نورهایی از آسمان "روی نری" را فرا می گیرند.پس از این اتفاق رویاهای عجیب و پنج نوت موسیقی مدام از ذهن او می گذرد.آیا او می تواند مفهوم این رویا را پیدا کند؟چه کسی یا چیزی آنها را در ذهن او قرار داده است
نورهایی از آسمان "روی نری" را فرا می گیرند.پس از این اتفاق رویاهای عجیب و پنج نوت موسیقی مدام از ذهن او می گذرد.آیا او می تواند مفهوم این رویا را پیدا کند؟چه کسی یا چیزی آنها را در ذهن او قرار داده است
«پورهٔ سیبزمینی را انجام بده!»
روی نیلی تعمیرکار گاز است که با یک سفینهٔ بیگانه برخورد نزدیک دارد و ناگهان شروع به دیدن رؤیاهای عجیبی از پورهٔ سیبزمینی، کرمِ اصلاح و کوههای گل میکند. این رؤیاها به فروپاشی ازدواج نیلی میانجامد و او برای کشف حقیقت این چشماندازهای پورهای به راه میافتد. اوج فیلم روی یک کوه نفسگیر است، وقتی نیلی رودررو با سرنوشتش قرار میگیرد.
این...
«پورهٔ سیبزمینی را انجام بده!»
روی نیلی تعمیرکار گاز است که با یک سفینهٔ بیگانه برخورد نزدیک دارد و ناگهان شروع به دیدن رؤیاهای عجیبی از پورهٔ سیبزمینی، کرمِ اصلاح و کوههای گل میکند. این رؤیاها به فروپاشی ازدواج نیلی میانجامد و او برای کشف حقیقت این چشماندازهای پورهای به راه میافتد. اوج فیلم روی یک کوه نفسگیر است، وقتی نیلی رودررو با سرنوشتش قرار میگیرد.
این فیلم یکی از بهترین آثار اسپیلبرگ است و حضور کوتاه و قابلتوجه کارگردان فرانسوی فرانسوا تروفو هم دارد.
من از کودکی به یاد دارم که آرزو میکردم اگر بیگانگان روزی بیایند، اول به آمریکا نرسند — مثل «روزی که زمین ساکن شد» یا بسیاری دیگر از داستانهای علمی-تخیلی که وقتی بیگانهها در را باز میکنند، اولین چیزی که میبینند اسلحه، تانک، موشک و سرباز است. این فیلم رویکردی بسیار پیچیدهتر نسبت به مواجهه با یک گونهٔ بیگانه دارد و همراه با جلوههای ویژهٔ خوب و داستانی دقیقتر، امید میدهد که شاید ما «اول شلیک کنیم و بعد سؤال بپرسیم» نباشیم—اگر کسی واقعاً بیاید. اسپیلبرگ، به نظر من، هنوز در حال آموختن حرفهاش بود که در نوشتن و کارگردانی این فیلم آشکار است و همین باعث کندی ریتم در ساعت اول میشود. ریچارد دریفوس بازی قابلقبولی دارد، اما حالت مداوم حیرت و سردرگمی روی چهرهاش بعد از مدتی آزاردهنده میشود. تروفو گهگاهی حضور دارد—بیشتر بهعنوان بخشی از یک خط داستانی موازی— اما واقعاً فیلم از سی دقیقهٔ پایانی است که گیرایی پیدا میکند و همهٔ نخها به هم میرسند و گرهگشایی هوشمندانهای شکل میگیرد: دانشمندان راهی نوآورانه و موسیقایی برای برقراری ارتباط پیدا میکنند که متکی به تهدید و گلوله نیست. بهعجیبترین شکل، حتی وقتی این فیلم را در نهسالگی برای نخستینبار دیدم، هیچ حس تهدیدی از مسافران نگرفتم و نبودن یک شکل فیزیکی مشخص برای شناسایی به حفظ جادوی فیلم کمک میکند. این بهترین اثر جان ویلیامز نیست—فکر میکنم موسیقی متن از کندی پیشروی قصه تأثیر میپذیرد—اما سمبولیسم و روح کنجکاوی که فیلم ایجاد میکند باعث میشود ارزش تماشا را تا حد زیادی حفظ کند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران