"پُل" سرگردان که چیزی برای از دست دادن ندارد برای گرفتن انتقام از ارازل و اوباشی که دوستش را به قتل رسانده اند، وارد شهر کوچکی می شود، دو خواهر به نام های آن و اِلن که هتل آن شهر را اداره میکنند نیز برای گرفتن این انتقام به کمک پُل می آیند...
"پُل" سرگردان که چیزی برای از دست دادن ندارد برای گرفتن انتقام از ارازل و اوباشی که دوستش را به قتل رسانده اند، وارد شهر کوچکی می شود، دو خواهر به نام های آن و اِلن که هتل آن شهر را اداره میکنند نیز برای گرفتن این انتقام به کمک پُل می آیند...
در غرب وحشی قدیم، همیشه انتقام حرف اول را میزند!
باورتان شود یا نه، این نسخهٔ وسترنِ «جان ویک» است؛ همان قصه فقط در بیابانهای غرب قدیم رخ میدهد. مردی که از کشتن بومیان خسته شده، همه چیز را رها کرده و برای شروعی تازه راهی مکزیک میشود. اما در راه، در شهری کوچک دچار دردسر میشود. پس از زنده ماندن از حمله، برای شکار کردن...
در غرب وحشی قدیم، همیشه انتقام حرف اول را میزند!
باورتان شود یا نه، این نسخهٔ وسترنِ «جان ویک» است؛ همان قصه فقط در بیابانهای غرب قدیم رخ میدهد. مردی که از کشتن بومیان خسته شده، همه چیز را رها کرده و برای شروعی تازه راهی مکزیک میشود. اما در راه، در شهری کوچک دچار دردسر میشود. پس از زنده ماندن از حمله، برای شکار کردن همهٔ مهاجمان بازمیگردد و مانند بسیاری از فیلمهای وسترن، پایان پیشبینیپذیر است.
فیلم بدی نیست، اما نه داستانش تازه است و نه صحنههای تیراندازیاش. با گروهی از بازیگران قابل و فیلمی نسبتاً خوشساخت مواجهیم. شخصیتها محدودند و فضای فیلم کمجمع و خلوت است؛ بنابراین روایت کلی تقریباً روی چند شخصیت در طول ۱۰۰ دقیقه متمرکز میماند. از دیدن وضعیتی که برای تراولتا رقم خورده تأسف خوردم؛ از او استفادهٔ چندانی نشده و تنها حضوری دارد بدون عمق بیشتر. از طرف دیگر اتان هاوک خوب است، اما نقش او بهعنوان مردی متوسط در غرب قدیم تعریف شده، نه شخصیتی قدرتمند که در این ژانر انتظارش میرود.
عنوان همهچیز را میگوید، اما شدت خشونت در آن به اندازهٔ بسیاری از وسترنهای مشابهی که دیدهام بیرحم نیست. برای اغلب بینندگان ناامیدکننده خواهد بود، اما عدهای ممکن است از سادگیاش لذت ببرند. برای من فیلمی میانگین بود؛ حس میکنم میتوانست بهتر باشد، بهویژه در صحنههای درگیری با اسلحه. بنابراین بیش از یک بار دیدن با توقعی پایین، ارزشش را ندارد.
امتیاز: 6/10
شرور دنتون
«In a Valley of Violence» را تی وست نوشته و کارگردانی کرده است. در آن اتان هاوک، تایسا فارمگا، جیمز رنسوم، کارن گیلان و جان تراولتا ایفای نقش میکنند. موسیقی از جف گریس و فیلمبرداری از اریک رابینز است.
اتان هاوک نقش پل را بازی میکند، سربازی سابق که تنها با سگش، ابی، در بیابان به سمت مکزیک سرگردان است. او در شهر رو به زوال دنتون توقف میکند و با مشکلی مواجه میشود که برای خودش و شهر پیامد خواهد داشت.
تی وست بیشتر به خاطر آثار وحشتش شناخته میشود؛ هرچند در آن ژانر قضاوتها متفاوت است، او میتواند به نرخ موفقیتش افتخار کند. اینجا او سراغ وسترن رفته و در همان حال که به اساتید گذشتهٔ ژانر ادای احترام میکند، بیاغماض نشانگر امضای خودش هم هست. با تیتراژ و موسیقیای که مستقیماً از اسپگیتی وسترن میآید و نغمهای تبزده که داستان را همراهی میکند، وست عجلهای برای نمایش خشونت افراطی ندارد. او همیشه طرفدار سوزاندن آهستهٔ تنش است و اینجا هم همین رویکرد را دنبال میکند.
ایدهها کاملاً جدید نیستند؛ قصهٔ استانداردِ تیراندازی که از جنگ آسیب دیده و بر اثر موقعیت مجبور میشود امیدش به زندگی آرام را رها کند. او مردی کمحرف و تنهاست که به مخاطب یک ضدقهرمان کلاسیک برای دوست داشتن و آرزوی رسیدن به آرامش میدهد. وقتی خشونت رخ مینماید، تیز و خونین است، اما اغلب شوخطبعی هم در آن پیدا میشود که ماهرانه وارد شده و حضور سگ هم نقش کلیدی و ماهرانهای دارد.
بازیها بیش از حد کفایت میکنند. هاوک بهراحتی در نقش سرگردانی با لایههای پیچیده فرو میرود، رنسوم بهیادماندنی و آزاردهنده است که در واقع بازی موفقی بهشمار میآید، و تراولتا — با پامختگیِ یک پای چوبی — وقتی (و اگر) با او در این فضا کنار بیایید، بهتر خود را نشان میدهد. گیلان کار زیادی ندارد ولی چند ضربهٔ احساسی خوب میزند. اما فارمگا بهعنوان مری-آن میدرخشد؛ بازی او مسری و خوشایند است و خوشبختانه نقش خوبی برای او نوشته شده: زنی جوان که تلاش میکند در شرایط سخت شهری دوام بیاورد.
شهر دنتون که بهطور اختصاصی ساخته شده، ظاهراً همینطور بهنظر میرسد، اما مناظری از لوکیشنهای طبیعی (سانتا فه، نیومکزیکو) فضای کار را متعادل میکند. با پایههای مستحکم ژانری، این فیلم برای طرفداران وسترن لذتبخش است، هرچند نه انقلابی. امتیاز: 7/10
وسترنی در شمالمرکزی نیومکزیکو با اتان هاوک و تراولتا
این فیلم خط داستانی «رَمبو: اولین خون» را میگیرد و آن را در قالب وسترنی شبیه «High Plains Drifter» قرار میدهد، با تأثیراتی از اسپگیتی وسترنهای لئون در دههٔ ۶۰. صحنهٔ شهر همان صحنهای است که در «سیلورادو» و «اپالوسا» (۲۰۰۸) هم استفاده شده است.
مردم معمولاً آن را با «The Hateful Eight» مقایسه میکنند چون چند ماه پس از آن فیلم اکران شد و مشابهتهایی مثل تمرکز روی بازیگران محدود و فضاسازی نمایشی و همچنین شوخطبعی زیرپوستی دارد. با این حال «Hateful Eight» بهخاطر فضاسازی زمستانی و بدیع بودنش فیلم برتری است.
این فیلم بهطرز عجیبی سرگرمکننده است و با موسیقی باکیفیتی همراه شده که حال و هوای آدمهای نادان یا آسیبدیدهای را نشان میدهد که در غرب دورافتاده گیر افتادهاند. تایسا فارمگا در نقش دختری نوجوان که در هتل شهر کار میکند پرهیجان است و کارن گیلان نقش خواهر بزرگتر او را بازی میکند.
نقدی گفته بود که او مدام شهری بدون بازیگر فرعی میبیند، چه آدمها و چه اسبها. اما در فیلم توضیح داده میشود: این آبادی زمانی شهری معدننقره بوده و وقتی ذخایر نقره تمام شد مردم شروع به ترک آن کردند. آدمهایی که در شهر میبینید بازماندگان اندکاند؛ شهر در آستانهٔ تبدیل شدن به شهر ارواح بوده است.
زمان اجرا ۱ ساعت و ۴۴ دقیقه است و فیلمبرداری اوایل تابستان ۲۰۱۴ در مزرعهٔ سِرو پلون در گالیستو انجام شده است، که حدود ۳۷ مایل جنوب سانتا فه قرار دارد.
ردهبندی نهایی: B / B-
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران