هنگامی که هاروتو آماکاوا دانشجوی 20 ساله در یک تصادف رانندگی می میرد، اصلاً انتظار ندارد که در دنیایی ناآشنا در بدن پسر جوانی به نام ریو تناسخ کرده و از خواب بیدار شود. همانطور که خاطرات و شخصیت های آنها در هم می آمیزد، ریو متوجه می شود که اکنون دارای قدرتی جادویی است و...
هنگامی که هاروتو آماکاوا دانشجوی 20 ساله در یک تصادف رانندگی می میرد، اصلاً انتظار ندارد که در دنیایی ناآشنا در بدن پسر جوانی به نام ریو تناسخ کرده و از خواب بیدار شود. همانطور که خاطرات و شخصیت های آنها در هم می آمیزد، ریو متوجه می شود که اکنون دارای قدرتی جادویی است و...
از وقتی در سال ۲۰۱۷ سفرم به دنیای انیمه را شروع کردم، فکر میکنم عناوین زیادی دیدهام. مزیت/عیب این مسئله این است که الگوها را سریع میتوان تشخیص داد؛ میشود جهت کلی یک اثر را حدس زد و از دور فهمید چقدر کلیشهای خواهد بود.
هرچند این انیمه هنوز انجمنها یا خطهای ماجراجویی کلاسیک را معرفی نکرده (من تا قسمت ۳ دیدم و میخواهم قسمت ۴...
از وقتی در سال ۲۰۱۷ سفرم به دنیای انیمه را شروع کردم، فکر میکنم عناوین زیادی دیدهام. مزیت/عیب این مسئله این است که الگوها را سریع میتوان تشخیص داد؛ میشود جهت کلی یک اثر را حدس زد و از دور فهمید چقدر کلیشهای خواهد بود.
هرچند این انیمه هنوز انجمنها یا خطهای ماجراجویی کلاسیک را معرفی نکرده (من تا قسمت ۳ دیدم و میخواهم قسمت ۴ را شروع کنم)، باز هم همان خطِ «قدرت زیادی دارم ولی حوصله ندارم، پس باید مخفیاش کنم» را دنبال میکند. هر وقت شخصیت اصلی کاری انجام میدهد، تلاش میشود دستاوردش کماهمیت جلوه داده شود.
این موضوع خستهکننده است چون هرگز نمیتوانی واقعاً برایش خوشحال شوی. باوجود اینکه دیگران سالها شاهد رشد او بودهاند، هنوز به او شک دارند و نگاهشان نسبت به او تغییر نمیکند. حتی وقتی او را آزار میدهند، کسی واقعاً مراقبش نیست و فقط سرشان را برمیگردانند.
در نبرد با آن هیولای عظیم، وقتی او شاهدخت کوچک را نجات داد، کسی قدر فداکاریاش را ندانست، هرچند شاهدخت تلاش کرد به دیگران نشان دهد او کار خوبی کرده. حتی تقصیر را به او نسبت دادند و گفتند احساس گناه او باعث سقوطش شده، در حالی که همه میدانستند اصلاً نزدیکش نبوده.
آنها خیلی تلاش کردند که پیروزیاش بر هیولا بینتیجه بماند؛ چطور ممکن است صدای هیولایی که از آن فرار میکردی را نشنوند یا او را گم کنند؟ فقط وقتی نبرد تمام شده ظاهر میشوند — چون نباید شاهدی وجود داشته باشد که ببیند شخصیت اصلی هیولایی را که هیچکس نتوانست شکست دهد، از پای درآورده. کسی هم قرار نیست تعجب کند که چرا یک دقیقه پیش همه برای نجات جانشان فرار میکردند و حالا ناگهان همهچیز آرام است... همهچیز صرفاً برای پیش بردن داستان به سمتی بود که شخصیت اصلی تبعید شود و تقصیر را به گردن او بیندازند، به بهانه اجرای دستورات فرماندهها.
خلاصه: اگر دنبال سریالی کلیشهای هستی که بتوانی حرکت بعدیاش را از دور حدس بزنی، ببین. از پیشنمایش قسمت ۴ به نظر میرسد قدم بعدی تشکیل هارم باشد — چون چه ایسهکایی بدون هارم معنی دارد؟
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران