داستان فیلم درباره مردی به نام "تام" می باشد که در یک جزیره واقع در سواحل استرالیا نگهبان فانوس دریایی است. وی بزودی در این محل عاشق "ایزابل" می شود و در آن سو، ایزابل نیز دلباخته تام می شود تا عاشقانه ای دلنشین میان این دو شکل بگیرد. اما این دو پس ا ...
داستان فیلم درباره مردی به نام "تام" می باشد که در یک جزیره واقع در سواحل استرالیا نگهبان فانوس دریایی است. وی بزودی در این محل عاشق "ایزابل" می شود و در آن سو، ایزابل نیز دلباخته تام می شود تا عاشقانه ای دلنشین میان این دو شکل بگیرد. اما این دو پس ا ...
داستانی درباره نابرابری میان عشق و غم
فیلم برگرفته از رمانی استرالیایی با همین نام بود. هرچند کتاب نسبتاً جدید بود، اما فیلم یک درام دورهای درباره سربازی از جنگ جهانی اول است که تازه به خانه بازگشته؛ بههمیندلیل حس میکنم ساختن فیلم آنقدر هم زود انجام شد. چون قصهاش آنقدر کلاسیک بهنظر میرسد که نیاز داشت زمان بیشتری بگذرد تا محبوبیتش شکل بگیرد — یعنی...
داستانی درباره نابرابری میان عشق و غم
فیلم برگرفته از رمانی استرالیایی با همین نام بود. هرچند کتاب نسبتاً جدید بود، اما فیلم یک درام دورهای درباره سربازی از جنگ جهانی اول است که تازه به خانه بازگشته؛ بههمیندلیل حس میکنم ساختن فیلم آنقدر هم زود انجام شد. چون قصهاش آنقدر کلاسیک بهنظر میرسد که نیاز داشت زمان بیشتری بگذرد تا محبوبیتش شکل بگیرد — یعنی نسخه ادبی، دستکم، نیاز به دههای آزادی داشت تا آماده پرده سینما شود. همانگونه از گذشته که امروز آنها را حماسی میدانیم، در سینما حتی بهتر جلوه میکنند. با این حال، این فیلم خوب بود، اما اقتباسهای آینده تأثیر قویتری بر مخاطبان خواهند داشت.
کارگردان از سازنده فیلم The Place Beyond the Pines است که فیلمنامه را هم نوشته. عنوان فیلم تصویری کلی از نوع قصه را میدهد، اما فیلم عمیقتر و تاریکتر و از نظر عاطفی قویتر بود. جزیرهای که داستان در آن میگذرد مرا به یاد Song of the Sea میاندازد، هرچند فیلم فانتزی نیست. اگر از مناظر، طبیعت و بهویژه سواحل خوشتان میآید، این فیلم برای شما مناسب است.
داستان بسیار قوی بود، طوری که پسزمینهها کمرنگ میشدند وقتی تمام توجهتان معطوف روایت میشد. برای من مکان فیلم اولویت داشت؛ محیط یکصدساله و دور از جامعه معمولی بیش از همه تأثیرگذار بود. این فضا به روایت این درام زیبا کمک کرد که پیامش نارسایی اخلاقی را منتقل میکرد.
تام شربورن، قهرمان جنگ جهانی اول که از خدمت ترخیص شده، به خانه برمیگردد و نگهبان فانوس دریایی در جزیرهای منزوی در ساحل غربی استرالیا میشود. با زنی ازدواج میکند که فوراً عاشقش شده بود. آنها اکنون دور از دنیای انسانی زندگی میکنند. چند تراژدی پیاپی بر سرشان فرود میآید.
پیش از آنکه از آن شوک بیرون بیایند، نوزادی را در قایق نجاتی که به ساحل جزیرهشان آمده مییابند و تصمیم میگیرند او را به فرزندی قبول کنند. اما بعد از مدتی که به سرزمین اصلی بازمیگردند، درمییابند کاری که کردهاند از نظر قانونی و اخلاقی درست نیست. از آن نقطه به بعد چگونگی اثر این اتفاق بر اعتماد متقابلشان، تا کجا پیش میرود و داستان چگونه به پایان میرسد، در قسمتهای بعدی روایت میشود.
«فقط یکبار باید ببخشی. برای کینه داشتن باید هر روز، همه روز کینه بورزی.»
با اینکه کتاب مدرن بود، روایت فیلم بسیار کهنهنما بود—منظورم نحوه پیشبرد داستان و شکلگیری شخصیتها و حتی پایانبندی است. برای نسل حاضر، اگر با چند اثر مشابه قدیمی آشنا باشید، برخی رخدادهای اولیه را پیشبینی خواهید کرد. منظورم همه فیلم نیست، اما برخی سکانسها در مراحل آغازین قابل حدساند. گاهی پیشرفتها را میتوان تصادف نامید، اما وقتی تعدادشان زیاد شود، دیگر تصادف نیست و بهنظر عمدی میآید. این تنها نکته منفی فیلم بود. از سوی دیگر، برای اینکه قصه ممکن میشد، اجتناب از آنها دشوار بود؛ در غیر این صورت ممکن بود فیلم کشدار شود و جزئیات غیرضروری به آن اضافه گردد.
من به کلیشهها توجه زیادی نداشتم. برای من این یک درام خوب بود. بازیها عالی بودند. از نظر من ایفای نقش مایکل فاسبندر و آلیسیا ویکاندر شایسته اسکار بود. حتی ریچل وایز هم در نقش مکمل خوب بود. پس امتیاز مثبت برای بازیگران و لوکیشنها، همچنین فیلمنامه و موسیقی متن. اما بخش ناراحتکننده این است که فیلم چندان مورد استقبال قرار نگرفت، بهویژه از سوی منتقدان کمانصاف.
در میان تماشاگران معمولی وضع فرق دارد؛ بهخصوص فکر میکنم افراد مسنتر و پختهتر این فیلم را بیشتر میپسندند. اما از دید خانوادگی مثل یک «غرور و تعصب» دیگر نیست. رخدادها و پایان فیلم ممکن است اشتباه قضاوت شود. مهمتر اینکه همه چیز در دنیای مشابه با دنیای ما اتفاق میافتد، پس همهچیز تا حد زیادی مبتنی بر واقعیت است. پس درست و نادرست درون فیلماند، اما این به معنی اعمال آنها در فرایند ساخت فیلم نیست که بهنظرم کارِ خوبی انجام شده است.
سکانس بعد از اوج داستان، یعنی آنچه پیش از تیتراژ پایانی میآید، بسیار خوب بود. برای این نوع قصهها، چنین پایانی لحن نهایی را تعیین میکند. گرچه خط داستانی الهامبخش نیست، اما همه اجراها در فیلم شاعرانه بودند؛ عمدتاً بهخاطر روایت کند، تأثیر قوی احساسات و در بسیاری مواقع بدون دیالوگ بودن صحنهها. طول فیلم مشکلساز نبود اگر از درامهای دورهای خوشتان میآید. بههرحال موضوع جذابی دارد و همیشه چیزی در حال اتفاق افتادن است. بنابراین فکر میکنم این یکی از فیلمهای دستکمگرفتهشده سال است و شایسته توجه بیشتری است. اگر هنوز آن را ندیدهاید، پیشنهادش میکنم—بهویژه اگر بالای سی سال هستید.
امتیاز: 8/10
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران