«فوکوس» در واقع ترکیبی از دو فیلم متفاوت است که هرکدام سهم تقریباً برابری در اثر دارند. یکی فیلمی درباره کلاهبرداران، سَکمَنها و حقهبازان است؛ در سنت آثاری مثل «استینگ»، «اوشنز الون»، «هاوس آو گیمز» و «شِید». دیگری یک کمدی رمانتیک است بین دو نفر که شدیداً جذب هماند اما به هم اعتماد ندارند و نمیتوانند به هم اعتماد کنند.
بخش مربوط به کلاهبرداری بسیار درخشان...
«فوکوس» در واقع ترکیبی از دو فیلم متفاوت است که هرکدام سهم تقریباً برابری در اثر دارند. یکی فیلمی درباره کلاهبرداران، سَکمَنها و حقهبازان است؛ در سنت آثاری مثل «استینگ»، «اوشنز الون»، «هاوس آو گیمز» و «شِید». دیگری یک کمدی رمانتیک است بین دو نفر که شدیداً جذب هماند اما به هم اعتماد ندارند و نمیتوانند به هم اعتماد کنند.
بخش مربوط به کلاهبرداری بسیار درخشان است. حقهها هوشمندانه طراحی و با مهارت بالایی اجرا میشوند. صحنههای فریب، دوگانهسازیها و خیانتها از نظر دراماتیک خوب پرداخت شدهاند. نقشآفرینان با ظرافت و خونسردی همدیگر، اهداف و حتی تماشاگر را فریب میدهند. فیلمبرداری، طراحی صحنه و تدوین تند و منسجم است و افشاگریها در چارچوب واقعیت جهان فیلم باورپذیرند.
کمدی رمانتیک هم بد نیست؛ کشش بین دو شخصیت قابل درک و باورپذیر است. شخصیت ویل اسمیت هیکلی، باهوش، مطمئن، موفق و ثروتمند است و شخصیت مارگوت رابی زیبا، جذاب، آسیبپذیر، باهوش و دوستداشتنی. اما نقاط داستانی اصلیِ فرعیِ «پسر دختر را پیدا میکند، پسر دختر را از دست میدهد، پسر او را پس میگیرد» تا حدی ساختگی به نظر میرسند، و جنبهی جذابتر رابطهشان — این که چگونه دو کلاهبردار با سابقهی فریب دادن یکدیگر یاد میگیرند به هم اعتماد کنند — بهخوبی کاوش نمیشود. در عوض با جداییای روبهرو میشویم که دلیلش هرگز بهدرستی توضیح داده نمیشود، شوخی تکراری با یک کیفپول دیده میشود و یک تصادف بزرگ باعث میشود تماشاگر فکر کند یکی از آنها نیت پنهانی نسبت به دیگری دارد. رابطهشان وقتی که همدیگر را فریب میدهند بهتر جواب میدهد، اما نیاز به یک جمعبندی مناسب دارد.
از نظر فنی، فیلم بسیار زیبا ساخته شده است؛ فیلمبرداری، لوکیشنها، لباسها، گریم، تدوین و صدا همگی صیقلی و حرفهایاند. این فیلم شایستهی دیدن دوباره است، نه تنها برای دیدن جریان حقهها، بلکه برای درک برخی پیشنمایشها و نشانههای ظریف.
شروع خوبی داشت، ریتم را حفظ کرد، اما پایان… پایان ناامیدکننده بود. با این که فیلمِ ویل اسمیت را بالاخره دیدم و از آن لذت بردم، اما از پایان بدش خوشم نیامد. پیچشهای داستانی خوب بودند، اما صحنهی تیراندازی ضربهای زد که سرنوشت کل فیلم را تغییر داد؛ نمونهای از اینکه یک جزئیات کوچک چطور میتواند نتیجهی کلی را تعیین کند.
در مجموع، یک درام جنایی خوشساخت با رنگ و بوی رمانتیک است. بعد از همهی موانع، بازیگران در بهترین وضعیت خود بودند. فیلمهای دزدی همیشه برایم هیجانانگیزند چون ترکیبی از ترفندها و شوکها در آنها وجود دارد. نیکی، کلاهبرداری که یک دزد کوچک به نام جس را جذب گروهش میکند، وقتی کار و رابطهشان خوب پیش میرود ناگهان جدایی غیرمنتظرهای رخ میدهد. سالها میگذرد و وقتی دوباره همدیگر را میبینند، بقیهی داستان به نقطهی حساسی میرسد.
نیمهی اول فیلم نشان میدهد نیکی چه شخصیتی دارد؛ تعهد کامل او به کارش و تمرکز روی تیم قابلاعتمادش. به طور کلی این بهترین بخش فیلم است. نیمهی دوم به سراغ عملیات بزرگ میرود اما شور و اشتیاق نیمهی اول را ندارد و بیشتر حال و هوای انتقام یا حسادت دارد، تا رسیدن به اوج که در آن تلاش میکند خیلی هوشمندانه همهچیز را با سرعتی تند جلو ببرد.
فیلم از آنچه فکر میکردم بهتر بود، بهخصوص با توجه به انتقادهایی که دربارهاش شده بود. اگر نگارش در لحظات حساس محتاطانهتر بود، بهتر میشد — بهویژه پایان. برای سرگرمی امتیاز «بله» و برای تبدیل شدن به یکی از بهترینهای سال امتیاز «نه». امتیاز: ۶/۱۰ به اضافه نیم نمره.
پیچشهای عالی، سرگرمکننده، بازیهای خوب — فیلم خوشساختی است. بهعنوان کسی که طرفدار فیلمهای دزدی و کلاهبرداریام، این فیلم را دوست داشتم: بازیگران خوب، طرحی سرگرمکننده و فرار از واقعیت لذتبخش. پس از دیدن صدها فیلم، بهندرت از پیچشهای داستانی غافلگیر میشوم، اما این فیلم مسیرهایی را رفت که انتظار نداشتم و از آنها واقعاً لذت بردم. شاید شایستگیِ امتیازی که من دادم را کامل نداشته باشد، اما اگر از فیلمهای کلاهبرداری خوشتان میآید، «فوکوس» را کاملاً دوست خواهید داشت.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران