«جرج» (تراولتا)، یک مکانیک معمولی آمریکایی با هوش و دانشی متوسط است که در شب سی و هفتمین سالگرد تولدش، بر اثر رعد و برق توانایی و نیرویی عجیب به دست می آورد. او حالا می تواند پیچیده ترین مسایل ریاضی را حل کند و دستانش نیز دارای قدرت یک آهن ربایی شده اند...
«جرج» (تراولتا)، یک مکانیک معمولی آمریکایی با هوش و دانشی متوسط است که در شب سی و هفتمین سالگرد تولدش، بر اثر رعد و برق توانایی و نیرویی عجیب به دست می آورد. او حالا می تواند پیچیده ترین مسایل ریاضی را حل کند و دستانش نیز دارای قدرت یک آهن ربایی شده اند...
فیلم خوبی که با پایانی افتضاح خراب شد.
وقتی تصمیم گرفتم این فیلم را ببینم، کنجکاوی زیادی نسبت به داستانش داشتم. در واقع فیلم تا تقریباً پایان جذاب است، اما دقیقاً همان پایان است که تمام زحمات پیشین را خراب میکند. قبلاً هم چنین چیزی دیدهام و مطمئناً آخرینبار نخواهد بود که فیلمی همهٔ شرایط موفق بودن را دارد اما فیلمنامهنویس و کارگردان نتوانستهاند داستان را...
فیلم خوبی که با پایانی افتضاح خراب شد.
وقتی تصمیم گرفتم این فیلم را ببینم، کنجکاوی زیادی نسبت به داستانش داشتم. در واقع فیلم تا تقریباً پایان جذاب است، اما دقیقاً همان پایان است که تمام زحمات پیشین را خراب میکند. قبلاً هم چنین چیزی دیدهام و مطمئناً آخرینبار نخواهد بود که فیلمی همهٔ شرایط موفق بودن را دارد اما فیلمنامهنویس و کارگردان نتوانستهاند داستان را همانطور خوشایند ببندند که شروع کردهاند.
از نظر فنی چیز خاصی ارائه نمیشود؛ فیلمبرداری، جلوههای بصری و صوتی، دکور و لباس، لوکیشنها و موسیقی همه قابل قبول و معقول اجرا شدهاند اما هیچ نکتهٔ برجسته یا شگفتیای در آنها دیده نمیشود. در مجموع فیلمی معمولی و بیادعاست. دربارهٔ بازیگران باید تلاش جمعی را به رسمیت شناخت و از اجرای خوب اکثر گروهها یاد کرد. جان تراولتا—که معمولاً بازیاش را دوست ندارم—در اینجا بازی خوشایند و متعهدی ارائه میدهد؛ شخصیتی جذاب میسازد که بهراحتی همدلپذیر است و جذبهٔ لازم برای جلب توجه تماشاگر را دارد. کنار او دو بازیگر بسیار خوب دیگر، رابرت داوال و فارست ویتاکر، حضور دارند که هر دو با دلپذیری خود شخصیتهای فرعی قدرتمندی میآفرینند و به فیلم وزن بیشتری میدهند. کایرا سِدجویک اما وضعیت ضعیفتری دارد و به نظر میرسد جز نقش معشوقه، ارزش دیگری به فیلم اضافه نمیکند.
فیلمنامه ایدههای آغازین عالیای دارد که اگرچه چندان بدیع نیستند اما به اندازهٔ کافی جذاباند تا فیلم را پیش ببرند: مردی کاملاً عادی در روستای آمریکا پس از یک حادثهٔ غیرقابلتوضیح در شب تولدش و با نوری که از آسمان میتابد، تبدیل به نابغهای میشود. علاوه بر توانایی خارقالعادهٔ تفکر و حل مسئله که به او امکان میدهد مسائل را سریعاً حل کند، بهطور کنترلناپذیری خواندن را آغاز میکند، همهچیز را یاد میگیرد و از نظر بینشی شروع به بهبود دادن اطرافش میکند. همهچیز نشان میدهد که او با چیزی شبیه موجودات بیگانه برخورد داشته و این فرضیه در طول فیلم مبنای بحثهای زیادی قرار میگیرد. اما درست وقتی به انتها نزدیک میشویم، فیلمنامه کاملاً از ریل خارج میشود و به بدترین پایان ممکن میرسد؛ پایانی که نهتنها بیاحترامی به تمام آنچه پیشتر ساخته شده است، بلکه حتی نیمی از اتفاقات رخداده برای آن مرد را هم توضیح نمیدهد. بدتر از همه اینکه این پایان مثل یک لگد محکم به سر تماشاگر است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران