ترس واقعی «بقا» این روزها کم دیده میشود و حتی کمتر پیش میآید که درست و حسابی هم ساخته شود. Prey نمونهای از نمونههای اخیر است که در اصل آن سبک را دارد، اما در اجرا چندان موفق نیست. فیلم تا حدی برای من جذابیت داشت، و از دیدن بعضی نظرات مخاطبان مشخص است که من از بعضی تماشاگران خوشذوقتر از آن لذت بردم؛ با...
ترس واقعی «بقا» این روزها کم دیده میشود و حتی کمتر پیش میآید که درست و حسابی هم ساخته شود. Prey نمونهای از نمونههای اخیر است که در اصل آن سبک را دارد، اما در اجرا چندان موفق نیست. فیلم تا حدی برای من جذابیت داشت، و از دیدن بعضی نظرات مخاطبان مشخص است که من از بعضی تماشاگران خوشذوقتر از آن لذت بردم؛ با این حال شکایات واردی هم هست که قابل درکاند.
امتیاز نهایی: ۲.۵ از ۵
Prey قربانیانش را با ارائه یک فیلم ترسناک بدون تعلیق تعقیب میکند؛ فیلمی که بیش از آنکه رعبآور باشد، رؤیایی و خوشایند بهنظر میرسد. وقتی من موقتاً دیوانه میشوم یا شاهد یک تجربه تروماتیک هستم، درباره احساساتم با یک درمانگر صحبت میکنم یا روزم را با تماشای فیلمهایی درباره خوشبختی ابدی میگذرانم. اگر به من برنامهای برای بازتوانی رفتاری پیشنهاد میشد که شرکتکنندگان را برای سه روز به جزیرهای ظاهراً خالی از سکنه میفرستاد تا «خود را پیدا کنند» و تنها غریزه بقا همراهشان بود، احتمالاً کاملاً متفاوت میشدم. این شخصیتها از نظر روانی مختلاند و آزاد گذاشته شدهاند تا در تمام گستره جزیره هر کاری که دلشان خواست انجام دهند: کمپ بسازند، تلههای پیچیده طراحی کنند، حیات وحش محلی را قتلعام کنند و حتی یکدیگر را بکشند. هزینههای بیمه لابد فاجعهبار بوده است!
کالفون (کارگردان) ایدهای بهشدت ساختگی ارائه میدهد و عملاً آن را به موجودی شیطانی که در جنگلهای سرسبز جزیره پرسه میزند، تحویل میدهد. یک فیلم ترسناک بدون تعلیق چه معنایی دارد؟ یک تریلر روانشناختی بدون پرداخت مناسب به شخصیتها چه معنا دارد؟ یک فیلم بدون سرگرمی چگونه میتواند مخاطب را راضی کند؟ کالفون ظاهراً هیچ یک از عناصر لازم برای فیلمسازی کارآمد را نمیشناسد. جیغهای ارزان و غیردلهرهآور که تا ثانیه آخر پیشبینیپذیرند؛ سوراخهای داستانی بیشتر از اسفنجی که از یک قایق واژگونشده بیرون آمده؛ تلنگرهای بیش از حد که قرار است جزیره را به تاریکی ابدی فرو ببرند. بازیگران—بهجز میلر که حداقل سعی کرد از فیلمنامه ضعیف فراتر برود—ضعیفاند، ضعیفتر از شاخه نخل وسط طوفان. فلشبکهای توضیحی که شبیه تبلیغ یک خودروی مسابقهایاند، بهطرز بدقوارهای با تدوین ساده و بیمنطق وارد روایت میشوند.
اما چیزی که واقعاً Prey را به یک خونریز بیمعنی تبدیل میکند، جزئیات است. از ما انتظار میرود باور کنیم دختر جوان و مادرش بیش از یک دهه در این جزیره زندگی کردهاند. این مسئله مشکلی ندارد، اما وقتی او از نظر ظاهر سالمتر و سرحالتر از ماهیِ سر نیزهشده بهنظر میرسد، دیگر شک برانگیز است: ابرو مرتب، آرایش مرتب، موهایی صاف و مرتب که انگار هر روز از محصولات مراقبت مو استفاده میکند. مطمئنی تمام آن سالها در آرایشگاه نبوده؟ بهعلاوه توبی در عرض چند روز تبدیل به یک بَرد گریلز میشود—از کجا آمده این همه مهارت؟!
کالفون سعی میکند تماشاگر را فریب دهد و بینندگان را به مسیر خیالپردازی بکشاند؛ اینکه قهرمان در واقع همه اینها را ساخته و پرداخته ذهن خودش است. آن صحنه پنجدقیقهای گفتگو با خود که آشکارا دیوانگی او را فرض میکرد، هرچند کلیشهای و معمولاً خستهکننده است، اما هنوز هم بهتر از پایانبندیای است که کالفون انتخاب کرده. مناسک فرقهای، شیطنتهای ووودو، غاری پر از نقاشیهای چندرنگ—همه به پایانی میرسند که مرا وسوسه کرد چند توت بیحسکننده روی دیسک له کنم و به خود موجود بدهیم. واقعاً آن چه بود؟! از آن پایانبندیهایی متنفرم که کل ماجرا را بیمعنی میکنند؛ مخصوصاً وقتی در وسط فیلم قایق نجاتی کاملاً در دسترس وجود داشت! آن قایق نجاتی که توسط مدیر برنامه روی ساحل به گل نشسته بود کجا رفت؟ موجود CGI که شبیه خوک شیطانی بود هم ظاهراً میتوانست شنا کند، که این پایان افتضاح را فقط بدتر میکرد.
آه. دیگر کافی است. دستکم فیلمبرداری رابینز بود که فضای رؤیایی جزیره را قابل تحمل نگه داشت. Prey همه بدترین ویژگیهای فیلمهای ترسناک بیالهام و کمبودجه را دارد و حتی تلاشی هم برای مخفی کردن جذابیت زمخت و آزارندهاش نمیکند؛ در نتیجه این فیلم را یکی از بدترینهای سال میسازد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران