"ربکا" یکی از بهترین عکاسان جنگ دنیا است. اما وقتی همسرش حاضر نمی شود دیگر در زندگی خطرناک او حضور داشته باشد، طوفانی احساسی او را دربر می گیرد. او و دخترانش به "ربکا" نیاز دارند، اما "ربکا" هم خانواده و هم کارش را دوست دارد...
"ربکا" یکی از بهترین عکاسان جنگ دنیا است. اما وقتی همسرش حاضر نمی شود دیگر در زندگی خطرناک او حضور داشته باشد، طوفانی احساسی او را دربر می گیرد. او و دخترانش به "ربکا" نیاز دارند، اما "ربکا" هم خانواده و هم کارش را دوست دارد...
صادقانه بگویم، اصلاً نمیدانستم فیلم دربارهٔ چیست. انتظار داشتم یک درام عاشقانهٔ زیبا ببینم، اما با فیلمی مواجه شدم که مبارزهٔ کسی را برای دنبال کردن اشتیاقش و روبهرویی با واقعیتهای آن به تصویر میکشید. پس از دیدن صحنهٔ آغازین فکر کردم قرار است فیلمی جنگی شبیهِ «۵ روز جنگ» ببینم؛ خوشبختانه فیلم متفاوت بود و تا حدی بر پایهٔ تجربهٔ شخصی کارگردان که در...
صادقانه بگویم، اصلاً نمیدانستم فیلم دربارهٔ چیست. انتظار داشتم یک درام عاشقانهٔ زیبا ببینم، اما با فیلمی مواجه شدم که مبارزهٔ کسی را برای دنبال کردن اشتیاقش و روبهرویی با واقعیتهای آن به تصویر میکشید. پس از دیدن صحنهٔ آغازین فکر کردم قرار است فیلمی جنگی شبیهِ «۵ روز جنگ» ببینم؛ خوشبختانه فیلم متفاوت بود و تا حدی بر پایهٔ تجربهٔ شخصی کارگردان که در دههٔ ۱۹۸۰ بهعنوان عکاس خبری فعالیت میکرد ساخته شده است. این فیلم مشترکِ ایرلند و نروژ و به زبان انگلیسی است.
ربکا عکاسی پرشور در مناطق جنگی است و شجاعتش او را به یکی از بهترینهای میدان تبدیل کرده است. روایت تازهٔ او در شهر جنگزدهٔ کابل، افغانستان جریان دارد؛ او پشت سر یک بمبگذار انتحاری میرود تا داستان را پوشش دهد و در جریان حادثه زخمی میشود. پس از آن داستان به خانهٔ او در ایرلند بازمیگردد و زندگیِ همسر نگران و دو فرزند دلبستهاش را نشان میدهد. اینجاست که او باید انتخاب کند: حرفه یا خانواده؟ دوران نقاهت در خانه باعث میشود ارزش زندگیاش را دوباره درک کند و پایان فیلم بر مسیری که او انتخاب میکند تأکید دارد.
«گاهی سخت است در خانه ماندن. منظورم این است که کسی که در خانه میماند سختترین کار را دارد.»
فیلم پیامی داشت که با طعم ملودرام بیان شد. داستان ارزش خانواده و میزان مناسبِ عشق و مراقبت را نشان میداد. صحنههای آغاز و پایان که در افغانستان میگذشتند بسیار سختگیرانه و واقعی بودند و صحنهای هم در کنیا وجود داشت. قابل ستایش است که واقعیتِ آنچه در برخی نقاط جهان میگذرد به تصویر کشیده شده است؛ این فیلم یادآور این است که افرادی جانشان را فدا میکنند تا آنچه در مناطق جنگی میگذرد را برای دیگران روشن کنند. مانند همیشه، ژولیت بینوش درخشان ظاهر شد؛ این فیلم تا حد زیادی روایتِ اوست، داستان سویِ او وقتی بین خانوادهای که او را دوست دارد و جنگی که او را میخواند گرفتار میشود.
فیلم از نظر موضوعی جذاب است. ممکن است این سؤال برایتان پیش بیاید که چرا او مانع تراژدی نمیشود؛ این همان روزنامهنگاری است؛ وقتی قدرت عمل نداری، تنها کاری که از دستت برمیآید افشا کردنِ ماجرا برای بقیهٔ جهان است. ترکیبِ درام خانوادگی و مناطق درگیری مانند دو ژانر متفاوت است که بهطرز درخشانی کنار هم قرار گرفتهاند. تجربهٔ شخصی کارگردان به خوب شکلگیری فیلم کمک کرده است؛ تقریباً همهٔ صحنههای مربوط به نبرد چنان واقعگرایانهاند که احساس میشود آنچه او دیده حالا از طریق این فیلم به ما نشان داده میشود. به نظرم این فیلم واجبِ دیدن است؛ پایان آن مخاطب را در بهتی مغموم فرو میبرد.
۹/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران