بلک باتم ما رینی؛ فیلمی درام به کارگردانی جورج سی ولف و تهیه کنندگی دنزل واشینگتن و آخرین حضور چادویک بوزمن قبل از درگذشت او است. در یکی از بعد از ظهرهای دهه ۱۹۲۰، زمانیکه یک گروه از نوازندگان در شیکاگو در یک جلسه ضبط منتظر یک مجری پیشرو و افسانهای، یعنی «ما رینی» هستند، تنش تا حد زیادی بالا میگیرد…
بلک باتم ما رینی؛ فیلمی درام به کارگردانی جورج سی ولف و تهیه کنندگی دنزل واشینگتن و آخرین حضور چادویک بوزمن قبل از درگذشت او است. در یکی از بعد از ظهرهای دهه ۱۹۲۰، زمانیکه یک گروه از نوازندگان در شیکاگو در یک جلسه ضبط منتظر یک مجری پیشرو و افسانهای، یعنی «ما رینی» هستند، تنش تا حد زیادی بالا میگیرد…
برندهٔ ۲ جایزهٔ اسکار؛ در مجموع ۸۳ جایزه و ۱۹۲ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان3055
معمولاً در پایان هر سال فهرست فیلمهایی را که برای دوازده ماه بعد میخواهم ببینم آماده میکنم. «Ma Rainey’s Black Bottom» یکی از فیلمهایی بود که بیخبر از آن وارد فهرستم شد؛ ابتدا فقط میدانستم این آخرین نقش چدویک بوزمن پس از درگذشتش است و سروصدای نامزدی جوایز باعث شد پیش از کریسمس دیدنش برایم ضروری شود. نگران بودم اگر نامزدی او به خاطر رخدادهای...
معمولاً در پایان هر سال فهرست فیلمهایی را که برای دوازده ماه بعد میخواهم ببینم آماده میکنم. «Ma Rainey’s Black Bottom» یکی از فیلمهایی بود که بیخبر از آن وارد فهرستم شد؛ ابتدا فقط میدانستم این آخرین نقش چدویک بوزمن پس از درگذشتش است و سروصدای نامزدی جوایز باعث شد پیش از کریسمس دیدنش برایم ضروری شود. نگران بودم اگر نامزدی او به خاطر رخدادهای واقعی باشد نه شایستگی بازی، حقش ضایع شود. اما با خیال راحت میتوانم بگویم بوزمن در این فیلم بهترین بازی دوران حرفهایاش را ارائه میدهد. از لهجهای دقیق تا دامنهٔ احساسی حیرتانگیز، مونولوگهای طولانی و برداشتهای بدون قطع که بیدردسر اجرا میشوند، بوزمن نیرویی است که همه چیز را سر جای خود نگه میدارد. آنچه ابتدا فیلمی شبیه «گردهمآمدن» به نظر میرسد (روایت بدون روایتمحور مشخص) به مرور به یک مطالعهٔ شخصیت بدل میشود: لیوی آرزو دارد به رویاهایش برسد، در شرایط خودش اجرا کند و برداشت شخصیاش از موسیقی و سول را دنبال کند. بوزمن این نقش را بینقص تجسم میکند و اجرایی ماندگار ارائه میدهد که اگر به جایزهٔ اسکار منجر شود، سزاوار آن خواهد بود.
گرچه بوزمن میدرخشد، همهٔ بازیگران دیگر هم بینهایت درخشاناند. ویولا دیویس در نقش خوانندهٔ افسانهای بلوز، ما رینی، نیمهٔ دیگر چراغ اصلی نمایش است. فیلمنامهٔ روبن سانتیاگو-هادسون پر از گفتوگوهای سرگرمکننده بین اعضای گروه اما همچنین مونولوگهای دلخراش و شوکهکننده است که گذشته و شخصیت شخصیتها را عمیقاً واکاوی میکنند. دیویس هر خط خود را با شدت و بیان فوقالعادهای اجرا میکند و انرژیاش همیشه فراتر از انتظار است.
کارگردانی جورج سی. وولف کنترل ظریف و دقیقی بر هر سکانس دارد و با تعادل قابلتوجهی در لحن و ریتم، روایت مبتنی بر مکالمه را ارتقا میدهد. دوربین توبیاس اَ. شلیسلِر بهخوبی روی بازیگران مکث میکند تا تواناییهایشان را نشان دهد و از ایجاد حواسپرتیهای فنی غیرضروری خودداری میکند؛ تدوین اندرو موندشاین هم به نرمخُشی ریتم فیلم کمک شایانی کرده و موسیقی جاندار و روحانی برانفورد مارسالیس احتمالاً بیشتر بینندگان را به تجربهٔ کلی فیلم دلگرم میکند. از نظر فنی تقریباً نکتهای برای نقد دیده نمیشود؛ طراحی لباس و ارزش تولید کلی شایستهٔ تحسیناند.
از نظر من ایراد جدیای وجود ندارد. شاید فیلم پیرنگ اصلی مرسومی نداشته باشد، اما از «هیچ» بودن فاصلهٔ زیادی دارد. شوخیها و گفتوگوهای بین تولدو (گِلین تورمن)، کاتلِر (کولمن دومینگو)، اسلو درَگ (مایکل پاتس) و لیوی بسیار بامزه و گاهی واقعاً خندهدار است، اما داستان راهی غیرمنتظره و تیره در پیش میگیرد و در نهایت به پایانی غافلگیرکننده میرسد. هر شخصیت مونولوگِ مخصوص به خود را دارد که جزئیاتی از زندگیشان را نشان میدهد؛ اگرچه ساختار گاه تکراری است، اما در نقشِ یک مطالعهٔ شخصیت—بهویژه دربارهٔ لیوی و ما رینی—کاملاً مؤثر عمل میکند و تجربهای دلپذیر و سریعتر از آنچه انتظار داشتم ارائه میدهد.
در پایان، «Ma Rainey’s Black Bottom» همواره بهعنوان آخرین نقش چدویک بوزمن به یاد خواهد ماند و بیتردید بهترین اجرای او در کارنامهاش است. امیدوارم اگر اسکار پس از مرگ به او برسد، این تقدیر صرفاً ترحمآمیز تلقی نشود و بهعنوان شایستهترین قدردانی از تأثیر و استعداد الهامبخش او پذیرفته شود. ویولا دیویس هم در این روایت غیرمتعارف میدرخشد؛ فیلم بر مونولوگهای بلند و بدون قطع، دیالوگهای درگیرکننده و شوخیهای سرگرمکننده تمرکز دارد که همه را بازیگران با مهارت اجرا میکنند. از نظر فنی بینقص و از نظر ریتم و لحن بسیار متعادل است؛ قطعا نامزد جدی فصل جوایز خواهد بود. زمان پیشنهادی: حدود نود دقیقه. امتیاز: A-.
عالی!
«Ma Rainey’s Black Bottom» اجرایهای درخشانی از ویولا دیویس (در نقش ما) و چدویک بوزمن (در نقش لیوی) دارد. شخصیتهایشان بینقص نیستند، اما دیویس و بوزمن هر یک آنها را به تماشاگری جذاب بدل میکنند؛ بوزمن یک صحنهٔ تمامعیار دارد که کل فیلم را میدزدد. هر دو بازیِ تمامعیار ارائه میدهند. سایر بازیگران، بهویژه کولمن دومینگو در نقش کاتلِر، هم خوباند.
داستان گیرا و بسیار خوب روایت شده است؛ ریتم تقریباً بینقص و مدتِ فیلم هوشمندانه انتخاب شده—اگر فیلم دو ساعته بود، کشمیآمد. صحنهٔ پایانی نیز قابلتوجه است. حتی با وجود غم و بیعدالتی موجود در داستان، چیزهای زیادی برای لذتبردن در فیلم هست. شدیداً توصیه میکنم.
بهعنوان اقتباسی از نمایشنامه، این فیلم بیشتر شبیه یک نمایش است تا تجربهای صرفاً سینمایی؛ صحنهای است برای نمایش توان بازیگران تا تبدیلشدن به یک تجربهٔ بصریِ سینمایی کامل. با این حال نمایشنامهٔ مورد اقتباس اثر بسیار خوبی است—یکی از آثار موردعلاقهام از آگوست ویلِسون. این نمایشنامه از دورهای از تئاتر آمریکا سرچشمه میگیرد که به قربانیان «رویای آمریکایی» میپرداخت؛ جایی که وعدههایی به شما داده میشود اما هرگز برایتان عملی نمیشوند و تمام عمرتان را صرف تعقیبِ چیزی توخالی میکنید. به نظرم این پیامها امروز حتی بیش از زمان نوشتنشان مرتبطاند.
ویولا دیویس در نقش ملکهٔ بلوز
داستان فیلم در روز اول سال 1927 میگذرد و یک محل اصلی دارد: استودیوی ضبط موسیقی. فیلم با آمادهسازی استودیو برای حضور افسانهٔ بلوز، ما رینی، و همراهان نزدیکش آغاز میشود؛ گروه نوازندگانی که رهبریشان را جوانی بلندپرواز به نام لیوی برعهده دارد. لیوی دیدگاهی نو و باز دربارهٔ رابطهٔ هنرمندان سیاهپوست با استودیوهای ضبطِ تحت کنترل سفیدپوستان دارد؛ دیدگاهی که با دیدگاه شخصی ما رینی در تضاد است و این تعارضها سرتاسر روز پرتنش را شکل میدهند.
در تماشای این فیلم ناخودآگاه فیلم «Fences» (2016) به ذهن میآید؛ هر دو فیلم اقتباسی از نمایشنامههای آگوست ویلِسوناند و جوِ تئاتری و دغدغهٔ تجلی جاهطلبی جامعهٔ سیاهپوست که ویلِسون در دورههای مختلف تاریخ آمریکا پیگرفته، بینشان مشترک است.
ما رینی شخصیتی سخت، بیپروا و گاهی ظالمانه دارد که از هر ابزاری برای دستیابی به اهدافش استفاده میکند و محکم بر حقوقش—از پول تا حتی یک بطری نوشابه—پافشاری میکند. در برابر او، لیوی شخصیتی سبکتر و خودمحورانهتر دارد؛ مغرور و گاه دستدرازیکننده، و برای رسیدن به اهدافش مرزی برای تقلب و دور زدن نمیبیند. هر دو شخصیت هدف و گذشتهای دارند که آنها را شکل داده است.
این فیلم در تمام جهات فیلمِ محوری و تأثیرگذاری است؛ اگرچه برخی از قطعات موسیقایی و صحنههای حرکتی طعنههایی تئاتری دارند که ممکن است برای برخی جذاب نباشد، خود من از این ویژگی خوشم آمد. فیلمبرداری برای همراستا بودن با دورهٔ تاریخی—از پوشش و خودروها تا دکور و سازها—با دقت بالایی انجام شده و بسیاری از این جزییات در صحنههای کوتاه بهخوبی پیاده شدهاند. دیالوگها درخشان و مؤثرند و این نکته که فیلم کمتر شبیه نمایش به نظر میرسد، گواهی بر نبوغ آگوست ویلِسون است.
برخورد فیلم با زیرتمها نیز بسیار تحسینبرانگیز است و دینامیک استودیوها و اهرمهای قدرت را بهخوبی نشان میدهد: چه کسی تصمیمگیرنده است و کدام شخصیت در استودیو قویتر است و میتواند بر تصمیمات تأثیر بگذارد؟
شخصیتها اگرچه محدودند، اما بسیار مؤثر عمل میکنند. هر کس نوبت خود را در زیر نور صحنه دارد و در بین بازیها ویولا دیویس و چدویک بوزمن بیش از همه درخشاناند. در تأمل بر بازی بوزمن، واضح است که او بازیگری پرتلاش بوده و علیرغم سن نسبتاً کم، آثار بزرگی ارائه کرده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران