فیلم داستان زندگی دو زن است که زندگی خود را صرف رقص باله کرده اند."دیدی" که زندگی حرفه ای خود به عنوان یک بالرین متعهد را رها کرده تا بتواند مادر و همسری خوب در خانه باشد یک مدرسه باله در اوکلوهاما را اداره می کند"اما" با کمپانی کار کرده و تبدیل به یک ستاره شده و...
فیلم داستان زندگی دو زن است که زندگی خود را صرف رقص باله کرده اند."دیدی" که زندگی حرفه ای خود به عنوان یک بالرین متعهد را رها کرده تا بتواند مادر و همسری خوب در خانه باشد یک مدرسه باله در اوکلوهاما را اداره می کند"اما" با کمپانی کار کرده و تبدیل به یک ستاره شده و...
نامزد دریافت ۱۱ جایزهٔ اسکار — ۱۱ جایزه و در مجموع ۱۸ نامزدی
سال ۱۹۷۷ برای کارگردان هربرت راس سال بسیار خوبی بود. او نه تنها این فیلم را ساخت که نامزد یازده جایزه اسکار شد، بلکه «دختر خداحافظی» را هم کارگردانی کرد که پنج نامزدی گرفت. از بیست نامزد بازیگری آن سال، هفت نفر از دو فیلم او بودند. اگر باله را دوست دارید، «نقطه عطف» را هم خواهید پسندید. حتی اگر دیدن نقش کوتاهِ خواهرتان در...
سال ۱۹۷۷ برای کارگردان هربرت راس سال بسیار خوبی بود. او نه تنها این فیلم را ساخت که نامزد یازده جایزه اسکار شد، بلکه «دختر خداحافظی» را هم کارگردانی کرد که پنج نامزدی گرفت. از بیست نامزد بازیگری آن سال، هفت نفر از دو فیلم او بودند. اگر باله را دوست دارید، «نقطه عطف» را هم خواهید پسندید. حتی اگر دیدن نقش کوتاهِ خواهرتان در «فندقشکن» برایتان نوعی فلشبک ایجاد کند، ممکن است باز هم از «نقطه عطف» لذت ببرید.
دیدی (شیرلی مکلین) رقصندهٔ سابقی است که اکنون همراه همسرش وِین (تام اسکِرت) در اوکلاهما سیتی یک مدرسهٔ باله اداره میکند. گروه بالهٔ آمریکایی به آنجا میآید و وِین و دیدی با همهٔ دوستان و رقبای قدیمیشان دوباره دیدار میکنند — و همه اینها در شخصیت اما (آن بنکرفت) جمع شدهاند. دیدی و اما زمانی برای یک نقش با هم رقابت کرده بودند؛ دیدی باردار شد و اما تبدیل به ستارهٔ شرکت باله شد.
دیدی اما پس از آن امیلیا (لزلی براون) را به دنیا آورد که اکنون خود رقصندهای در سطح بالا است. امیلیا به شرکت میپیوندد و دیدی و او برای یک تابستان به نیویورک نقل مکان میکنند. اما که فرزندی ندارد، نقش مادرِ جایگزین را برای امیلیا بازی میکند و دیدی هم بار دیگر تحت تأثیر معشوقهٔ قدیمیاش رُزی (آنتونی زِرب) قرار میگیرد و هرگز زندگیای را که اما دارد تجربه نمیکند. این دو قرار است در شبی که امیلیا اولین اجرای نقش اصلیاش را دارد، به برخوردی سرنوشتساز برسند.
هرچند من طرفدار پروپاقرص باله نیستم، اما طرفدار بازی خوب هستم. مکلین و بنکرفت نقشهای خود را عالی ایفا میکنند. راس هرگز اجازه نمیدهد یکی از بازیگران دیگری را تحتالشعاع قرار دهد؛ هر دو شخصیت هم قهرماناند و هم دارای نقاط ضعف، بنابراین تماشاگر به راحتی نمیتواند طرفِ یکی را بگیرد. لزلی براون در نقش امیلیا گاه گرم و پرشور و گاه سرد است و بیشتر با رقصهای درخشانش شخصیت را بیان میکند. میخائیل باریشنیکوف در نقش کلیشهای یوریِ شهوانی و دلربا بسیار مؤثر است و بهسرعت با امیلیا وارد رابطه میشود. وین در مجموع مردی دوپهلو به نظر میرسد، اما در پایان فیلم دلیلش روشن میشود و تام اسکرت هم بینقص نیست و نقشش را خوب حفظ میکند.
همچون «دختر خداحافظی»، راس با شدّت و قاطعیت کارگردانی میکند و دوربین را بیوقفه در حرکت نگه میدارد. او خودنمایی یا پز نمیدهد، اما ضرب فیلم را با سرعتی مناسب حفظ میکند، حتی در سکانسهای رقص. سکانسها نه بیش از حد طولانیاند و نه خیلی کوتاه؛ به اندازهای هستند که بتوان بر تواناییهای جسمیِ هنرمندان تمرکز و لذت برد. از زمان دیدن نسخهٔ اصلی «وست ساید استوری» از دیدن رقصندههایی به این سطح چنین تحت تأثیر قرار نگرفته بودم. تماشای یک سکانس بسیار خوب تدوینشده خالی از لطف نیست؛ جایی که رقصِ خیالی میان یوری و امیلیا بهطرزی استادانه با برشها و موسیقی طوری ترکیب میشود که تبدیل به رابطهای عاشقانه میگردد. تنها گلایهام این است که فیلم حدود پانزده دقیقه طولانیتر از لازم است و پایانبخشِ بیشتری برای رابطهٔ دیدی و رُزی میتوانست مناسب باشد.
«نقطه عطف» فیلمی نیست که همه آن را دوست داشته باشند، اما بازیها و کارگردانی فیلم را از تبدیل شدن به یک ملودرام صرف نجات میدهد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران