«کالن کریسپ» (تایسن)، فروشنده ی مواد مخدر لس آنجلسی که ادعا می کند همسرش همراه پسرشان و سه میلیون دلار پول گریخته، در زندان باخبر می شود که همسرش در آستوریا دیده شده است. در همین حال، «کارآگاه جان کیمبل» (شوارتسنگر) را همراه با «فیبی اوهارا» (رید)، که قبلا معلم بوده، به آستوریا می فرستند تا مخفیانه در کودکستانی که بچه ی «کالن» در آن جاست، مشغول به کار شوند تا شاید از این طریق به نشانی همسر او دست یابند.
«کالن کریسپ» (تایسن)، فروشنده ی مواد مخدر لس آنجلسی که ادعا می کند همسرش همراه پسرشان و سه میلیون دلار پول گریخته، در زندان باخبر می شود که همسرش در آستوریا دیده شده است. در همین حال، «کارآگاه جان کیمبل» (شوارتسنگر) را همراه با «فیبی اوهارا» (رید)، که قبلا معلم بوده، به آستوریا می فرستند تا مخفیانه در کودکستانی که بچه ی «کالن» در آن جاست، مشغول به کار شوند تا شاید از این طریق به نشانی همسر او دست یابند.
جان کیمبل (با بازی آرنولد شوارزنگر) مأموری است که مأمور گرفته تا قاتلی بهنام کرسپ را برای همیشه پشت میلهها بفرستد. برای این کار باید پسر و همسر سابق کرسپ را پیدا کند. تنها چیزی که میداند نام شهری کوچک در اورگن است که آنها در آن زندگی میکنند و این که پسر بچه در مقطع مهدکودک است. کیمبل با هویت پوششی معلم مهدکودک میشود...
جان کیمبل (با بازی آرنولد شوارزنگر) مأموری است که مأمور گرفته تا قاتلی بهنام کرسپ را برای همیشه پشت میلهها بفرستد. برای این کار باید پسر و همسر سابق کرسپ را پیدا کند. تنها چیزی که میداند نام شهری کوچک در اورگن است که آنها در آن زندگی میکنند و این که پسر بچه در مقطع مهدکودک است. کیمبل با هویت پوششی معلم مهدکودک میشود تا دنبال پسر بگردد. هرچند او یک پلیس خشن و مأموریتمحور است، به تعجب خود متوجه میشود از تدریس به بچهها لذت میبرد. او همچنین نسبت به یکی از همکاران معلم، جوйс (پنلوپه آن میلر)، که مادری تنهاست و پسرش در کلاس اوست، احساس علاقه میکند — و همانطور که بخت یار است، جوئیس همسر سابق کرسپ از آب در میآید. مشکل اینجاست که کرسپ در راه است تا پسر را پیش خود ببرد.
در مجموع، «معلم مهدکودک» فیلمی دلنشین است. شوارزنگر در تعامل با بچهها کمی دستوپا چلفتی به نظر میرسد، اما همین ویژگی به نفع فیلم تمام میشود؛ طبیعی است که کیمبل در کلاس بچهها دستپاچه باشد. چندین موقعیت بامزه بین کیمبل جدی و بچهها وجود دارد — از جمله واکنش او به پسربچهای که شیفته مرگ است — که بسیار دیدنیاند. در حالی که شوارزنگر در کنار بچهها کمی نامتعارف است، در مقابل همبازیاش میلر شیمی بسیار خوبی با او دارد که روی پرده کاملاً دیده میشود. حضور پاملا رید بهعنوان شریک کاری کیمبل نیز نکته مثبت دیگری است؛ رید همیشه خوب است و اینجا هم بازی محکمی ارائه میدهد. با کمی اکشن خوب در پایان، تجربهٔ تماشای فیلم دلپذیر میشود.
دو نکته منفی دارم: اول اینکه فیلم کمی کشدار است؛ اگر ده تا پانزده دقیقه از مدت زمان حذف میشد، فیلم جمعوجورتر و بهتر میشد — مثلاً صحنههای مربوط به کاثی موریارتی چندان به محصول نهایی چیزی اضافه نمیکنند. دوم اینکه کرسپ و مادرش بهاندازهٔ کافی تهدیدآمیز به نظر نمیرسند و بیشتر شبیه شوخیاند؛ اگر این شخصیتها با لحن جدیتر و مرعوبکنندهتری بازی شده بودند، رویارویی نهایی تأثیرگذارتر میشد. با این حال، فیلم همچنان کارِ خوبی است.
میان «معلم مهدکودک» و «پرِدِیتر» نیمی از دیالوگهای ماندگار آرنولد را یاد میگیرید. این بهمعنای این نیست که «معلم مهدکودک» فیلمی مضحک و بیارزش است؛ در واقع داستانی دلگرمکننده دربارهٔ خانوادههای آسیبدیده و نحوهٔ برقراری ارتباط با کودکان است. تماشای آرنولد در تعامل با بچهها بسیار خندهدار است.
این یکی از فیلمهای مورد علاقهٔ شخصی من است که هر چند سال یکبار آن را تماشا میکنم. از افتتاحیهٔ کمیکی و گزندهاش تا پایان نسبتاً خشن، همهچیز را دوست دارم. برای جمع پسرانه مناسب است تا بخندند و از دیالوگهای آرنولد نقلقول کنند، و برای دخترها هم فرصت خوبی است تا از بامزگی بچهها ذوق کنند.
این سختترین مأموریت او تا به حال است!
«معلم مهدکودک» ساختهٔ ایوان ریتمن است و آرنولد شوارزنگر نقش جان کیمبل، کارآگاهی خشن که برای دستگیری قاچاقچی مواد کالن کرِسپ (با بازی ریچارد تایسون) در قالب معلم مهدکودک نفوذ میکند، را بازی میکند تا قبل از آنکه کرِسپ به همسر سابق و پسرش برسد، او را بگیرد. کیمبل که قبلاً هیچ تجربهٔ تدریسی نداشته، متوجه میشود که نگهداری از بچهها کار آسانی نیست و همزمان جذب معلم دیگری به نام جوئیس (پنلوپه آن میلر) نیز میشود که اوضاع را پیچیدهتر میکند.
این فیلم که بین «کُدِ بازآرایی» و «نابودگر ۲: روز داوری» قرار گرفته، یک کمدی اکشن سبک در کارنامهٔ آرنولد است. با دستمزد دوازده میلیون دلاری، این ستارهٔ اتریشی از ایفای نقش در ژانر کمدی لذت میبرد. همانطور که در «دوقلوها» (۱۹۸۸) هم دیده شده، شوارزنگر حاضر است خودش سوژهٔ شوخیها شود؛ با چنین فرضیهٔ عجیبی لازم بود حس کمدی درست منتقل شود که او در این فیلم بهخوبی از عهدهٔ آن برمیآید.
تعامل شوارزنگر با بچهها سینمایی و مفرح است و گاهی لحظاتی لطیف هم دارد. نویسندگان در میان شوخیها به مسائل جدی هم پرداختهاند که شوارزنگر، باوجود کمبود وزن دراماتیگِ بازیگریاش، با جدیت میپذیرد. در داستان شگفتی بزرگی وجود ندارد، ولی این سرگرمیِ صادقانه فیلم را برای همهٔ خانواده مناسب میکند.
با حمایت خوب میلر و رید و همینطور ارتشی از بچههای باصلابت، شوارزنگر باز هم خودش را خیلی جدی نمیگیرد — و هالیوود به نفعِ همین رفتار است. امتیاز: ۶.۵/۱۰
شگفتآورانه کهنهشده. درست است که آرنولد تا حدودی خندهدار است و بچهها خیلی دوستداشتنیاند، اما خشونت مداوم، زبان رکیک، حضور معتادان و هدفگرفتن اسلحه به سمت کودکان خردسال در دوران امروز (یا هر دورانی) ناراحتکننده است. قطعاً این فیلم را برای هیچ کودکی توصیه نمیکنم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران