بعد از اینکه دختر و دوست دوور کلر گم میشوند او به عنوان یک پلیس امور را در دست میگیرد. اما چقدر این پدر ناامید میتواند در حفاظت از خانواده اش موفق باشد؟
بعد از اینکه دختر و دوست دوور کلر گم میشوند او به عنوان یک پلیس امور را در دست میگیرد. اما چقدر این پدر ناامید میتواند در حفاظت از خانواده اش موفق باشد؟
نامزد دریافت ۱ اسکار؛ ۱۰ جایزه و در مجموع ۳۸ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان151
فیلمی شدیداً پرتنش و موفق در ژانر تریلر. از معدود آثار چند سال اخیر که بازیهای درخشان جکمن، جیلنهال و دانو را دارد. همچنین محتوای فکری برای تأمل هم دارد؛ از دیدنش لذت بردم.
قطعا قابلدسترسترین فیلم ویلنووست، اما همچنان فیلم بسیار خوبی است. امتیاز نهایی: ۳.۵ از ۵ — قویاً توصیه میکنم زمانی برای دیدنش اختصاص دهید.
چه اثر قدرتمندی و چه بازیهای عالی. مکرراً صحنههایی...
فیلمی شدیداً پرتنش و موفق در ژانر تریلر. از معدود آثار چند سال اخیر که بازیهای درخشان جکمن، جیلنهال و دانو را دارد. همچنین محتوای فکری برای تأمل هم دارد؛ از دیدنش لذت بردم.
قطعا قابلدسترسترین فیلم ویلنووست، اما همچنان فیلم بسیار خوبی است. امتیاز نهایی: ۳.۵ از ۵ — قویاً توصیه میکنم زمانی برای دیدنش اختصاص دهید.
چه اثر قدرتمندی و چه بازیهای عالی. مکرراً صحنههایی را عقب میزدم، بهویژه وقتی شخصیت جکمن از خشم و ناامیدی برای ربودهشدن فرزندش یا وقتی که فکر میکرد مجرم را زیر شکنجه گذاشتهاند و حرفی بهجایی نبرده، نشان میداد. حتماً برای دوستداران معمایی/درام ضروری است. امتیاز: ۸/۱۰.
فیلمی که حتماً باید دید؛ شاهکار دیگری از هیو جکمن با پیچش غافلگیرکننده.
آماده بدترینها باشید، اما برای بهترینها امیدوار. Prisoners ساختهٔ دنیس ویلنوو و نوشتهٔ آرون گوزیکوفسکی است و با بازی هیو جکمن، جیک جیلنهال، ویولا دیویس، ترنس هاوارد، ماریا بلو، ملیسا لئو و پل دانو؛ موسیقی یوهان یوهانسون و فیلمبرداری راجر دکینز. وقتی دختر کلر داور (جکمن) و دوستش گم میشوند، او خودش وارد عمل میشود. در نگاه نخست ممکن است فکر کنید با یک تریلر انتقام معمولی روبهرو هستید، اما Prisoners فراتر از یک «چه کسی مجرم است؟» ساده است: سوال اصلی این است که یک پدر انتقامجو برای آرامکردن غم خود تا کجا پیش خواهد رفت. عنوان فیلم مناسب است، چون همهٔ شخصیتهای اصلی نوعی اسیرند—اسیر شکنندگی ذهنی، معصومیت، گناه یا تکانههای آشفته. فیلم قطعهای چندوجهی از شخصیتهاست که سوالات زیادی مطرح میکند و البته عنصر راز بزرگی هم دارد. سناریو دوندهٔ گوزیکوفسکی با کیفیت و مسحورکننده است؛ هیچ قسمت اضافی بیهدف یا کشدار ندارد، و وقتی قطعات پازل در سهماههٔ پایانی کنار هم قرار میگیرند، ممکن است از خود بپرسید چطور چیز سادهای را از دست دادهاید. این نخستین فیلم انگلیسیزبان ویلنوو بود و کنترل او بر فضا و ریتم فوقالعاده است؛ گرفتن عملکردهای سطح بالا از بازیگران (بهویژه جکمن و جیلنهال) چشمگیر است و همکاری با دکینز تصویری بینقص پدید آورده. فیلمسازی برای بزرگسالان است؛ تریلری که واکنشهای احساسی شدید از تماشاگر میگیرد. بیامان و نیرومند، بررسی نگرانکنندهای است از شرایط انسانی در جلوههای مختلف—و ما شاهدیم. امتیاز: ۹/۱۰.
این فیلم سنگین برای همه مناسب نیست، اما برای کسانی که از جنایتمحوری پرتنش لذت میبرند، یکی از بهترینهاست. تریلری جنایی که با مدیریت ریتم آرامش، همان ترسی را که شخصیتها تجربه میکنند در دل تماشاگران میسازد. هر ثانیه امید والدین را برای یافتن زندهٔ فرزندانشان کمتر میکند. همهچیز در فیلم احساس و بار احساسی روایت را تقویت میکند؛ از بازیها و رنگبندی کمصدا تا طراحی صحنه و کارگردانی.
Prisoners یک مارپیچ ساختارمند، سادهنما و بسیار هوشمندانه است. موضوع وقتی فیلم اکران شد چندان جدید نبود، اما دنیس ویلنوو (پیش از Dune) و آرون گوزیکوفسکی چند پیچش غیرمنتظره در این هزارتو قرار دادهاند تا مخاطب را در حالت هوشیاری نگه دارند. عنصر کلیدی اما اجرای درخشان هیو جکمن در بهترین نقش دوران کاریاش بهعنوان کلر داور است؛ پدری که وقتی کارآگاه لوکی (جیک جیلنهالِ همیشه مؤثر) نتواند دختر ربودهشده او را پیدا کند، خیلی زود تحملش از کار پلیس لبریز میشود. تعجبی ندارد که داور تصمیم میگیرد قانون را کنار بگذارد و با دوستش فرانکلین بیرچ (ترنس هاوارد) متهمی را که فعلاً توسط پلیس کنار گذاشته شده، ربوده، او را به خانهای متروکه میبرند و از او اعتراف میگیرند. این کلیشهای در سینماست، اما آیا واقعی است؟ آیا پدری میتواند تا این حد ناگهانی به هیولا تبدیل شود؟ فیلم این گذار را با اینکه شخصیت یک بقاگر متعهد است قابلباورتر میکند و حتی اگر هنوز سخت بهنظر برسد، بازی جکمن با شدت و خشونت احساسیاش شما را مجاب میکند که چنین چیزی ممکن است. در عین حال، ضدقهرمانان داستان نیز به همان اندازه یا حتی بیشتر دیوانهاند: ناپدید کردن کودکان برای آنها نوعی «جنگ با خدا» است. چه کسی بهتر از یک هیولا میتواند هیولا را پیدا کند؟ در یکی از پیچشها، فیلم با «قانون صرفهجویی در شخصیتها» بازی میکند و پل دانو را بهعنوان مردی با ناتوانی ذهنی قرار میدهد که مظنون اصلی داور میشود. کار جیلنهال، اگرچه کمتر انفجاری، اما دقیق و لطیف است؛ او به لوکی یک تیک چشم میدهد که نشان میدهد هرچند ظاهراً آرام و خونسرد است، خودش هم از آسیبهایی رنج برده که او را ساختهاند.
Prisoners تا حد زیادی قصهٔ انتقام/تعلیق/رازِ «آنها بچهام را دارند» با طرحی پیشبینیشدنی است که زود خودش را لو میدهد. هیچ تلاشی برای واقعگرایی نشده؛ تحقیق پلیسی شبیه کاراکترهای کارتونی است—دستگاه دروغسنج جدی گرفته میشود، «بدها» عمدتاً تکبعدی با انگیزههای ضعیف توضیحدادهشدهاند که هدفشان شگفتزدهکردن است نه ارائهٔ بینش. فیلم سعی میکند این کمبودها را با چند روش جبران کند: الف) بالا بردن شدت صحنهها (که اغلب مصنوعی و ناموزون بهنظر میرسد)، ب) اضافه کردن خشونت بیشتر و نمادگرایی نیمهمذهبی تاریک (که اغلب بیربط و بیمعنی است)، و مهمتر از همه ج) حفظ فضای راز با انداختن نقاط داستانی غیرمنتظره هر ۳–۵ دقیقه تا توجه شما حفظ شود. اگر با دقت سرنخها را دنبال کنید، تقریباً در نیمهٔ فیلم میتوان پایان را حدس زد. پس از آن، فضای رازآلودی که تعلیق را حفظ میکرد تا حد زیادی از بین میرود و چیزی شبیه یک فیلمنامهٔ تولیدشده توسط هوش مصنوعی باقی میماند که ناامیدانه تلاش میکند و شکست میخورد تا شما را از سرنخهای اولیه منحرف کند. بزرگترین نقطهٔ مثبت فیلم تلاشش برای وارونه کردن برخی کلیشههای شخصیتهای انتقامجوست؛ همیشه موفق نیست، اما تلاش برای شکستن کلیشهها ارزشمند است—شاید اثری بهتر الهامبخش این فیلم شود.
اگر شواهدی لازم بود برای تواناییهای متنوع هیو جکمن و جیک جیلنهال، این فیلم همان است. جکمن اجرای بدنی و خامی دارد وقتی کلر و خانوادهاش برای کریسمس آماده میشوند؛ از ابتدا فضای شهر سرد و مغموم است اما جو خانوادگی برقرار است تا اینکه متوجه میشوند دخترها غایباند. داد و جستوجوها نتیجه نمیدهد و پلیس فراخوانده میشود؛ لوکی با روشهای غیرمتعارف باید هم دخترها را پیدا کند و هم خشم روزافزون پدری را کنترل کند که دستبردار نیست. اولین سرنخ آنها الکس (پل دانو) است که بهنظر نمیرسد کاملاً عادی باشد و طوری نشان میدهد چیزی میداند. بازجویی چیز زیادی نشان نمیدهد اما کلر قانع نمیشود و پس از اتمام مهلت قانونی چهلوهشت ساعته، خودش دست به اعمالی خشن میزند. لوکی مظنون دیگری را پیگیری میکند که مار در چمدان دارد! هر دو مرد از پیشرفتی که ندارند کلافه میشوند؛ سوالی که سراسر فیلم مطرح است این است که حاضر نیستید برای فرزندتان چه کارهایی بکنید؟ قانون وقتی جواب میدهد برای دیگران خوب است، اما وقتی شکست میخورد حتی مهربانترین آدمها میتوانند به هیولا تبدیل شوند. فیلم پرشتاب، پرانتقام، بیرحم و با بازیهای پشتیبان قدرتمند از ویولا دیویس و ماریا بلو بهعنوان مادران ترسان و ترنس هاوارد بهعنوان فرانکلین، تریلری قدرتمند و نگرانکننده است که تقریباً از ابتدا تا انتها ناآرامکننده است. فیلمبرداری و موسیقی به اوج هیجان افزودهاند؛ هرچند که من خودم یکی از شروران فیلم را حدس زدم، پایانبندی نسبتاً ناقص و غیرمنتظره است.
وای. منظورم این است که بازی و داستان ۱۰ از ۱۰ است. جیک اجرای بسیار خوبی دارد؛ داستان را واقعاً حس میکنید و انگار فیلم در لحظه تمام میشود. از ابتدا تا انتها لذتبخش است. همهٔ بازیگران بهخصوص دو بازیگر اصلی فوقالعادهاند؛ حس واقعی بودن میدهد.
فیلم فوقالعادهای است. بازیهای هیو جکمن و جیک جیلنهال در سطح بالا هستند. من به این فیلم ۸ از ۱۰ میدهم. امثال این آثار شاهکار امروز در سینما خیلی نادرند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران