داستان این فیلم در دههی ۱۹۵۰ و صحرای کالیفرنیا روی میدهد و سرگذشت زوجی را روایت میکند که به حقیقتی برآشوبنده در مورد زندگی به ظاهر بینقص خود پی میبرند.
داستان این فیلم در دههی ۱۹۵۰ و صحرای کالیفرنیا روی میدهد و سرگذشت زوجی را روایت میکند که به حقیقتی برآشوبنده در مورد زندگی به ظاهر بینقص خود پی میبرند.
فرض کنید صحنه اینطوری است: ناهار پرمشروب با چند فیلمنامهنویس که تازه «ویویاریوم» (۲۰۱۹) را دیدهاند و یاد «Stepford Wives» (۲۰۰۴) و «The Truman Show» (۱۹۹۸) افتادهاند. حالا جمع میگویند: بیایید ترکیبی بیمعنی از این داستانها بنویسیم، طوری که از بهترین بخشهای هیچکدام استفاده نکنیم و بعد هم دو آدم خوشتیپ بیاوریم تا بازی کنند. قطعاً پولساز خواهد شد! شاید واقعاً هم پول زیادی به...
فرض کنید صحنه اینطوری است: ناهار پرمشروب با چند فیلمنامهنویس که تازه «ویویاریوم» (۲۰۱۹) را دیدهاند و یاد «Stepford Wives» (۲۰۰۴) و «The Truman Show» (۱۹۹۸) افتادهاند. حالا جمع میگویند: بیایید ترکیبی بیمعنی از این داستانها بنویسیم، طوری که از بهترین بخشهای هیچکدام استفاده نکنیم و بعد هم دو آدم خوشتیپ بیاوریم تا بازی کنند. قطعاً پولساز خواهد شد! شاید واقعاً هم پول زیادی به دست آورده باشند، اما نتیجه برای ما داستانی بسیار استیلیزهشده است که بههیچجا نمیرسد.
برای انصاف باید گفت فلورنس پی بهعنوان آلیس تلاش زیادی میکند؛ همسر روزبهروز آشفتهٔ جک (هری استایلز). آنها در جامعهای آرمانشهری در بیابان زندگی میکنند؛ مردها صبحها برای «فرانک» (کریس پاین) به سرکار میروند و زنان کارهای خانه، خرید و شبکهسازیهای معمول طبقهٔ متوسط را انجام میدهند. همهچیز ایدئال به نظر میرسد تا اینکه آلیس متوجه میشود یکی از همسایگانشان، مارگارت (کیکی لیین)، معتقد است چیزی در سبک زندگی کاملشان نادرست است. وقتی یک تراژدی غیرقابلتوضیح رخ میدهد، آلیس کابوس میبیند و بهزودی ازدواج و مسیر شغلی شوهرش در خطر قرار میگیرد.
پاین در نقش فرانک تهدیدآمیز ظاهر نمیشود و گرچه دوربین واقعاً از استایلز خوشش میآید، او در این فیلم چیز زیادی برای نشان دادن ندارد که ثابت کند توانایی بازیگری فراتر از پوشیدن یک کتوشلوار مرتب دارد. مشکل اصلی همین است: فیلم خوب به نظر میرسد، اما فیلمنامه کاملاً نپخته است. ما با داستانی نیمهپخته مواجهیم که تقلیدی و صادقانه بگویم، تا حدی خستهکننده است. صحنههای آخر با مردان لباسقرمز یادآور یک تبلیغ تلویزیونی بود و در بیش از دو ساعت، من جذب فیلم نشدم. چهرهٔ استایلز او را جلو خواهد برد و کار با بازیگرانی مثل پی و پاین به او کمک میکند، اما اگر تیمش روی فیلمنامه و پرداخت شخصیتها جدیتر کار نکند، تنها نسخهای سبکتر از زک افْرون خواهد شد. به نظرم این فیلم در آینده مناسب پخش تلویزیونی است.
من این فیلم را عالی دیدم.
تنها چیزی که دربارهاش میدانستم جنجالهای پشتصحنهٔ Don’t Worry Darling بود و خوشبختانه چیزی دربارهٔ خلاصهٔ داستان نخوانده یا ندیده بودم — که طبیعتاً به لذت بردنم کمک کرد. به همین خاطر قسمت اول فیلم برایم بسیار جالب بود؛ آرام جزئیات را کمکم آشکار میکند. پایان فیلم بهقدری قوی نیست اما من از آن خوشم آمد.
بازیگران فوقالعادهاند، هرچند فلورنس پی کاملاً همبازیانش را تحتالشعاع قرار میدهد — و این نکته نه به ضرر دیگران، بلکه نشاندهندهٔ اجرای درخشان پی است. این تنها سومین فیلمی است که از او میبینم؛ باید فیلمهای بیشتری از او ببینم!
از پی که بگذریم، از هری استایلز خوشم آمد؛ او میتواند بازی کند. با این حال حس میکنم شیا لاباف در آن نقش انتخاب بهتری میبود. الیویا وایلد (که کارگردان هم است)، کریس پاین و جمّا چان هم نقشهای خوبی دارند.
آیا فیلم کامل است؟ نه. آیا سرگرمکننده است؟ بله. من از این اثر ۲۰۲۲ واقعاً لذت بردم.
این جای تعجب ندارد که Don’t Worry Darling با جنجالهای عمومی و نقدهای ضعیف مواجه شده، اما آیا واقعاً آنقدر بد است که رسانهها القا میکنند؟ با اینکه مشکلات زیادی در بخش داستان وجود دارد — مثلاً رها کردن برخی جزئیات قصه بعد از معرفی یا نیمهکاره گذاشتن خطوط داستانی شخصیتها — جنبههای دیگر فیلم تماشای آن را لذتبخش میکنند.
هدایت الیویا وایلد در این فیلم واقعاً قابلقبول است. مشخص است که برخی نماها و عناصر با هدف مشخصی ساخته شدهاند تا نسخهای رمانتیزه از دههٔ ۱۹۵۰ را نشان دهند و همزمان نگاهی به چیزی شوم زیرِ این ظاهر بیندازند. جای تأسف دارد که این عناصر در پایان به یک افشاگری قوی منجر نمیشوند.
بازیها آمیختهای از نقاط قوت و ضعفاند. فلورنس پی و کریس پاین کاملاً فیلم را به دوش میکشند. پی احساسات پیچیدهای را منتقل میکند و در عین حفظ ظاهر، کشمکشهای درونی شخصیتش را نشان میدهد؛ این پیوند با مخاطب باعث میشود او را حمایت کنند. کریس پاین در این نقش واقعاً شرور بود؛ کم پیش میآید او را بهعنوان ضدقهرمان ببینم و در اینجا فوقالعاده ظاهر شده است. پاین زمان صفحهٔ زیادی ندارد اما از آنچه در اختیارش است بیشترین بهره را میبرد. الیویا وایلد هم خُب بود؛ نه خارقالعاده اما بد هم نبود. اجرای هری استایلز را سخت میتوان دقیق ارزیابی کرد؛ هرچند بد نیست، اما در برابر بازیهای پی کمنور میشود و ضعفهایش بیشتر به چشم میآیند.
در مجموع از Don’t Worry Darling ناامید شدم؛ پتانسیل زیادی برای تبدیل شدن به فیلمی ویژه وجود داشت، اما در عین حال فیلمِ خوبی بود و من از تماشای آن لذت بردم.
امتیاز: ۶۹٪
حکم کلی: خوب
بهنظر میرسد روایتهایی که چندین نقطهٔ داستانی و سؤال دربارهٔ جهان فیلم دارند، اغلب اشتباهاً بهعنوان مطالعات شخصیتی تکمحور برداشت میشوند. هم الیویا وایلد و هم دیوید کروننبرگ فیلمهای خود را وقتی کامل میدانند که قهرمان اصلی حداقل حد مورد نیاز قوس خود را طی کند و در نتیجه از پرداختن به مسائل دیگر و درخورِ بررسی عمیق چشمپوشی میکنند. در مورد Don’t Worry Darling، پایان ناامیدکننده و پیشبینیشدهای داریم که حس کموکافی به جا میگذارد، در حالی که در Crimes of the Future بیننده با سؤالات و مسیرهای ناتمام جذابی دربارهٔ دنیای آیندهنگر فیلم روبهرو میشود. هیچیک از این دو فیلم جهانپردازی خود را بهطور رضایتبخشی کشف نمیکنند.
امتیاز: B-
Don’t Worry Darling نکات خوبی دارد، اما فیلمنامه مانع از آن میشود که بیشتر از یک پرداخت چشمنواز روی داستانی تکراری باشد.
این فیلم برداشت تازهای از مفهوم Stepford Wives است: همان داستان پایه با فیلمبرداری چشمنواز، لباسها و تصویرسازی عالی و اجراهای متعهد و درجهیکی از بازیگران. اما همهٔ اینها در فیلمنامهای گم میشود که بیش از اینکه داستانی کامل تعریف کند، میکوشد با نمایش هرچه بیشتر انحطاط روانی شخصیتها بهنوعی آن را توجیه کند. پیچشهای داستانی تا حد زیادی قابل حدساند و پایان ناگهانی بدون ارائهٔ نتیجهگیری یا حلوفصل قوی برای شخصیتها تمام میشود. با وجود نکات مثبت فراوان، داستان شلخته تمام امتیازات فیلم را هدر میدهد و من را ناامید و کمی خسته بر جای گذاشت، حتی با وجود اوج هیجانآمیز. هنوز دنبال راهی هستم که بفهمم چهچیزی میتوانست این داستان را جذابتر کند؛ ظاهراً این مفهوم همیشه در پایاندهی به مشکل برمیخورد.
نسبتاً جالب بود؛ افشای اتفاقات نهایی را انتظار نداشتم. ایکاش بیشتر به جنبههای وحشتآور و نگرانکنندهٔ ماجرا پرداخته میشد.
«Don’t Worry Darling» آن فاجعهٔ عظیمی نیست که بسیاری پیشبینی کردند، اما از چند مشکل جدی رنج میبرد. فیلمنامه فاقد ظرافت و صیقل لازم است، مهارت بازیگری یکی از ستارگان در مقایسه با دیگری پررنگ میشود، و کارگردانی الیویا وایلد در برخی جاها ضعیف بهنظر میرسد. با این حال فیلم با نگاهی فمینیستی و انتقادی به ایدهآلهای جامعهٔ مردسالار، نوعی جذابیت دارد.
آلیس (فلورنس پی) و جک (هری استایلز) در شهری آزمایشی بهنام ویکتوری زندگی میکنند. این شهر مخصوص کارکنان پروژهٔ ویکتوری و خانوادههایشان است و ظاهراً کاملترین جای ممکن بهنظر میرسد. مدیر شرکت، فرانک (کریس پاین)، مغز متفکر ماجراست؛ رهبری خوشپوش و بااعتمادبهنفس که مردان او را الگو قرار میدهند. او همه چیز را فراهم میکند و تنها انتظار وفاداری و اطاعت دارد.
ویکتوری تصویری از زندگی آرمانی دههٔ ۱۹۵۰ را ارائه میدهد: زنها آشپزی و تمیزکاری میکنند، مرتب لباس میپوشند، وقت آزادشان را کنار استخر میگذرانند و غیبت میکنند؛ مردان هم نقش خود را با رفتن به مقر اسرارآمیز و بازگشت منظمشان ایفا میکنند. تا وقتی که آلیس شروع به دیدن رؤیاهای شبانهٔ عجیب میکند و به کنکاش در سوی تاریک ویکتوری میپردازد، همهچیز «نادیده بگیر و بپذیر» باقی میماند.
این قصه قبلاً بارها گفته شده و چندان نوآورانه نیست. آنچه قسمت اول فیلم را موفق میکند، روایت از منظر زنان شهر است. ارائهٔ داستان از لنزِ جماعتی از همسران خوشحالِ خانهدار، حالتی تهدیدآمیز ایجاد میکند — مخصوصاً وقتی زنهای شهر به خودآسیبرسانی روی میآورند تا کنترل زندگیشان را پس بگیرند.
آلیس زن قدرتمندی است و پی بار دیگر ثابت میکند از جذابترین بازیگران هالیوود است. نقش سنگین زیادی بر عهدهٔ اوست و در بسیاری از سکانسهایش با استایلز وظیفهٔ اصلی را انجام میدهد؛ صادقانه بگویم پی اجرای استایلز را تحتالشعاع میگذارد. معتقدم فیلم با یک بازیگر مرد توانمندتر در نقش اصلی موفقتر میشد. وقتی پایان طولانی و تدریجی بالاخره آشکار میشود، ناامیدکننده است و شَبَهِ یک قسمت از «Black Mirror» دارد. اگر برخی صحنههای اولیه را دقیقتر بررسی کنید، داستان چندان منسجم بهنظر نمیرسد.
موضوعات فیلم اغراقشده و تکراریاند و ایدهٔ مردانگی محافظهکارانه در روابط را بیش از حد جلوه میدهند. این اثر بیانیهای نه چندان دلپذیر دربارهٔ حقوق و مسئولیتهای زنان و میل مردان به کنترل و سلطه است. زمانهٔ کنونی با ناآرامیهای سیاسی باعث میشود این پیام پررنگتر به چشم بیاید. بهعنوان یک زن، از دید فمینیستی فیلم قدردانی میکنم، اما آرزو دارم فیلم در مجموع موفقتر بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران