جانی و زوج برادر 15 ساله جیک ، زک را می ربایند و سپس دوستش فرانکی را به عنوان زاکر منصوب می کند. آنها دوستی برادرانه برقرار می کنند. زاک با اسیرانش مهمانی می کند زیرا همه چیز از کنترل خارج می شود.
جانی و زوج برادر 15 ساله جیک ، زک را می ربایند و سپس دوستش فرانکی را به عنوان زاکر منصوب می کند. آنها دوستی برادرانه برقرار می کنند. زاک با اسیرانش مهمانی می کند زیرا همه چیز از کنترل خارج می شود.
خب، طرفداران و مخالفان تیمبرلیک، آرام باشید! این فیلم—که خیلیها آن را با جمله «همون فیلمه که تیمبرلیک توشه» میشناسند—واقعاً تماشایی بود. تیمبرلیک کار فوقالعادهای انجام داده و حالا بهروشنی بالغ شده است. حضور بازیگران توانمندی مثل شارون استون و بروس ویلیس هم به فیلم کمک زیادی کرده. از هماهنگی بازیگران در کنار هم لذت بردم؛ همه بسیار باورپذیر بودند. فیلم بهخوبی نشان میدهد که...
خب، طرفداران و مخالفان تیمبرلیک، آرام باشید! این فیلم—که خیلیها آن را با جمله «همون فیلمه که تیمبرلیک توشه» میشناسند—واقعاً تماشایی بود. تیمبرلیک کار فوقالعادهای انجام داده و حالا بهروشنی بالغ شده است. حضور بازیگران توانمندی مثل شارون استون و بروس ویلیس هم به فیلم کمک زیادی کرده. از هماهنگی بازیگران در کنار هم لذت بردم؛ همه بسیار باورپذیر بودند. فیلم بهخوبی نشان میدهد که چگونه یک سوءتفاهم ساده میتواند بهطرز دیوانهواری از کنترل خارج شود. (این را هم بگویم که برخی ممکن است از حضور پررنگ بن فاستر در فیلم خسته شوند—به مقدار کم بهتر است.) هشدار: در فیلم زبان رکیک و حرفهای زشت وجود دارد.
وقتی به تماشای این فیلم رفتم، فقط میدانستم که براساس یک داستان واقعی ساخته شده؛ هرچه بیشتر به حقیقت پشت ماجرا فکر میکنم، بیشتر دلگیر میشوم. داستانی که دیشب دیدم، از آنهایی است که بعید است زود فراموش شوند. شخصیتها بسیار شبیه به افراد واقعی هستند و بازیگران موفق شدهاند من را هم بترسانند، هم شوکه کنند و هم ناراحتتر کنند از هر فیلم دیگری که اخیراً دیدهام. اما این هرگز به معنی آن نیست که تماشای فیلم را منع کنم؛ بالعکس، بهنظرم هر کسی که به جامعهای که در آن زندگی میکنیم اهمیت میدهد، باید این فیلم را ببیند.
جیک مازورسکی شخصیتِ انفجاری و اسکینهِدی است که مبلغ زیادی بابت مواد مخدر بدهکار جوانی به نام جانی ترولوو میشود. پس از درگیری، جیک خانه جانی را واژگون میکند و جانی انتقام میگیرد: برادر پانزدهسالهٔ جیک، زک، را میرباید. شگفتآور اینکه زک با این شرایط کنار میآید و به برادرش اعتماد دارد که پول باج را فراهم خواهد کرد. در همین حین، زک دوستی نامحسوسی با یکی از همراهان جانی، فرانکی، برقرار میکند. اما با گسترش ترس از عواقب، جانی و همدستانش تصمیمی میگیرند که اوضاع را به فاجعه میکشاند.
بن فاستر در نقش جیک فوقالعاده است؛ برخی گفتهاند اغراق کرده اما بهنظر من کاملاً قابلباور است: یک اسکینهِد تحریکپذیر و خطرناک. جانی ترولوو را امیل هِرش بازی میکند که نقشی بسیار متفاوت از کارهای قبلی اوست و او هم مانند فاستر تأثیرگذار و تهدیدآمیز است؛ طوری که انگار بازیگر را از خیابان برداشته و جلوی دوربین گذاشتهاند. شخصیت واقعی اینجاست که به نام جسی جیمز هالیوود شناخته میشود و جوانترین کسی است که تا به حال در فهرستِ تحت تعقیبِ افبیآی قرار گرفته است.
زک را آنتون یلچین بازی میکند و دقیقاً همان چیزی است که نقش میطلبد: جوان، سادهدل، تا حدی دوستداشتنی و در پی کمی هیجان. نقش فرانکی را جاستین تیمبرلیک ایفا کرده که بهتر از آنچه انتظار داشتم ظاهر شد. در واقع به نظرم هیچ بازیگری نامناسب انتخاب نشده بود؛ همه نقشها اعم از بزرگ و کوچک خوب ایفا شدند. والدین را هم نباید فراموش کرد: پدر جانی را بروس ویلیس بازی میکند که هرچند نقش کوچکی دارد اما حیاتی است، و شارون استون نقش مادر زک را با بازیای دلخراش و قوی برعهده دارد (فقط در یکی از صحنههای پایانی لباسسازانهای پوشیده که کاملاً مصنوعی به نظر میرسد و کمی از اثر صحنه میکاهد، هرچند تقصیر خودش نیست).
آنچه «آلفا داگ» را مهم میکند، گواهیست بر زمانهای که در آن زندگی میکنیم: زمانی که ظاهراً کسی دیگر تعجب نمیکند از اینکه نوجوانان و جوانان زندگیشان پر از مواد مخدر، اسلحه و بیاحترامی نسبت به جان و رفاه دیگران باشد. سهولت انجام برخی تصمیمات و اعمال، آن بینظمی و بیتفاوتی خطرناک را که در دل و ذهن این جوانان هست نشان میدهد و تشدیدش میکند. چه اهمیتی دارد اگر کسی را تا مرز مرگ بزنند؟ چه اهمیتی دارد اگر دیگری را صدمه بزنند یا حتی بکشند، فقط بهشرط اینکه خودشان نجات پیدا کنند؟ این فیلم یادآوری ناراحتکنندهایست از این که دنیا هنوز پر از چنین نگرشهایی است.
علاوه بر پیام اخلاقی سنگین فیلم—که اینبار نه آزاردهنده بلکه واقعاً درگیر کننده است—باید از جنبهٔ فنی هم تحسینش کرد. فیلم از همان ثانیهٔ اول با تدوین زیبای صحنهٔ افتتاحی شما را میگیرد. نیک کاساوتس (کارگردان) داستان را در قالبی متوازن و با ریتمی مناسب ساخته و به بازیگران اجازه داده تا آزادانه کار کنند، در نتیجه حالوهوایی طبیعی و بداههگونه پدید آمده است. موسیقی هم عالی و بهجا استفاده شده است.
«آلفا داگ» فیلمیست که اگر به این دنیا و مردمش اهمیت میدهید، باید دستکم یکبار ببینید. تصویری است از افرادی خونسرد در برابر خشونتِ بیدلیل و نشان میدهد چقدر آسان است جوانان درگیر تأثیرات غلط شوند، صرفاً چون زندگی کافی را تجربه نکردهاند یا الگوهای مناسبی ندارند. من واقعاً این فیلم را توصیه میکنم؛ فیلمی سنگین اما بسیار ارزشمند.
تا به حال خوابِ آن لحظه را دیدهاید که کاری کردهاید و دیگر راه بازگشتی ندارید؟ «آلفا داگ» تفسیر سینمایی از پروندهٔ واقعی جسی جیمز هالیوود و نیکلاس مارکوویتز در سال ۲۰۰۰ است. با جمعی از فروشندگان مواد و جوانانِ وانمودکننده به گانگستر روبهرو هستیم که در واقع توانایی لازم ندارند و تصمیماتشان آنقدر احمقانه است که تراژدیِ داستان را رقم میزند. کار نیک کاساوتس نیتِ جدی دارد اما هرگز به اوج درام نمیرسد؛ با این حال، وقتی تراژدی رخ میدهد، فیلم وظیفهاش را انجام میدهد و در ذهن باقی میماند. تکنیکهای بصری کاساوتس (صفحههای تقسیمشده، فریز فریم و غیره) از تلخی واقعیت نمیکاهد. اجرایهای پرانرژی و متعهد بسیاری وجود دارد و فهرستی از بازیگران جوانِ آیندهدار را میتوان دید. امتیاز: ۷/۱۰.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران