has Landed» میماند که آنهم شامل تقابلی در یک کلیسا بود. بخشهایی هم یادآور «Where Eagles Dare» است، با این تفاوت که المانهای اغراقشدهٔ آلیستر مکلین حذف شدهاند.
فیلمبرداری در لوکیشنهای واقعی جمهوری چک یک امتیاز بزرگ است. این اتفاق واقعاً رخ داده و چکها بهای سنگینی پرداختند؛ روایت فیلم بهخوبی این را نشان میدهد.
نسخهٔ قبلی همین داستان ۴۱ سال پیش تحت عنوان «Operation: Daybreak» منتشر شد. هر دو نسخه خوباند، اما این یکی برتری دارد چون تلاش ترور را دقیقتر به تصویر میکشد. پس از یک افتتاحیهٔ هیجانانگیز، وقایع بهطور قابلدرکی برای حدود ۴۵ دقیقه کمجنبوجوش میشوند تا وقتی مأموریت اجرا میشود و از آن به بعد بیننده مجذوب صفحه میشود.
شارلوت لبون (بازیگر فرانسوی-کانادایی) در نقش ماری حضور دارد؛ او بعداً فیلمسازی مستقل توانمند شد. فیلم حدود دو ساعت است و در تابستان ۲۰۱۵ فیلمبرداری شده است.
نمره: B+/A-
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران