«The Menu» یکی از بزرگترین ناامیدیهای شخصی امسال برای من بود. بازیهای الهامبخش بازیگران—بهویژه رالف فاینس و نیکلاس هالت—چند لحظه طنز هوشمندانه دارد، اما در مجموع چیز زیادی کار نمیکند. شوخیها اغلب بیاثرند (به جز صحنههایی شبیه به MasterChef Australia). فیلمنامه راههایی نسبتاً کلیشهای میپیماید و بهعنوان یک معمای سینمایی از ضربههای تأثیرگذار بیبهره است. شخصیتها کمعمقاند و پیام ضد نخبگی فیلم خیلی آشکار و...
«The Menu» یکی از بزرگترین ناامیدیهای شخصی امسال برای من بود. بازیهای الهامبخش بازیگران—بهویژه رالف فاینس و نیکلاس هالت—چند لحظه طنز هوشمندانه دارد، اما در مجموع چیز زیادی کار نمیکند. شوخیها اغلب بیاثرند (به جز صحنههایی شبیه به MasterChef Australia). فیلمنامه راههایی نسبتاً کلیشهای میپیماید و بهعنوان یک معمای سینمایی از ضربههای تأثیرگذار بیبهره است. شخصیتها کمعمقاند و پیام ضد نخبگی فیلم خیلی آشکار و کماهمیت است. با این حال احتمالاً بازتاب کلی نقدها مثبت خواهد بود. امتیاز: C-
تایلر (نیکلاس هالت)، که عاشق غذا و تجربههای رستورانی است، به همراه دوستدخترش مارگوت (آنیا تایلور-جوی) برای صرف شام به رستورانی منحصربهفرد در جزیرهای کوچک دعوت میشوند. مهمانان ثروتمند و تاثیرگذار گرد هم میآیند تا از یک «تجربهٔ بهیادماندنی» بهره ببرند. با ورود متوجه میشویم مارگوت مهمان اصلی همراهش نبوده—پس اول بپرسید: او کیست؟ و چرا این موضوع برای سرآشپز سختگیر و تاحدی تهدیدآمیز اسلویک (رالف فاینس) و دستیارش السا (هونگ چاو) اینقدر اهمیت دارد؟ هرچه شام جلو میرود، روشن میشود که منو فقط دربارهٔ غذاهای فوقالعاده سرو شده نیست، بلکه دربارهٔ بررسی و محکزدن میهمانان و کارکنان منتخب است—کسانی که آنچنان هم که بهنظر میرسند نیستند. اثر نوعی حس «ده نفر کوچولو» آگاتا کریستی را دارد و با نیشداربودن هوشمندانهای به نخوت و تکبر همِ آشپزان و همِ میهمانان میتازد. طنزِ سیاه و اثرگذار است. فاینس کاملاً باورپذیر است و هالت، بهعلاوه جنت مکتیر و پاول ادلشتاین، به خوبی کمک میکنند تا حس مضحک بودن موقعیت به خطرناکتر شدن تبدیل شود. شاید داستان میتوانست کمی سریعتر پیش برود؛ در مواردی لحظاتی هست که آدم میگوید «زودتر تکلیفش را معلوم کن». نقش آنیا تایلور-جوی جسور است اما در نهایت رفتهرفته نامحتمل بودن ماجراها و تسلیمپذیری عجیب میهمانان را نشان میدهد. فیلم خوشساخت و چندلایه است و دفعهٔ دوم تماشای آن لذتبخشتر خواهد بود؛ کامل نیست، اما احتمالاً میشلن آن را تحسین میکرد.
شروع فیلم با حالتی از تنش و کنجکاوی همراه بود که من را بیشتر میخواست، اما در پایان با سردرگمی و ناامیدی مواجه شدم. تبلیغات و نقدها مرا کنجکاو کرده بود و بازیها عالیاند، اما چیزی واقعاً همهچیز را کنار هم نگذاشت. شاید زیر و زبر کردن انتظارات دربارهٔ آدمخواری یا شکار، نبوغ فیلم باشد؛ فیلم سعی میکند باهوش باشد، اما اینکه واقعاً موفق است یا نه جای بحث دارد. در مجموع بعد از تمام شدن فیلم احساس کردم باز هم بیشتر میخواهم—باز هم گرسنه ماندم.
این تجربهٔ هیجانانگیز و منحصربهفردی از ژانر تریلر بود. فضاسازی عالی است و داستان بهقدر کافی اطلاعات میدهد تا کنجکاویتان حفظ شود هرچند مسیر کلی داستان تا حدی کلیشهای است. ترکیبی از سیاهی، صداقت و طنزی نافذ ایجاد شده که تریلری متفاوت ساخته است. اجراها فوقالعادهاند؛ آنیا تایلور-جوی درخشان است و جایگاهش را بهعنوان یکی از بازیگران برتر دهه تثبیت میکند. نیکلاس هالت در نقشاش با طراوت طنزآمیزی دارد که صحنههای پرتنش را خراب نمیکند. رالف فاینس هولناک و در عین حال همدلیبرانگیز است و ضدقهرمانی جذاب ساخته. فیلم تجربهٔ تحسینبرانگیزی است و از نقاط قوت ژانر وحشت در سال ۲۰۲۲ محسوب میشود. امتیاز: عالی (۸۶٪ از نگاه یکی از منتقدان).
فیلم تا حدی خوب است، اما من کمی ناامید شدم. از بازیها خیلی خوشم آمد—نیکلاس هالت و رالف فاینس مخصوصاً عملکرد خوبی داشتند—اما داستان آنقدری که باید مرا قانع نکرد. تیزهوشی و ظرافتی که میتوانست به فیلم عمق بدهد بهطور کامل محقق نشده است. شاید من تازه «مثلث غم» را دیده بودم و طنز و نگاهش به ثروتمندان را دوست داشتم و «The Menu» به آن مرتبه نرسید، اما ارزش دیدن دارد و در طول مسیر چند افشا و سورپرایز خوب دارد.
«تو، مارگوت از نبراسکا (آنیا تایلور-جوی)، پیمان مقدس اعتماد را شکست دادهای. تو کارِت را سهلانگار نشان دادی. اشتباه کردم. تو یک خورندهای. تو مبلغی هستی که سخت است بهش نگاه کنیم—و جولیا رابرتز هم نیستی.»
«متن اجرا—سرآشپز اجرایی»: رفتن به یک چشیدنِ بینظیر در رستورانی که سرآشپزِ بسیار نامآوری دارد، برای هر عاشق غذای عالی مثل رویاست. دو مهمان خوششانس فیلم، تایلر و مارگوتاند. اما از اول هم چیزی درست نیست؛ نه آنقدر که برای آدمهای معمولی واضح باشد. السا متوجه شده، اما او مثل ما نیست. با ورود مهمانان بیشتر، مشخص میشود کسی آنجا نباید باشد... بعد از آن نوبت به معرفی سرآشپز اجرایی، اسلویک (با بازی درخشان رالف فاینس) میرسد؛ در ابتدا کاریزما دارد و هر سرو را با داستانهایی معرفی میکند، اما خیلی زود چهرهٔ فرقهوار جمع آشکار میشود: آنها دربارهٔ مهمانانشان بیش از حد میدانند—به جز یک نفر. برای کسی که به دنیای غذا علاقهمند است، دیدنِ تمسخرِ برخی از برنامههای محبوبِ آشپزی لذتبخش است؛ فیلم به سمتِ تاریکِ جنبههایی از کار خدماتی میرود که گاهی تجربهٔ کارکنان را تلخ میکند. فیلم برای کسانی که زندگی خدماتی را تجربه کردهاند جنبهٔ تخلیهٔ روانی دارد و بینندگان دیگری هم میتوانند با بخشهای تاریک آن ارتباط برقرار کنند. پایانبندیِ فیلم دربارهٔ این است که هرچه بیشتر برای رسیدن به عظمتِ تصوری تلاش کنیم، از هیجان کودکانهای که ما را وارد این مسیر کرده فاصله میگیریم. «The Menu» عملاً داستانِ زندگی و خاطراتش را در قالب پنج سرو روایت میکند: اگر بخشی از منو هستی، سزاوار اینی که تا آخر بمانی؛ مگر اینکه اصلاً نباید اینجا باشی—شاید زندگی هنوز تو را شکست نداده باشد.
فیلم را نمیتوان بدون اشاره به اجرای رالف فاینس توصیف کرد؛ او عامل اصلی جذابیت اثر است. سرآشپزی سرد، گزنده و کنایهآمیز که هر کلمه و هر حالتش تهدیدی رو به رشد را منتقل میکند، بسیار جذاب است. راستش اگر این نقش را بازیگری کمتر توانمند بر عهده داشت، شاید من از فیلم جدا میشدم. اما فیلمنامه ایدهای قابلپیشبینی دارد که با وعدهای جذاب اجرا شده اما خیلی شل و ول به نتیجه رسیده؛ نتیجه داستانی با چند بنبست و کمبود انسجام و باورپذیری است. فیلم بد نیست، اما با پرداخت و تراشیدنِ بهتر میتوانست خیلی فراتر رود. اگر قرار باشد چیزی از فیلم در ذهن بماند، به نظر من اجرای درخشان رالف فاینس خواهد بود؛ خیلی از امتیاز ۷ از ۱۰ من به خاطر کار اوست. متأسفانه در جنبههای دیگر فیلم تا حدودی فراموششدنی است—نوعی اثر در ژانر وحشت.
بخشی از انتقادها به فیلم این است که انگار برای آدمهای pretentious (پرافادهها) ساخته شده و منتقدان معتقدند برخی جهتگیریها روشن و قابلحدساند. از همان ابتدا میشود حدس زد قرار است چه اتفاقی بیفتد، و جهتگیری قصه که بر محور افراط و تعصبِ فرقهای آشپزان است، تقریباً تکمسیر است. در نتیجه حداقل برای برخی تماشاگران هیچ تعلیق یا حدسی باقی نمیماند؛ از اول معلوم است چه کسی زنده خواهد ماند. اما ممکن است این سلیقهٔ تماشاگرِ امروز باشد که ظرافتها را کمتر میپسندد.
فیلم با نگاهی ضدسرمایهداری و چاشنیای از خشونت، نخوت دنیای غذایی و هنر اجرا را زیر سؤال میبرد. مارگوت و تایلر با گروهی از میهمانان به جزیرهای دورافتاده و رستورانی خاص میروند که سرآشپزش غذا و هنر را به مشتریان پولدار میفروشد. مهمانان ابتدا از جزیره و تولیدات آن بازدید میکنند و سپس با هر سرو غذایی داستانی از سرآشپز دربارهٔ اهمیت آن بشقاب گفته میشود. پیش از سرو آخر، داستانها تاریکتر و افراطیتر میشوند و میهمانان نگران جان خود میگردند. مشخص میشود کارکنان رستوران بیچون و چرا از دستورات سرآشپز پیروی میکنند—مثل پیروان یک رهبر فرقه. فیلم بسیار ناخوشایند است و لحظات نگرانکنندهای دارد اما با طنز و طعنه کافی متعادل شده و تجربهٔ لذتبخشی ایجاد میکند.
یکی از نکات آزاردهندهٔ فیلم، این است که بیش از حد مخاطب را کمهوش فرض میکند. مثلاً صحنهای وجود دارد که یک شخصیت انگشتش قطع میشود و فیلم طوری رفتار میکند که گویی این قطع انگشت دقیقاً از قبل برنامهریزی شده، درحالیکه ما نمیدانیم بدخواهان چگونه میدانستند آن شخصیت قرار است از کلمهٔ «handle» استفاده کند تا یک شوخی زبانی اجرا شود. چنین لحظاتی که جزئیات «هماهنگ شده» بیمنطق جلوه میکنند، مرا از فیلم جدا کرد. پر از این نوع جزئیات است که از تجربهٔ تماشایی کم میکند. امتیاز پیشنهادی یک نویسنده: 3/10—توصیه نمیشود.
اگرچه فیلم شایستگیهای زیادی دارد—داستانگویی قوی، بازیگران عالی و تنشی رو به افزایش—اما در برخی لحظات قابلپیشبینی است و بعضی از پیچشها آنقدر هم هیجانانگیز نیستند. با این حال آنیا تایلور-جوی همواره قابلاعتماد است و رالف فاینس برای نقش سرآشپز انتخابی مناسب است. هونگ چاو هم نقش خوبی دارد و فیلم بهطور کلی تنش و حال خوبی ایجاد میکند؛ سال ۲۰۲۲ به نظر «سالِ آشپزخانه» بود با چند اثر مرتبط که منتشر شدند.
در کل، «The Menu» تریلری تیز و بهنحوی طنزآمیز است که تنش روانشناختی را با شوخیهای برنده ترکیب میکند. داستان گروهی از میهمانان متمول را دنبال میکند که به رستورانی انحصاری در جزیرهای secluded میروند و تجربهای بسیار فراتر از انتظارشان مییابند. ریتمِ فیلم خوب است و حس مرموز را حفظ میکند در حالی که ناآرامی را پلهپله تشدید میکند. کارگردانی دقیق مارک مایلاد، عکسبرداری چشمنواز و نمایش غذاها که بهنحو کلینگرانهای عالی هستند، همگی به ساختن فضایی بالینی و وهمآلود کمک کردهاند. موسیقی متن و طراحی صدا هم جزئیات را برجسته میکنند؛ از سروصدای قاشق و چنگال تا حرکات حسابشدهٔ کارکنان. اجراها قویاند و رالف فاینس اجرای سوزناک و جلبتوجهکنندهای دارد، آنیا تایلور-جوی هم آسیبپذیری و مقاومت را به نقش میآورد و سایر بازیگران حمایت قابل قبولی ارائه میدهند. در مجموع، «The Menu» فیلمی خوشساخت و بصری جذاب است که میداند چه میخواهد سرو کند و با دقت این کار را انجام میدهد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران