یک کلاسیک واقعی. چه کسی این فیلم را دوست ندارد؟ اگر آن را ندیدهاید، واقعاً توصیه میکنم—بهویژه برای کودکان.
متأسفانه این نسخه بیشتر بستری است برای درخشش شرورانهٔ گلن کلوز در نقش "کروئلا دویل" اثر دودی اسمیت. او شیفتهٔ پوست است و هرچه پوستها گرانقیمتتر و کمیابتر باشند، بیشتر میپسندد. وقتی میفهمد راجر (جف دنیلز) و آنیتا (جویلی ریچاردسون) پانصد و یه دالمیشن دارند، فکری به...
یک کلاسیک واقعی. چه کسی این فیلم را دوست ندارد؟ اگر آن را ندیدهاید، واقعاً توصیه میکنم—بهویژه برای کودکان.
متأسفانه این نسخه بیشتر بستری است برای درخشش شرورانهٔ گلن کلوز در نقش "کروئلا دویل" اثر دودی اسمیت. او شیفتهٔ پوست است و هرچه پوستها گرانقیمتتر و کمیابتر باشند، بیشتر میپسندد. وقتی میفهمد راجر (جف دنیلز) و آنیتا (جویلی ریچاردسون) پانصد و یه دالمیشن دارند، فکری به سرش میزند: با ساختن یک پالتوی عظیم از آنها. او دو آدمکش نالایقش را میفرستد تا تولهها را بدزدند. گاهی فیلم خندهدار است اما بهطور کلی پیشبینیپذیر. بازیگران حرفهای بریتانیایی کمک میکنند تا فیلم سرپا بماند، اما در نهایت بیشتر برای کودکان ساخته شده و به پای انیمیشن اصیل نمیرسد.
دیزنی از آرشیو انیمیشن کلاسیکش بهره برده و فیلمی نزدیک به صد دقیقه ساخته که گاهی شبیه تبلیغی برای محصولات مرتبط با دالمیشنها به نظر میرسد. کروئلا را گلن کلوز بهخوبی مجسم میکند؛ او طراح مد و رئیس آنیتا است. راجر و آنیتا هر کدام یک دالمیشن دارند: پونگو و پردی که به هم دل میبندند، با هم ازدواج میکنند و صاحب توله میشوند. پردی پانزده توله به دنیا میآورد و کروئلا که الهام گرفته از یکی از طراحیهای آنیتاست، میخواهد از آنها پالتویی بسازد. وقتی والدین نمیفروشند، جاسپر (هیوی لوری) و هورس (مارک ویلیامز) تولهها را میدزدند و در پایان یک صحنهٔ بلند نجات وجود دارد که حیوانات دیگر هم در فرار تولهها کمک میکنند، در حالی که کروئلا، دستیارانش و یک تاکسیدرمیست روانی ساکت به نام اسکینر دنبالشان میکنند.
نویسندهٔ فیلمنامه، جان هیوز، تا حدی از فرمول «Home Alone» برای کمدی فیزیکی استفاده کرده و گاهی احساس میشود فیلم به دنبال خندههای آسان است؛ کارگردان استیون هارک اما در هدایت لحظات کمدی همگن عمل نمیکند. صحنههایی مثل دیدار راجر و آنیتا پس از تصادف با دوچرخهها بیش از حد کش داده شده و تدوین، در بعضی بخشها شل به نظر میرسد. دنیلز و ریچاردسون در هیاهوی فیلم کماثر میشوند، در حالی که گلن کلوز با لباسها و آرایشهای تحسینبرانگیز برای نقش مناسب است اما گاهی محکوم به حد و مرزهایی میشود. فیلمسازان نتوانستهاند تصمیم بگیرند مخاطب هدفشان کودک معصوم است یا والدینی خسته؛ دیالوگهایی تند دربارهٔ نقشهٔ شرورها وجود دارد که با شیرینکاریهای فراوان جبران میشود. در نهایت «101 دالمیشن» نتوانسته به طور کامل هدف خود را محقق کند، هرچند تولهها بسیار دوستداشتنیاند.
نسخهٔ کلاسیک دیزنی بر پایهٔ کتابی پیشین ساخته شده اما شخصیتها—بهویژه پونگو و پردی—به نمادهای محبوبی بدل شدهاند. شخصیتهایی مثل لاکی، پنی، پَچ و فَرکلِس تولههایی هستند که تماشاگر بهسرعت به آنها علاقهمند میشود. انیمیشن عالی است و موسیقی بهاندازهای حضور دارد که داستان را تحتالشعاع قرار ندهد و در عین حال آهنگ ماندگاری برای کروئلا خلق کند. خود کروئلا شخصیتی نمادین و اغراقشده است و هورس و جاسپر هم به دینامیک سهگانهٔ فیلم کمک میکنند.
در ادامه، اقتباسهای لایو-اکشنِ «101 Dalmatians» و دنبالهٔ آن شکل جدیدی از داستان ارائه دادهاند و اجرای گلن کلوز در نقش کروئلا قابلتوجه است. ممکن است در بعضی موارد داستان کوتاهیهایی دیده شود، اما همچنان این آثار سرگرمکنندهاند و دنیای دالمیشنها را گسترش میدهند. بهطور کلی مجموعه فیلمها تجربهای لذتبخش و دوستداشتنی برای طرفداران ایجاد میکنند.
نسخهٔ لایو-اکشنِ 1996 با خندهٔ معروف و تیز کروئلا آغاز میشود و بلافاصله یادآور دورهای است که دیزنی تازه داشت اقتباسهای زنده از انیمیشنهای کلاسیکش را تجربه میکرد. تأثیر واضح جان هیوز در لحن فیلم دیده میشود؛ تکیهٔ زیاد روی کمدی فیزیکی و موقعیتهای سُر شدن و برخوردهای اغراقشده باعث شده جادوی ظریف انیمیشن 1961 تا حدودی از بین رود. این رویکرد برای کودکان جواب میدهد اما ممکن است بزرگترها را که دنبال حالوهوای اصیلتر هستند، راضی نکند.
از نظر بصری اما فیلم قابلتحسین است: طراحی تولید و بهویژه لباسهای آنتونی پاول یکی از درخشانترین نکات فیلم است. هر بار که کروئلا ظاهر میشود با سیلوئتهای اغراقشده، بافتهای پرزرقوبرق و پالت رنگی هشداری روبهرو هستیم که شخصیت را از انیمیشن به دنیای واقعی منتقل میکند. تضاد میان خانهٔ گرم و دنج راجر و آنیتا و عمارت گوتیک و رو به زوال کروئلا فضاسازی غنیای ایجاد میکند.
عملکرد بازیگران تا حد زیادی فیلم را نجات میدهد. اجرای گلن کلوز در نقش کروئلا تماشاگر را مسحور میکند؛ او کاریکاتورِ شروری را که فیلم میخواهد، کامل و اغواگرانه بازی میکند. دینامیک هیوی لوری و مارک ویلیامز بهعنوان دستیاران کروئلا هم بار کمدی را به دوش میکشد. در مقابل، راجر و آنیتا چندان درخشان نیستند و بهعنوان پسزمینهٔ اخلاقی داستان عمل میکنند و زیر سایهٔ شرورها و جذابیت سگها قرار میگیرند.
کار با حیوانات واقعی چالش زیادی دارد و گروه تولید برای آموزش سگها تلاش زیادی کردهاند؛ تعامل طبیعی تولهها روی پرده جذابیت خاصی به فیلم میدهد. با این حال برخی صحنههای متکی بر CGI امروز مصنوعی به نظر میرسند و حضور برخی حیوانات غیر بومی مانند راکونها و اسکونکها در عملیات نجات، ممکن است بینندهٔ دقیقتر را از فیلم دور کند. هرچند آغاز فیلم وعدههای خوبی میدهد، اما در نیمهٔ دوم ساختار داستانی دچار ضعف میشود و تکرار اشتباهات دستیاران کروئلا باعث کشآمدن بیهودهٔ زمان میشود.
با وجود کاستیهای ریتم و تکیهٔ زیاد بر گَگیهای تصویری، فیلم ارزش نوستالژیک خود را دارد. شاید اثر برجسته یا بینظیری در تاریخ سینما نباشد، اما بهعنوان سرگرمی خانوادگی عملکرد قابل قبولی دارد و پیام روشنی دربارهٔ مراقبت و حفاظت از حیوانات منتقل میکند. در مجموع این اقتباس لایو-اکشن فیلمی اغراقشده است که از ظرافت میگذرد و بیشتر به کمدی فیزیکی میپردازد، اما با اجرای فراموشنشدنی و بهویژه بازی درخشان گلن کلوز، قلب ملموسی نیز دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران