نیکولاس یک مرد جوان است. او می داند که با دیگران متفاوت است؛ موضوعی خجالت آور و غیر قابل قبول درباره ی او وجود دارد که باید مخفی بماند و یا حتی انکار شود. دولت آفریقای جنوبی درگیر جنگی در مرز آنگولا شده است و تمام مردان سفید پوست بالای شانزده سال باید به صورت اجباری به مدت دو سال برای دفاع از این رژیم نژاد پرست، در ارتش خدمت کنند. درست در زمانی که ترس و وحشت نیکولاس را مجبور می کنند که برای مخفی ماندن، وقایع غیر قابل قبولی را بپذیرد، او با یکی دیگر از سربازان که مانند او متفاوت است، رابطه ای صمیمی برقرار می کند. اکنون هر دوی آن ها در خطر هستند، خطری که از آتش دشمن نیز جدی تر است...
نیکولاس یک مرد جوان است. او می داند که با دیگران متفاوت است؛ موضوعی خجالت آور و غیر قابل قبول درباره ی او وجود دارد که باید مخفی بماند و یا حتی انکار شود. دولت آفریقای جنوبی درگیر جنگی در مرز آنگولا شده است و تمام مردان سفید پوست بالای شانزده سال باید به صورت اجباری به مدت دو سال برای دفاع از این رژیم نژاد پرست، در ارتش خدمت کنند. درست در زمانی که ترس و وحشت نیکولاس را مجبور می کنند که برای مخفی ماندن، وقایع غیر قابل قبولی را بپذیرد، او با یکی دیگر از سربازان که مانند او متفاوت است، رابطه ای صمیمی برقرار می کند. اکنون هر دوی آن ها در خطر هستند، خطری که از آتش دشمن نیز جدی تر است...
اگرچه دیالوگهای زیادی ندارد، شاید هیلتون پلسر بیشترین تأثیر را در این فیلم بگذارد، در نقش متنفر و متعصبِ «گروهبان برند» که در اوایل دههٔ ۱۹۸۰ مسئول گروهی از سربازان وظیفه در آفریقای جنوبی است. هر پسر سفیدپوستی بالای ۱۸ سال مجبور به انجام خدمت سربازی بود و بنابراین ترکیبی از افراد فکور و خشن در این اردوگاه آموزشی جمع میشوند، جایی که این مرد...
دیدگاه های کاربران