در «The Aeronauts» چیز چندان بدیع و انقلابیای نمیبینیم، اما این موضوع از تجربهای عالی و واقعاً هیجانانگیز که فیلم پدید میآورد، نمیکاهد. در بهترین لحظاتش، مثل نسخهای از «گراویتی» در یک بالون هوای گرم است؛ ماجراجوییای نفسگیر و شگفتآور که انسان را در برابر خشونت عناصر قرار میدهد. تام هارپر در ارتقای فیلمنامهٔ جک تورن و تزریق تنشهای مؤثر به آن کار بسیار خوبی...
در «The Aeronauts» چیز چندان بدیع و انقلابیای نمیبینیم، اما این موضوع از تجربهای عالی و واقعاً هیجانانگیز که فیلم پدید میآورد، نمیکاهد. در بهترین لحظاتش، مثل نسخهای از «گراویتی» در یک بالون هوای گرم است؛ ماجراجوییای نفسگیر و شگفتآور که انسان را در برابر خشونت عناصر قرار میدهد. تام هارپر در ارتقای فیلمنامهٔ جک تورن و تزریق تنشهای مؤثر به آن کار بسیار خوبی کرده است. با وجود کاستیها، «The Aeronauts» دقیقا میداند چه فیلمی باید باشد و با متانت آن را اجرا میکند. اگر امکان دیدنش روی پردهٔ بزرگ را دارید، فرصت را از دست ندهید؛ آن صحنهها شایستهٔ دیده شدن روی پردهای هرچه بزرگترند.
— دنیل لامین
فیلم از دل ابرهای متلاشیشده اوج میگیرد و ماجراجوییای با چشماندازی باشکوه عرضه میکند. آسمان حد و مرز ماست؛ تلاشهای بلندپروازانهٔ ما را ستارگان مرموز شب محدود نمیکنند. هارپر در اقتباس آزادانهاش از رمان هلمز ــ چه خوب و چه بد ــ از قدرت مجوز هنری استفاده کرده و تاریخ را بهخاطر سرگرمی دگرگون کرده است. اگرچه این تغییرات در نمایش کشفیات علمی و رکوردِ آن زمان لازم نبود، اما سوارِ هیجانِ ماجراجویانهٔ هارپر با رنگهایی زنده از استراتوسفر عبور میکند. هواشناس گلیشر و خلبان بالن رنس تلاش میکنند رکورد ارتفاع 23,000 فوت را بشکنند، اما خیلی زود وقتی کمبود اکسیژن مغزشان را فریب میدهد، درگیر نبردی برای بقا میشوند.
مجوز هنری در ساخت فیلم ابزاری قدرتمند است؛ در دست افراد نامناسب میتواند تحریف بیپروایی از تاریخ بهجا بگذارد و رویدادهای واقعی را لکهدار کند. اما از سوی دیگر، میتواند به تقویت یک پیام اخلاقی مهم کمک کند، بهطوری که هم سرگرمی را افزایش دهد و هم ظرافت تاریخ را حفظ کند. هارپر و تورن میان این دو حالت متزلزلاند و گهگاه در ابرهای نادرستی غوطهور میشوند. حذف شریک علمی گلیشر، کاکسول، و جایگزینی او با شخصیت خیالیِ رنس بیدقت بهنظر میرسد؛ با نادیدهگرفتن وجود کاکسول، فیلم بیشتر به سوی سرگرمی سبک میرود، و این امر کاملاً قابل قبول است، اما اینکه شخصیت واقعی گلیشر را بهکار گیرند اما شریک واقعیاش را تغییر دهند برای کاکسول مایوسکننده است.
با این حال، افزودن رنس و قرار دادن او در قلب روایت، الهامبخش مقدار زیادی تقویت نقش زنان در دورهٔ سرکوبشدهٔ ویکتوریایی شده است. نداشتن دانش تخصصی رنس در حوزهٔ گلیشر باعث شد فیلمنامهای در دسترس بهوجود آید که مخاطب فوراً با او ارتباط برقرار کند. بهعنوان عنصر انسانی این ماجراجویی هوایی، رنس بهراحتی به نقش قهرمان اصلی ارتقا مییابد؛ تغییری تازه که در برابر شراکت قبلی ردماین و جونز در «The Theory of Everything» قرار میگیرد. این فرصت به جونز داد تا با بازی پرانرژی و تأثیرگذار خود، سفری جسمی دشوار و آسیبپذیری عاطفی را به نمایش بگذارد.
خسارت شخصیای که رنس را تعقیب میکند، ثبات او را آزمایش میکند و غریزهٔ بقا را محک میزند: سواری در ابرهای طوفانی، مبارزه با کمبود اکسیژن و بالا رفتن از بالن یخزده در حالی که در ارتفاع 36,000 فوت با سرمازدگی دستوپنجه نرم میکنند. تنها نکته ناراحتکننده این است که ردماین چندان از نقشهای معمولاً دستوپاچلفتی خود فاصله نمیگیرد. تمرکز هارپر بر کار تیمی و شراکت اجازه میدهد پیام اخلاقی فیلم واضح باشد: برخی به ستارگان میرسند و برخی دیگر دیگران را به سوی آنها هل میدهند.
ساختار فلاشبک از خط سیر کاملاً خطی جلوگیری میکند و بهطور مناسب قطراتی از گذشته را بدون کاستن از هیجان صعود تدریجی میافزاید. برشهای ناگهانی ریتمی نامنظم بعضاً ایجاد میکنند، مخصوصاً وقتی که آنها بهزحمت از یک ابر بارانی جان سالم به در میبرند و بعد تدوین ناگهان به مناظرهای اجتماعی در لندن میپردازد، اما تصاویر برجسته و موسیقی پرتنشِ پرایس (همانطور که انتظار میرفت) اشتهای ما برای ماجراجویی را فوراً بازمیگردانند. بیشک بهترین تصاویر پانورامای سالاند. پتو بیپایان ابرهای کومولوس شما را در افقی وسیع در بر میگیرد و همبستگی این دو دلاور را منتقل میکند. و وقتی به اوج صعود میرسند، واقعاً روی لبهٔ صندلیام نشستم. فوقالعاده هیجانانگیز!
با وجود نادرستیهای تاریخی و رشتههای داستانی ساختگی برای سرگرمی، «The Aeronauts» در جوّی سرشار از هیجان و درعینحال روایتمحور شناور میماند. شخصاً دیگر سراغ سواری با بالن هوای گرم نمیروم.
نکتهای طنزآمیز و انتقادی: فیلم در کمتر از ده دقیقه نشان میدهد چرا «هیچ فیلم خوبی تا بهحال بالن هوای گرم نداشته» — دقیقاً وقتی سگی بیدفاع از بالن با چتر نجات بیرون انداخته میشود؛ حیوان سالم به زمین میرسد و این سؤال را بهوجود میآورد که سگ بدون تواناییهای ذهنی و انگشتهای مخالف چگونه میتواند چتر را هدایت کند؟
فیلم چیز دیگری را نشان میدهد: اینکه «جنسیت میفروشد» جای «جنسیت (جذابیت جنسی) میفروشد» را گرفته است. مهمترین پرواز بالن که در فیلم نشان داده میشود بر اساس پرواز ۵ سپتامبر ۱۸۶۲ بالنبازان بریتانیایی جیمز گلیشر و هنری کاکسول است. با این حال، در حالی که گلیشر در فیلم حضور دارد (با بازی ادی ردماین)، کاکسول جای خود را به آملیا (فلیسیتی جونز)، شخصیتی کاملاً ساختگی، داده است.
بهنظر میرسد پیام فیلم این است که کافی نیست یک فرد واقعی را صرفاً بهخاطر مرد بودن کماهمیت جلوه دهند؛ علاوه بر آن باید شخصیت غیرضروریای را که فیلمسازان ساختهاند تقویت کنند، چون انگار آنها برای پژوهش دربارهٔ موضوع فیلم زحمت نکشیدهاند — در غیر اینصورت میدانستند که تاریخ هواشناسی از زنان خالی نیست؛ برای مثال کاترینا پاولوس که اولین چتر تاشو را اختراع کرد (و مطمئناً در این روند جان سگی را به خطر نیانداخت).
من جونز و ردماین را دوست دارم و از آنجایی که فیلم بر رویدادهای واقعی مبتنی است انتظار زیادی داشتم... میدانستم قرار است برای تأثیر دراماتیک بزرگنمایی شود، اما فکر نمیکردم تاریخ کاملاً بازنویسی شود.
برای من ایرادی ندارد که فیلمها دربارهٔ وقایع تاریخی از مجوز هنری استفاده کنند، اما اصلاً انتظار نداشتم هنری کاکسول تبدیل شود به زنی بهنام آملیا رنس و اینکه فقط او قادر به انجام هر کاری قابلتوجه در این پرواز معرفی شود.
بهنظر میرسد سیاست وارد ماجرا شده و تصمیم گرفتهاند تاریخ را آنچنان تغییر دهند که محوریت فیلم حول یک شخصیت خیالی بچرخد، چون «حقیقت زیادی مردسالارانه» بوده است؟ گویی نمیشد مردان را نکوشیده، باهوش یا شجاع نشان داد؟
فیلم اصطلاحاً «ووک» شده و پر از کلیشههای مرسوم مدِ جدید ووک است.
پس، شخصیت جونز تقریباً هرگز دچار مشکل یا اشتباه نمیشود؛ همیشه از دیگران باهوشتر و قویتر و شجاعتر است، در حالی که دیگران اطرافش آدمهایی دستپاچه و ناکارآمد نشان داده میشوند که فقط بهخاطر تواناییهای او موفق میشوند.
و البته شخصیت او کاملاً ساختگی است.
اما اگر بخواهید تاریخ را کامل بازنویسی کنید تا با یک برنامهٔ سیاسی سازگار شود، این فیلم موفق است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران