اد و لورین وارن تصمیم می گیرند که برای جلوگیری از ویرانی های بیشتر، عروسک تسخیر شده آنابل را به خانه خودشان بیاورند و آن را در یک اتاق مصنوع قفل کنند. این دو برای امنیت بیشتر، عروسک آنابل را در پشت شیشه مقدس قرار می دهند و از یک پیشوای روحانی هم می خواهند که او را تقدیس کند. با این حال، طولی نمی کشد که آنابل ارواح شیطانی را در این اتاق بیدار می کند که همگی نگاه خود را به دو شخص جدید معطوف کرده اند: دختر ده ساله اد و لورین و همچنین پرستار بچه او اما…
اد و لورین وارن تصمیم می گیرند که برای جلوگیری از ویرانی های بیشتر، عروسک تسخیر شده آنابل را به خانه خودشان بیاورند و آن را در یک اتاق مصنوع قفل کنند. این دو برای امنیت بیشتر، عروسک آنابل را در پشت شیشه مقدس قرار می دهند و از یک پیشوای روحانی هم می خواهند که او را تقدیس کند. با این حال، طولی نمی کشد که آنابل ارواح شیطانی را در این اتاق بیدار می کند که همگی نگاه خود را به دو شخص جدید معطوف کرده اند: دختر ده ساله اد و لورین و همچنین پرستار بچه او اما…
اگر از خواندن نقدهای بدون لو من لذت میبرید، لطفاً وبلاگم را دنبال کنید. (حذف شد)
من با انتظار زیادی به دیدن این فیلم نرفتم، اما هرگز فکر نمیکردم فیلمی ببینم به بدی یا حتی بدتر از The Nun. راستش اگر برگردم عقب، متوجه میشوم در مورد آن فیلم خیلی ملایم قضاوت کردهام؛ باید نقد خیلی منفیتری به آن میدادم. با این حال، Annabelle Comes...
اگر از خواندن نقدهای بدون لو من لذت میبرید، لطفاً وبلاگم را دنبال کنید. (حذف شد)
من با انتظار زیادی به دیدن این فیلم نرفتم، اما هرگز فکر نمیکردم فیلمی ببینم به بدی یا حتی بدتر از The Nun. راستش اگر برگردم عقب، متوجه میشوم در مورد آن فیلم خیلی ملایم قضاوت کردهام؛ باید نقد خیلی منفیتری به آن میدادم. با این حال، Annabelle Comes Home تمام تلاشش را میکند تا حتی بدتر هم باشد. از آن متنفرم. واقعاً متنفرم. ژانر وحشت بهسرعت رشد کرده و حالا یکی از دو ژانر محبوب است (دیگری فیلمهای کمیک است)، اما این دسته از فیلمهای ارزان، بیمزه، کلیشهای، قابل پیشبینی و فراموششدنی واقعاً دارد توی ذوق میزند. دنیای The Conjuring تبدیل شده به مجموعهای از اسپینآفهای مضحک با موجوداتی که هیچ جذابیتی ندارند و شخصیتهایی که بهطرز غمانگیزی پرداخت نشدهاند.
این سومین فیلم درباره آنابل است. سه فیلم درباره قدرتهای یک عروسک لعنتی. سه تا! خیلیها قسمت اول را دوست نداشتند، پیشدرآمد (قسمت دوم) خوشایند بود، اما این یکی واقعاً فاجعه است. حتی داستان قابلتوجهی هم ندارد. کل فیلم بر تکرار سکانسهای پریدن از صندلی (jump scare) تقریباً خندهدار تکیه دارد. عملاً همه چیز نوعی از واریاسیون این الگوست:
شخصیتی در راهرویی قدم میزند → صدای عجیبی شنیده میشود → شخصیت با آرامی دنبال صدا میرود → موسیقی بلندتر میشود → شخصیت چیزی را بررسی میکند و دوربین به چهره بازیگر نزدیک میشود → موسیقی با بیس سنگینتر میشود → صدای دیگری پشت شخصیت رخ میدهد → دوربین با شخصیت میچرخد و هیچ اتفاقی نمیافتد → شخصیت دوباره بررسی میکند → صدای دیگری، باز هم هیچ → موسیقی به اوج میرسد → شخصیت باز همان کار را تکرار میکند → صدای نهایی، چرخش دوربین و یکی از دو شکارِ قابلپیشبینی رخ میدهد: بو! یا تقلبی!... بو! → با صدای عجیباً بلندی همراه است که همه در سالن منتظرش هستند چون دقیقاً میدانند قراره بیاید → قطع → تکرار.
بهجز پانزده تا بیست دقیقه اول که صرف معرفی سه شخصیت اصلی میشود، هر صحنهای جز مجموعهای بیالهام، بدون خلاقیت، قابلپیشبینی و خستهکننده است که به یک jump scare منتهی میشود و شدیداً روی صدای بلند و جیغ چندنفری حساب میکند. روایت واقعیای وجود ندارد؛ تنها چند پسزمینه برای شخصیتها که آنها هم مشکلات خود را دارند، بهخصوص یکی که تلاش مسخرهای برای شروع یک رابطه سطحی دارد. گری داوبرمن تلاش کرده با افزودن کمدی، فیلم یکنواخت را متعادل کند، اما شکست خورده. هر لحظهای که قرار است بامزه باشد، به طرز دردناکی مضحک است. این اولین تجربه کارگردانی اوست و مشخص است.
این بیشتر شبیه یک فیلم ترسناک ارزان است، پر از jump scareهای پیدرپی؛ یکی پس از دیگری. هر کارگردانی در هالیوود میتوانست این را بسازد؛ هیچ سبک متمایز یا قاب شاخصی دیده نمیشود. باور دارم ساخت فیلم کار سختی است و افراد زیادی برای آن زحمت میکشند، اما Annabelle Comes Home خیلی شبیه یک تلاش صرفاً سودمحور است، و نوشتن این حرف برایم سخت است چون همه فیلمها در نهایت برای سود استودیو ساخته میشوند. با این حال، این دنباله هرگز احساس نمیشود که هدفی واقعی برای توسعه یا بهبود دنیای مربوطه داشته باشد. فیلم ترسناکی است که در یک لوکیشن فیلمبرداری شده؛ چیزی که معمولاً دوست دارم چون میتوان با آن کارهای زیادی کرد، ولی اینبار انگار صرفاً چون ارزانتر بوده در یک خانه فیلمبرداری شده تا احتمال سود بیشتر شود.
ژانر وحشت دو شاخه مشخص دارد: شاخهای با فیلمهایی مثل Hereditary، Get Out و Us که داستان و شخصیتها مهمتر و ترسناکترند؛ و شاخهای دیگر با فیلمهایی مثل The Nun، The Curse of La Llorona یا Annabelle Comes Home که هدفشان تولید چرخشیِ پیدرپیِ سکانسهای jump scare بدون اهمیت داستانی است. اگر از این نوع آخر لذت میبرید (که کاملاً سلیقهای است)، احتمالاً این فیلم را نیز میپسندید. دستکم در سالن من مردم جیغ و خنده میزدند و به احترام کسانی که میخواستند فیلم را ببینند توجهی نداشتند. اما اگر از دیدن مکررِ همان چیز خسته شدهاید، لطفاً به خاطر خودتان از دیدن این فیلم صرفنظر کنید.
اگر بازیها فوقالعاده نبودند، این خیلی راحت میتوانست بدترین فیلم سال باشد (هنوز هم Serenity آن مقام را دارد). مککنا گریس در نقش جودی شگفتانگیز است! مدیسون آیزمن و کیتی سریفه هم نقشهایشان را خوب بازی کردهاند. پاتریک ویلسون و ورا فارمیگا صحنههای کمی دارند، اما هرجا حضور پیدا میکنند صحنه را ارتقا میدهند. همه چیز در طراحی تولید خوب است، اما فنیات نمیتواند فیلم را از بدبختی نجات دهد اگر دو ستون اصلی هر فیلم (داستان و شخصیتها) به فاضلاب ریخته شده باشند. همچنین وقتی فهمیدم این فیلم R ریت شده شدم، شوکه شدم؛ تقریباً هیچ خون یا چیزی که توجیهکننده چنین ریتینگی باشد در فیلم نیست. این هم یکی دیگر از جنبههایی است که فیلم را ناامیدکنندهتر میکند.
در پایان، Annabelle Comes Home به همان اندازه یا بدتر از The Nun است. واقعاً نمیتوانم تصمیم بگیرم کدام را به جای دیگری ببینم چون واقعاً هیچکدام را دوباره نمیخواهم تماشا کنم. یک بازیگران درخشان شاید فیلم را از نقد کاملاً منفی نجات دهد، اما باز هم اضافهای ارزان و افتضاح به ژانر وحشت است. همه میدانند چرا این فیلم کار نمیکند: تکرار مداوم سکانسهای قابلپیشبینی، بلند و توخالی jump scare داستان نیست. من نمیتوانم در هیچکدام از این سکانسها سرمایهگذاری احساسی کنم وقتی تأثیر داستانی یا حداقل سطحی از ترس را ندارند. اینکه حتی بهطور غریزی هم چندان نپریدنم (چیزی که معمولاً از آن اجتنابناپذیر است) نشانه وحشتناک بودن این فیلم است. انتظاراتم برای The Conjuring 3 بهشدت پایین آمد. موفق باشی، جیمز وان؛ قطعاً بهش نیاز داری.
امتیاز: D
---
نگرانی من بابت قسمت سوم آنابل کمتر از قسمت دوم بود، چون این فیلم بعد از قسمت دوم آمد و قسمت دوم قابل قبول بود. اما قسمت دوم از روی قسمت اول درآمد... و آن یکی فاجعه بود. خیلیها میگویند کل فرنچایز Conjuring چیز جالبی است، اما هیچچیزی به کیفیت فیلم اول The Conjuring نرسیده. با احترام، من مخالفم. کل فرنچایز در حد قابل قبول است، ولی نه تنها اثر بهتر پس از The Conjuring نیامده، بلکه حتی خود فیلم اول هم آنقدرها هم خوب نیست. تنها فیلمی که از فرنچایز نقد مثبتی دادم (منظورم بیشتر از 5 از 10 است) — مکث دراماتیک — این O- نه دارم شوخی میکنم؛ Conjuring 2 است. Conjuring 2 خوب است و بقیه از «معمولی» تا «فاجعه» متغیرند، و اولین Annabelle کاملاً در ته آن سطل زباله قرار دارد. بهترین بعدی کدام است؟ اوه خدای من فکر کنم همین فیلم است... جدی میگویم؛ شاید Annabelle Comes Home نزدیکترین چیز به یک فیلم دوم خوب است که داریم. لعنت... احتمالاً همین است.
امتیاز نهایی: ★★½ — چیزهای زیادی داشت که به من خوش آمد، اما بهعنوان یک کل خوب عمل نکرد.
---
امیدوارم این پایانی باشد بر یک سهگانهی دلسدکن. حداقل از قسمت اول هم وحشتناکتر نیست، اما هیچچیز جدیدی برای عرضه ندارد و باز هم یکی از آن فیلمهاست که موجود شیطانی بیشتر دنبال اذیت کردن شخصیتهاست تا آسیب واقعی رساندن به آنها. یک نکته مثبت این بود که بازیها حداقل وحشتناک نبودند و هرچند حضور پاتریک ویلسون و ورا فارمیگا فقط ده دقیقه بود، دیدنشان خوشایند بود.
امتیاز: 1.75/5
---
این فیلم بهراحتی یکی از علاقهمندیهای من در این سری است. چون نه تنها آنابل را دارند، بلکه با چند روح و تعقیب و تسخیر هم سروکار دارند.
---
حکایت اخلاقی داستان: بس کنید این دنبالههای درجه سه را! این فیلم در تقریباً همه جنبهها تقلیدی است و به زشتترین و دستوپاچلفتیترین شکل ممکن ارائه شده. «جودی» (مککنا گریس) واقعاً باید بهتر میدانست که وارد اتاق قفلشدهای پر از عتیقههای پدر و مادرش (ورا فارمیگا و پاتریک ویلسون) نشود، چه رسد به اینکه بخواهد چیزهای داخل محفظههای شیشهای مقدس را دستکاری کند. آن محافظت علیه هنرهای تاریک هم چطور؟ خلاصه که «آنابل» شروع به وحشتآفرینی میکند. ترسناک؟ نه واقعاً؛ تنها چیزی که برای من ترسناک بود قیمت مالتیزرها (تنقلات) در راه ورود به سینما بود! خدای من، کاش هرگز آن کابینت را باز نکنند.
---
«Annabelle Comes Home» مرکز خوابآلودگی است. سؤال میپرسد: اگر اتاق آثار لورن و اد وارن تبدیل به Night at the Museum شود، چه میشود؟ جواب: خستگی. ما به طرز عجیبی عمدتاً دنبال دوست پرستار بچه میرویم (بله، واقعا همینطور است).
بهجز یکی دو لحظه در انتها، چیزی جالبی در ذهنم نمانده — زمان ۱۰۶ دقیقه واقعاً کش آمده. خب دستکم ورا فارمیگا و پاتریک ویلسون در این قسمت حضور دارند، هرچند آنقدر کوتاه که تقریباً ارزشش را ندارد.
مککنا گریس، مدیسون آیزمن و کیتی سریفه شخصیتهای اصلیاند و خودشان قابل قبولاند؛ من از بازیای که میکردند دلخور نبودم، اما جذابیتی در شخصیتهایی که نقشآفرینی میکردند ندیدم. آنها در فیلمی بازی میکنند که شاید بدترین فیلم این فرنچایز نیست، اما به آن نزدیک است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران