سه دختر نوجوان نزدیک رودی بزرگ در بنگال زندگی می کنند. "هریت" بزرگترین فرزند یک خانواده بزرگ انگلیسی است. "والری" تک دختر یک کارخانه دار آمریکایی است و "ملانی" پدری آمریکایی و مادری هندی دارد. روزی مردی از راه می رسد، او تبدیل به اولین عشق این سه دختر می شود و...
سه دختر نوجوان نزدیک رودی بزرگ در بنگال زندگی می کنند. "هریت" بزرگترین فرزند یک خانواده بزرگ انگلیسی است. "والری" تک دختر یک کارخانه دار آمریکایی است و "ملانی" پدری آمریکایی و مادری هندی دارد. روزی مردی از راه می رسد، او تبدیل به اولین عشق این سه دختر می شود و...
نامزد دریافت ۲ جایزهٔ بفتا؛ در مجموع ۳ جایزه و ۴ نامزدی
احساس میکنم در این داستان تصویربرداریشدهی خیرهکننده از سه دختر جوان که رود گنگ پیوسته در زندگیشان حضور دارد، ردپایی از زیبایی یکی از رمانهای دیگر رومِر گودن—«بلک نارسیسوس» (۱۹۴۷)— دیده میشود. روایت فیلم تا حدی از زبان هریت (پاتریشیا والترز) گفته میشود؛ دختری که در کنار رود در رفاه زندگی میکند و همراه با خواهران کوچکتر، برادر و مادری که انتظار هفتمین فرزند را...
احساس میکنم در این داستان تصویربرداریشدهی خیرهکننده از سه دختر جوان که رود گنگ پیوسته در زندگیشان حضور دارد، ردپایی از زیبایی یکی از رمانهای دیگر رومِر گودن—«بلک نارسیسوس» (۱۹۴۷)— دیده میشود. روایت فیلم تا حدی از زبان هریت (پاتریشیا والترز) گفته میشود؛ دختری که در کنار رود در رفاه زندگی میکند و همراه با خواهران کوچکتر، برادر و مادری که انتظار هفتمین فرزند را میکشد، روزگار میگذراند. اختلاف سنی باعث شده هریت بیشتر اوقاتش را با دو دوستش، والری (آندریِن کُری) و ملانی (رادا)، بگذراند. ملانی از نژاد مختلط است؛ پدرش بریتانیایی و مادر مرحومش محلی بوده، و بنابراین دینامیک رابطهی آنها در جامعهای که هنوز چندان بخشنده نیست نسبت به تخطیهای بیننژادی، پیچیدهتر است.
سه دختر در کل با هم کنار میآیند و از سادهگیهای زندگی مرفهشان لذت میبرند، تا اینکه «عمو جان» (توماس ای. برین) با حضورش همه چیز را تغییر میدهد؛ او پسرعموی آقای جان (آرتور شیلدز)، پدر ملانی است. این مهمان عملاً از جنگ بازگشته و پای مصنوعی دارد. او که از نظر روانی دچار مشکل است، آمده تا خود را پنهان کند و هر یادآورِ زندگیِ توانمندِ گذشتهاش را از خود دور سازد. اما رویاروییاش با این سه دختر را حساب نکرده بود. آنها فوراً به او علاقهمند میشوند و در بخش دوم فیلم شاهد دلبستگی و رقابتهای رو به رشدشان هستیم—همه در بستر جامعهٔ هندو، رنگارنگ و پرجنبوجوشی که در آن زندگی میکنند ولی جز تماسهای بسیار مودبانه، چندان درگیرش نیستند.
همانطور که انتظار میرود، روایت گاهبهگاه به تراژدی میانجامد و شاید دیدگاهی بیش از حد سنگین و بیتفاوت نسبت به ارزشِ زندگیِ انسانها اتخاذ میکند—بهویژه وقتی زندگی متعلق به کسانی غیرسفیدپوست باشد—اما در بیشتر موارد، داستان در حال دوریگزیدن از هر نوع چالش سیاسی یا حتی اجتماعیِ جدی است. اساساً محتوای روایت چندان عمق زیادی ندارد. این فیلم تصویربرداری بسیار زیبایی دارد و از نظر بصری لذتبخش است؛ تصویری از یک رویای بصری، اگر بخواهید—و این رؤیا برای همه خوشایند نیست؛ حتی برای هریت. رود گنگ اما همچنان بیزمان به مسیرش ادامه میدهد، از کنار مزارع، کشتزارها، معابد و خانهها میگذرد. فیلم روی پردهی بزرگ چشمنواز است و اگر بتوانید عملاً با جریان همراه شوید، احتمالاً میتوانید آن را همانگونه که در زمان نگارشش در ۱۹۴۶ بوده، قدردانی کنید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران