نسخه دارای رده سنی Rِ فیلم SOLDIER BLUE (1970) شامل صد دقیقه رمانس کمخطر و مطابق با ردهبندی عمومی است که در ابتدا و انتها بهترتیب با پانزده دقیقه صحنههای وحشتناک و خونین احاطه شدهاند. کارگردان رالف نلسون دستودلباز است: نابودی جسمی، سوختن، قطع سر و به دار آویختن — و دیگر اعمال بیرحمانه — بارها روی پرده رخ میدهد و گاهی با کندنماییای شبیه...
نسخه دارای رده سنی Rِ فیلم SOLDIER BLUE (1970) شامل صد دقیقه رمانس کمخطر و مطابق با ردهبندی عمومی است که در ابتدا و انتها بهترتیب با پانزده دقیقه صحنههای وحشتناک و خونین احاطه شدهاند. کارگردان رالف نلسون دستودلباز است: نابودی جسمی، سوختن، قطع سر و به دار آویختن — و دیگر اعمال بیرحمانه — بارها روی پرده رخ میدهد و گاهی با کندنماییای شبیه به سبک سم پکینپا نمایش داده میشود. این سکانسهای ابتدایی و پایانی تأثیرگذارند؛ مشکل اما صد دقیقهای است که باید با بازماندگان تکبعدیِ حملهٔ اول سر کنیم.
کندیس برگن و پیتر استراوس شخصیتهایی کلیشهای و کمعمق دریافت کردهاند: یکی معصوم و دیگری تجربهدیده؛ یکی محجوب و دیگری بیپرواتر — و البته کمکم نسبت به هم احساس پیدا میکنند (اگر از این پیشبینیشده بودن تعجب نکردید…). دونالد پلیزنس در مقطعی برای تنوع میآید، اما کافی نیست. اگر از اکشنهای غربی خشن خوشتان میآید، بخشهایی از فیلم برایتان جذاب خواهد بود. اگر هم با فیلمهای رمانتیکِ درحال رشد همراهید، داستان عشق ممکن است شما را درگیر کند. بقیه احتمالاً بهتر است LITTLE BIG MAN (1970) را تماشا کنند.
رومانسِ بازیگوشِ وسترنی که بین دو کشتار بیرحمانه قرار گرفته
پس از آنکه واحد سوارهنظام حامل مزدبگیران در سال 1877 توسط چایان کشته میشوند، یک سرباز بازمانده و یک زن طرفدار سرخپوستان با هم همراه میشوند تا به نزدیکترین قلعه بازگردند (پیتر استراوس و کندیس برگن). جوانی که مبتلا به تحقیرِ نگرش او را خیانتآمیز میداند، همزمان با رشد علاقهاش نسبت به زنِ جسور دستوپنجه نرم میکند. سپس حقیقت هولناک را از نزدیک میبیند.
«سولجر بلو» فیلمی سرگرمکننده اما نامأنوس در ژانر وسترن است. در اصل، فیلم رمانسی دلپذیر میان یک نظامی وطنپرست و یک «روح آزاد» بیپروایی است که بهخاطر رها کردن خرافات دوران ویکتوریایی قادر به بقا در دشواریهای طبیعت آمریکاست. این خطِ میانی با حملهای به رهبری چایان به یک گروه سوارهنظام غیرتهدیدآمیز و سپس با کشتارِ نظامیِ اردوگاهی صلحآمیزِ چایانها که پر از زنان و کودکان است، قاببندی شده که دومی آشکاراً بر مبنای کشتار سَند کریک (1864) است.
احترامی برای نشان دادن اینکه کشتارها از هر دو سو رخ داده وجود دارد، اما فیلم به گونهای مقابل را علیه شبهنظامیان اروپاییتبار سنگینی میکند؛ چرا که آنها را در حالی نشان میدهد که زنان و کودکان را قتلعام میکنند و نمونهٔ معکوسِ این رفتار به نمایش درنمیآید.
حملهٔ ابتداییِ هندیها همدلی مخاطب را با هانوس (استراوس، همان «سرباز آبی») جلب میکند، بنابراین مخاطب همان سفر او را میپیماید: ابتدا سرخپوستان را بیرحم و تشنهٔ خون میپندارد که برای بهدستآوردن اسلحه حاضر به قتلعام و بیاحترامی به پیکرها هستند، اما در نهایت درمییابد که «قبیله» هانوس نیز میتواند در موقعیت مقتضی و حتی بیشتر، رفتار بیرحمانهای داشته باشد.
در تاریخِ رویدادها، حملات وحشیانه هم به سوی بومیان نخستقاره و هم به سوی مهاجران رخ داده، اما تمرکز عمومی از دههٔ 1960-70 میلادی بر بیعدالتیهای ارتش یا شبهنظامیان/مهاجران سفیدپوست بوده است: نمونههایی چون وَوندِد نی، بیر ریور و سَند کریک مطرح میشوند. در عین حال، اغلب واکنشهایی که منجر به این رویدادها شد — از جمله جنایاتی که بعضی گروههای بومی علیه مهاجران مرتکب شدند — کمتر مطرح شدهاند: جنگ داکوتا 1862 که در آن سانیسئوکس بین 600 تا 800 نفر از ساکنان را کشتند؛ کشتار وارْد؛ قیام نِز پرِس که دهها مهاجر را در آیداهو و وایومینگ به قتل رساند؛ و کشتار در فورت میمز. نیز موارد فراوانی از ساکنان بیگناه که توسط گروههایی از «جوانان جنگجو» بهزور، غارت و قتل روبهرو شدند، هنگامی که برخی روسای قبیله در حال امضای قرارداد صلح بودند.
خلاصه اینکه از راحتیِ کاناپهٔ خانه نشستن ساده است که به طرفِ بومیان آمریکایی متمایل باشی، اما وقتی تو و عزیزانت در طبیعت در معرض شکنجهٔ شدید، تجاوز و قتل قرار بگیرید، قضیه کاملاً متفاوت است.
اروپاییانِ مهاجر بهدنبال زمین و منابع بودند، در حالی که بومیان خواهان فناوریِ ارزشمندِ تازهواردان بودند. هر دو طرف از پیمانها برای روابط مسالمتآمیز استفاده میکردند، اما وقتی جنگ پرهزینه مینمود، هر دو به خشونت متوسل میشدند.
نکتهٔ تاریخی دیگر اینکه فرماندهٔ واقعی که دستور حمله به اردوگاه سَند کریک در جنوبشرق کلرادو را داد، جان چیویگِن، حتی افسر ارتش نبود، بلکه رئیسِ خودخواندهٔ میلیشیا در قلمرو کلرادو در زمان جنگ داخلی بود—زمانی که بیشتر مردان توانمند برای جنگ در شرق برای اتحادیه رفته بودند. این جنایتِ چیویگِن و همراهانش در سَند کریک جدا از ارتش ایالات متحده بود و نمونهای از سیاستِ رسمی دولت بهحساب نمیآید. بلافاصله بعد از آن کشتار، کاپیتان سیلاس سول، افسر سوارهنظام اول کلرادو، آن را بهعنوان یک قتلعام ناعادلانه و وحشیانه محکوم کرد.
من خود نیمهآبنکی هستم و فرهنگ سرخپوستان آمریکا را دوست دارم، اما سفیدشویی چپگرا از جنایاتِ برخی بومیان و تاریخنگاری بازنگرانه و یکطرفه فریبنده و نامتعادل است. «سولجر بلو» تا حدودی متهم به این جهتگیری است، اما بهاندازهای تعادل نشان میدهد که ارزش دیدن را داشته باشد (برخلاف فیلم بهمراتب نادرست «Tell Them Willie Boy Is Here» چند ماه پیشتر). فیلم سرگرمکننده است و در مورد جنگهای هندی تعادلی نسبی ارائه میدهد، هرچند در نهایت همدلانهتر به سمت بومیان تمایل دارد.
مدت زمان فیلم 1 ساعت و 52 دقیقه است و در چیهواهوآ و سونورا در شمالغرب مکزیک فیلمبرداری شده است.
نمره: B
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران