ماجرایی، بامزه، هیجانانگیز و شوکهکننده!
این دومین فیلمی بود که از کارگردان دیدم؛ بعد از کمدی-درام بسیار خوب درباره حضانت کودک Everybody in Our Family. این فیلم اما کاملاً متفاوت است: یک اثر تاریخی که حدود دویست سال پیش روی میدهد. فیلم سیاهوسفید است و این حال و هوا با زمانبندی روایت کاملاً همخوانی دارد. رومانی این اثر را بهعنوان نامزدش برای اسکار ۲۰۱۶ فرستاد، و...
ماجرایی، بامزه، هیجانانگیز و شوکهکننده!
این دومین فیلمی بود که از کارگردان دیدم؛ بعد از کمدی-درام بسیار خوب درباره حضانت کودک Everybody in Our Family. این فیلم اما کاملاً متفاوت است: یک اثر تاریخی که حدود دویست سال پیش روی میدهد. فیلم سیاهوسفید است و این حال و هوا با زمانبندی روایت کاملاً همخوانی دارد. رومانی این اثر را بهعنوان نامزدش برای اسکار ۲۰۱۶ فرستاد، و برای من یکی از بهترین فیلمهای خارجی چند ماه گذشته بود — فیلمی که با وجود شروعی کند، در انتها کاملاً توصیفناپذیر میشود.
داستان در سال ۱۸۳۵ در منطقه والاخیا (در اروپای شرقی) میگذرد. یک بویار (Alexandru Dabija) متوجه میشود یک از نوکران کولیاش فرار کرده و از کاستاندین (Teodor Corban)، مأمور قانون، میخواهد او را تعقیب کند. به نظر میرسد فراری «کارفین» (Toma Cuzin) رابطهای نامناسب با همسر صاحبش داشته و باید تاوان دهد. مأمور و پسرش ایونیتا (Mihai Comanoiu) برای یافتن او از مرزهای قلمروش میگذرند و در مسیر با جوامع، سنتها و زبانهای مختلف روبهرو میشوند. بعد از جستجوی طولانی او را در مکانی دورافتاده دستگیر میکنند، اما روایت او از فرار متفاوت است و اینجا است که پردهٔ آخر و پایانی شوکهکننده رخ میدهد.
میان دیالوگهایی که گاهی بلند و گاهی بهطرز مبتکرانهای خندهدارند، باید با دقت گوش کنید تا از شوخیها لذت ببرید. موسیقی هم بهخوبی از پسِ شکلدادنِ فضا برمیآید و قصهٔ دو مرد در مأموریت را همراهی میکند. فیلم گرچه بهظاهر یک قصهٔ تعقیبوگریز ساده است، اما در پسِ آن نقدی مؤثر از جامعهای را نشان میدهد که مردمش خود را سزاوار تبریک و تحسین میدانستند صرفاً به این خاطر که بردههایشان را شلاق نمیزدند؛ مهربانیِ اربابانه در واقع به معنای خوراک و لباس تأمینشده برای مردمانی بود که مانند دارایی با آنها رفتار میشدند، بهویژه کولیها.
تم بردهداری در فیلم ناخوشایند و ناراحتکننده است و این حس را دارد که حالوهوای جهان قدیم را بازتولید میکند، زیرا فیلم بر اساس اسناد و متون تاریخی واقعی ساخته شده است. دیالوگ پدر به پسر در پایان که میگوید «خدا حتی از کرمها هم مراقبت میکند و ما نمیتوانیم از هم مراقبت کنیم» ضربهای قوی به بیننده میزند و مخاطب را وادار به تأمل دربارهٔ اینکه چقدر از آن زمان تا امروز فاصله گرفتهایم — و آیا واقعاً همهچیز تغییر کرده — میکند.
داستان شاید چندان نو نباشد و نمونههای مشابه زیادی دیدهایم، اما تفاوت کشور سازنده، زبان، فرهنگ، طنزها، مناظر و نتیجهٔ متفاوت باعث میشود تجربهای تازه و تأثیرگذار باشد. لحظات طنز تیره بهخوبی تعادل را برقرار میکنند و حتی با زیرنویس هم قدرت دیالوگها را منتقل میکند تا تحول شخصیت کاستاندین و پسرش قابللمس شود. فیلم سرگرمکننده است و همزمان نمایشی دقیق از سرکوب و تبعیض را ارائه میدهد.
از نظر فرم، فیلم با بودجهٔ محدود ساخته شده اما همین سادهگی بصری آن را جذاب کرده؛ داستان قرن نوزدهمی با ظاهری شبیه به فیلمهای دههٔ سی میلادی ترکیبی منحصربهفرد ایجاد کرده است. اگر به نامزدهای بهترین فیلم خارجی آن سال علاقهمندید، این اثر قطعاً ارزش دیدن دارد، حتی اگر در رقابت اسکار راه نیافته باشد.
در مجموع، تماشای این فیلم را توصیه میکنم — تجربهای که هم خندهدار و هم اندوهبار است و در نهایت تکاندهنده. امتیاز: ۸.۵/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران