سال 1964. در مدرسهای کاتولیکی، رابطهی مبهم یک کشیش بنام «پدر برندن فلین» با دانش آموزی سیاه پوست که 12 سال سن دارد، مورد ظن مسئولان مدرسه قرار میگیرد...
سال 1964. در مدرسهای کاتولیکی، رابطهی مبهم یک کشیش بنام «پدر برندن فلین» با دانش آموزی سیاه پوست که 12 سال سن دارد، مورد ظن مسئولان مدرسه قرار میگیرد...
نامزد ۵ جایزهٔ اسکار؛ ۲۵ جایزه و مجموعاً ۹۷ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1277
درگیر شور و شورانگیز عشق اولم بودم که با تعجب شنیدم فیلم موردعلاقهٔ او «جو علیه آتشفشان» است (که هنوز آن را ندیدهام). وقتی خواستم فیلم آمریکاییای را ببینم که به نظرم بازیهای درخشانی در آن هست، فهمیدم این فیلم را همان کسی نوشته و کارگردانی کرده که آن اثر قدیمیتر را ساخته بود. بهعنوان کسی که با باورهای مسیحی پرورش یافته و در سالهای...
درگیر شور و شورانگیز عشق اولم بودم که با تعجب شنیدم فیلم موردعلاقهٔ او «جو علیه آتشفشان» است (که هنوز آن را ندیدهام). وقتی خواستم فیلم آمریکاییای را ببینم که به نظرم بازیهای درخشانی در آن هست، فهمیدم این فیلم را همان کسی نوشته و کارگردانی کرده که آن اثر قدیمیتر را ساخته بود. بهعنوان کسی که با باورهای مسیحی پرورش یافته و در سالهای اخیر اخبار فسادها، بهویژه دربارهٔ رهبران کلیسای کاتولیک، را در مطبوعات دیده بودم (موضوعی که در فیلمهایی چون «پسران سنت وینسنت» (John N. Smith، 1992) و «در بروژ» (Martin McDonagh، 2008) بازتاب داشته)، از این اثر معاصر او بیش از پیش کنجکاو شدم.
ابهامی که در قلب فیلم هست — و به همین دلیل عنوان «شک» — به نفع فیلم عمل میکند. فیلمنامه و کارگردانی هر دو پرتنش و بینقصاند و لوکیشنهای زیبا در نیویورک که برای نمایش برانکس 1964 انتخاب شدهاند به اثر وسعت سینمایی میدهند. این فیلم شامل یکی از بهترین اجراهایی است که از فیلیپ سیمور هافمن دیدهام (هرچند کارهای موردعلاقهام از او همیشه «خوشبختی» و «استاد» خواهند بود)، مریل استریپ (که آثار برجستهاش را «شکارچی گوزن» و «شیطان لباس پرادا میپوشد» میدانم) و ایمی آدامز (به نظر من بهترین اجرایش در این فیلم است)، و همچنین نقش جهشآور ویولا دیویس که هر صحنهای را که در آن حضور دارد ربوده است. این فیلم بهراحتی در مقابل فیلمنامهٔ اسکاربردهٔ شانلی برای «موناستراک» هم تاب میآورد و اگرچه تاریک و غمگین است، برای کسانی که میتوانند با موضوعش روبهرو شوند و بدون ترس به آن نگاه کنند، شدیداً توصیه میشود.
صحنهٔ برجستهای در فیلم هست که در آن «پدر فلین» (فیلیپ سیمور هافمن) با استفاده از پرها تلاش میکند توضیح دهد که غیبت و شایعه چقدر میتواند شرارتآمیز باشد. او قربانی چنین شایعاتی است — اما آیا مجرم است؟ «خواهر آلوئیزیا» (مریل استریپ) چنین باوری دارد. او پدر را با یک دانشآموز در خیابان بیرون مدرسه میبیند و سپس همکارش «خواهر جیمز» (امی آدامز) اشاره میکند که پسر سیاهپوست اولشان «دونالد» (جوزف فاستر) بعد از ملاقات با کشیش در محرابش کمی پریشان بهنظر میرسید. خواهر آلوئیزیا مصمم است حقیقت را دریابد و از شر این مرد خلاص شود. استریپ در این نقش بسیار قانعکننده است؛ زنی را نشان میدهد که بر اساس اندک شواهد واقعی، بر یقینِ باورش تکیه میکند و متهم میسازد. او با آن یقین از پدر اعتراف میخواهد، اما آیا چیزی برای اعتراف وجود دارد؟
هافمن نیز مؤثر است؛ مردی که ابتدا برایش همدردی داشتم — او در واقع توسط همکارانش بدون شواهد از سوی مدعیان مورد آزار قرار میگیرد و پسر اول — «لاندون» (مایک روکیس) — پسری کاملاً غیرقابلاعتماد بهنظر میرسید. ویولا دیویس تنها یک صحنهٔ محوری بهعنوان مادر مصمم پسر متاثر دارد و آن صحنه توجیهی قدرتمند است نهتنها برای اینکه او در آن زمان جایگاه یک بچهٔ سیاهپوست را در نردبان اجتماع چگونه میدید، بلکه نشان میدهد او کلیسا را در چه موقعیتی برای خودش میدانست. او مادری دوستداشتنی و در عین حال درگیر تضادهای درونی است و این با شدت نمایش داده میشود. پایانبندی برایم راضیکننده نبود؛ به هرحال ناراضیکننده است، اما این فیلم همچنان مجموعهای حسابشده، تأثیرگذار و متفکرانه از بازیگران توانمند و داستانی محکم است.
اینکه هیچیک از پنج نامزدی اسکارش را نبرده است برای سینمارو تقریباً به اندازهٔ سوءرفتارهای مطرحشده در فیلم برای جامعه ناراحتکننده است — لابد آن سال سالِ پرقدرتی برای سینما بوده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران