تچالا پس از مرگ پدرش، پادشاه واکاندا، به خانهاش که کشوری منزوی و با تکنولوژی پیشرفته در آفریقا است بازمیگردد تا بر تخت سلطنت تکیه زده و به جایگاه بر حقش به عنوان پادشاه برسد.
تچالا پس از مرگ پدرش، پادشاه واکاندا، به خانهاش که کشوری منزوی و با تکنولوژی پیشرفته در آفریقا است بازمیگردد تا بر تخت سلطنت تکیه زده و به جایگاه بر حقش به عنوان پادشاه برسد.
برندهٔ ۳ جایزهٔ اسکار؛ مجموعاً ۱۲۵ جایزه و ۲۸۹ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1943
اکثر نقدها دربارهٔ بلک پنتر یک حرف را میزنند: این فیلم عالی است چون تا بهحال چیزی شبیهش ندیدهایم، نه فقط در دنیای سینمایی مارول بلکه در کل ژانر فیلمهای ابرقهرمانی؛ ضدقهرمان فوقالعاده است و فیلم کاملاً نو و خلاقانه است. اجازه بدهید تقریباً کاملاً مخالف باشم. بلک پنتر فیلم خوبی است، اما نه به خاطر شکستن قالب؛ بلکه به این دلیل که استودیو مارول...
اکثر نقدها دربارهٔ بلک پنتر یک حرف را میزنند: این فیلم عالی است چون تا بهحال چیزی شبیهش ندیدهایم، نه فقط در دنیای سینمایی مارول بلکه در کل ژانر فیلمهای ابرقهرمانی؛ ضدقهرمان فوقالعاده است و فیلم کاملاً نو و خلاقانه است. اجازه بدهید تقریباً کاملاً مخالف باشم. بلک پنتر فیلم خوبی است، اما نه به خاطر شکستن قالب؛ بلکه به این دلیل که استودیو مارول یک الگوی موفق دارد و بلک پنتر کاملاً از آن پیروی میکند. اهمیت داشتن نقش اصلیای که صرفاً سیاهپوست نیست بلکه واقعاً آفریقایی است قابلاغتنام نیست؛ ما با کمترین بازیگران سفیدپوست در میان فیلمهای ابرقهرمانی روبرو هستیم و بازیها واقعاً درخشاناند — همهٔ اینها ابعاد مهم اجتماعی-سیاسیاند. اما ساختار اساسی بلک پنتر — داستان، فیلمنامه، رویدادها و پیچشها — عیناً همان چیزی است که در ۱۷ فیلم قبلی جواب داده بود. باز هم جواب میدهد؛ اشتباه نکنید، بلک پنتر تجربهای واقعی و هم مهم و هم فوقالعاده بود، اما اینکه بگوییم در اینجا چرخ را دوباره اختراع کرده، به نظر من دروغ است.
نمرهٔ نهایی: ★★★½ — خیلی دوست داشتم. قویاً پیشنهاد میکنم وقت بگذارید و ببینید.
بیشازحد تحسینشده و بزرگنماییشده. دیدنش را توصیه نمیکنم.
این قطعاً یکی از بهترینهای مارول است چون داستان گیرا و شخصیتپردازیها خوباند. بلک پنتر و همراهان و خانوادهاش باید از خود و سرزمین واکاندا در برابر اوباشی مثل کلاو (اندی سرکیس) و کیلمانگر (مایکل بی. جوردن) دفاع کنند. بازیگر نقش اصلی در نقش ت’چالا/بلک پنتر عالی است و بازیگران فرعی هم مخصوصاً بازیگران زن عملکرد خیلی خوبی دارند. ت’چالا در اطراف خود زنانی باهوش و قدرتمند دارد. مارول به نظر میرسد نفرینِ شخصیتهای منفیاش را با کلاو و بهخصوص کیلمانگر شکسته است. کیلمانگر شخصیت بسیار پرداختهشده و گاهی هم همدلبرانگیزی دارد، هرچند شرور است — کمی یادِ لوکی تام هیدلستون میافتاد. صحنههای اکشن و جلوههای ویژه هم تحسینبرانگیزند. اگر از فیلمهای کتاب کمیکی خوشتان میآید، شدیداً توصیه میکنم.
خیلی فیلم خوبی بود. داستان خوب، خیلی سرگرمکننده. همان چیزی است که دیسی از آن محروم است.
با کمی تردید رفتم این فیلم را ببینم؛ نگران بودم که فیلم پر از وعظهای اجتماعی و سیاسی باشد، و مخصوصاً از واکنشهای برخی گروهها در جامعه امروز میترسیدم. خوشبختانه چنین چیزهایی بود اما خیلی کمتر از آنچه میترسیدم. در کل فیلم را نسبتاً سرگرمکننده یافتم. از درجهٔ یک فاصله دارد و قطعاً خیلی دور از هیاهوی افراطیای است که دور فیلم ایجاد شد، اما خوب و قابلقبول است. بیشتر شبیه یک فیلم معمولی ابرقهرمانی با بودجهٔ بالا است: داستانی نهچندان استثنایی که با اکشن و جلوههای ویژه تقویت شده. خودِ داستان، بیشتر یک قصهٔ انتقامجویی سنتی با نمایههایی از قدرت سیاهان است؛ چیز خارقالعادهای نیست اما بهعنوان بستری برای اکشن و جلوهها کار میکند. بدیهی است که بعضی چرندیات و حفرههای داستانی هم وجود دارد؛ مثلاً شوری میگوید ویبرانیوم در سرعتهای بالا ناپایدار است ولی با آن سفینههای پروازی میسازند — این تناقض آزاردهنده است. شخصیتها برایم کمی ناامیدکننده بودند؛ قهرمان اصلی چندان کاریزما نداشت. کیلمانگر برایم مایوسکننده بود و شبیه کلیشهٔ اوباشی احمق بهنظر میرسید. از طرف دیگر، کلاو را واقعاً دوست داشتم — دیوانه اما باحال — و جنگجویان زن و شوری هم از لحاظ من عملکرد خوبی داشتند. جلوههای ویژه جایی است که فیلم میدرخشد: طراحی وسایل و سفینهها خوب بود و جلوههای صوتی را هم دوست داشتم. در مجموع بلک پنتر یک فیلم اکشن و جلوهمحور لذتبخش است؛ نه بیشتر و نه کمتر — کمی وعظ اجتماعی اما کمتر از آنچه میترسیدم، داستان متوسط، اکشن زیاد و جلوههای ویژه فراوان.
از این فیلم خیلی خوشم آمد. مسائل زیادی در آن مطرح میشود؛ نگرانیهای مهاجرتی، مبارزه بین نجات جهان و حفاظت از کشور خودت، ترس از غارت منابع یک کشور آفریقایی، چگونگی برخورد با مشکلات سیاهپوستان در سراسر جهان و اشارههای فرهنگی اصیل بسیاری. همهٔ اینها بدون سنگینی یا موعظهٔ بیش از حد روایت شدهاند — میتوان با پاپکورن از آن لذت برد. شخصیت منفی، کیلمانگر، عالی است؛ نه صرفاً بهخاطر ترسناکی، بلکه بهخاطر پیچیدگیاش؛ او فراتر از یک بدمن تکبُعدی است. این فیلم فقط انفجار و دیالوگهای تکخطی در لوکیشن عجیب نیست؛ فیلمی کلیتاً خوب، همیشه جذاب با روابط عالی بین شخصیتهاست. واکاندا واقعاً یک مکان زنده است؛ حس زندگی و انس داشـتن در آن ملموس است، نه صرفاً ساختمانهایی برای نما. ساخت جهان فیلم، از آیینها تا پوشش و فناوری و مناظر، فوقالعاده است. تماشای اندی سرکیس هم خوشایند بود؛ فکر میکردم نقش کامپیوتری باشد اما حضـور پردهای و واقعی داشت.
بلک پنتر تفریحی است ولی قطعاً مشکلهایی هم دارد. از نکات مثبت: اکشن لذتبخش، احساسات بجا و داستان خالی از محتوا نیست. هرچند CGI گاهی سوژهٔ انتقاد شده، برای یک فیلم مارول بهنظر کافی و قابلقبول بود. صحنههای مبارزه نسبتاً خوب کار شدهاند؛ مبارزات آیینی هیجانانگیز و بصری بودند. مبارزات در کره و صحنهٔ تعقیبوگریز ماشینی هم جذاب بودند و یادآور فیلمهای جیمز باند بودند. در واقع، بزرگترین جذابیت برای من همین فضای فناوری مخفی و اکشن باندگونه بود. البته داستان کمی شلوغ و فشرده است؛ همهچیز حس میشود که درهمفشرده شده و برخی کلیدهای احساسی سریع رد میشوند یا نادیده گرفته میشوند. ایدهٔ کلی ساده است: نسبتی دورافتاده بازمیگردد، پادشاه را به مبارزه میطلبد، برنده میشود و رنگ و بوی واقعیاش مشخص میشود؛ پادشاه برمیگردد و طغیانگر را سرنگون میکند و در این مسیر به چیزهایی دربارهٔ خودش/کشورش پی میبرد. این کلیشه است اما آنقدر بد نیست که فیلم را خراب کند. مشکل اینجاست که انگار یک فیلم و نیم یا دو فیلم را در یک محصول فشرده کردهاند؛ اساطیر واکاندا زیبا هستند اما تقریباً هیچکدام بهخوبی توضیح داده نمیشوند. نحوهٔ ثروتمند شدن واکاندانها از ویبرانیوم فقط بهطور گذرا اشاره میشود و بخش زیادی سانسور شده. همچنین تبدیل سریع واکابی به طرفدار کیلمانگر خیلی ناگهانی و عجولانه بود. با وجود این کاستیها، بلک پنتر فیلمی سرگرمکننده است که به دنیای سینمایی مارول اضافه میکند. بهنظر میرسد باید دو فیلم میشد، اما احتمالاً باز هم واکاندا را خواهیم دید.
شخصیت ت’چالا اولینبار در کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی معرفی شد. در بلک پنتر، ت’چالا پس از مرگ پدرش به واکاندا بازمیگردد؛ پدری که رازی دربارهٔ برادرش که در آمریکا زندگی میکرد، پنهان کرده بود. حالا او پس از مبارزه با رقیبی تخت پادشاهی را به ارث میبرد. واکاندا کشوری آفریقایی است با ثروت، قدرت و فناوری عظیم که آن را از جهان پنهان کرده است. عموی ت’چالا خواهان شورش در آمریکا بود و حالا پسرش کیلمانگر به واکاندا آمده و تخت را به چالش میکشد. کیلمانگر پیروز میشود و مبارزهٔ قدرت سیاهپوستان را رهبری میکند. بلک پنتر فیلمی خوشساخت و مؤثر از مارول است که فرمولشان را واقعاً مسلط شدهاند. موفقیت در باکسآفیس من را شگفتزده کرد؛ اما از دید من داستان بسیار قابلپیشبینی است.
بیشازحد تحسینشده بهخاطر درستکاری سیاسی؛ نجیب و نقاط جذابی دارد اما در مجموع چندان تأثیرگذار نیست. (۲۰۱۸، کارگردان رایان کوگلر) بلک پنتر دربارهٔ ت’چالا است که پس از مرگ پدرش پادشاه واکاندا میشود؛ این پادشاهی به لطف ویبرانیوم که فلز نادری با ویژگی شبهجادویی است، فناوری پیشرفتهای دارد اما این ثروت پنهان مانده است. توازن فیلم بهخاطر کارگردان و بازیگران عمدتاً سیاهپوست مورد توجه قرار گرفت و بهنظرم انتظارات و هیاهوی بیموردی در موردش ایجاد شد. فیلم خوشایند است و نکات جالبی دارد، اما شخصیتها عمدتاً کُند و داستان زیاد جذاب نیست؛ در مجموع یک فیلم ابرقهرمانی متوسط است که با داشتن بازیگران عمدتاً سیاهپوست و لوکیشن آفریقایی از بقیه متمایز شده است. فیلم به سؤالاتی مثل انزواطلبی در برابر بینالمللیگرایی و فرهنگ آفریقایی-آمریکایی در برابر فرهنگ بومی آفریقا میپردازد، اما بعضی بخشها چشمپلکزن و سطحی هستند. از منظر تاریخی هم بعضیها معتقدند نویسندهای که شخصیتهایی مثل کیلمانگر و واکابی را خلق کرد (دون مکگرگور) شایستهٔ قدردانی بوده که در فیلم به او اشاره نشد؛ این موضوع باعث تأسف است. فیلم در مکانهایی مثل جورجیا، کرهٔ جنوبی و آبشار ایگوازو فیلمبرداری شده و هیچ تصویربرداریای در آفریقا نداشته است.
فوقالعاده.
بلک پنتر (با بازی فوقالعادهٔ چادویک بوزمن) به خانهاش واکاندا برمیگردد تا تاج بپذیرد. مدتی بعد با چالش برای تخت مواجه میشود و جنگ در مرز سرزمین او پدیدار میشود. این فیلم قهرمانی معمولی نیست؛ تقریباً همه بازیگران سیاهپوستاند و این وضعیت درست و ستودنی است. کل بازیگران عملکرد خوبی دارند؛ بوزمن عالی است و مایکل بی. جوردن در نقش کیلمانگر یکی از شروران قابلتوجه مارول است؛ شخصیت او قابللمس و بهخوبی اجرا شده است. کارگردان رایان کوگلر و مایکل بی. جوردن همکاری موفقی دارند؛ بازیگران زن مثل لوپیتا نیونگئو و دانای گوریرا هم درخشاناند. شوخیها کمتر از فیلمهای دیگر مارولاند اما این کمبود اشکالی ندارد؛ فیلم به آن نیاز ندارد. با اینکه در آفریقا فیلمبرداری نشده اما واکاندا واقعنمایی خوبی دارد. طراح لباس و آهنگساز نقش مهمی در زنده کردن واکاندا ایفا کردهاند. نقطهضعف فیلم استفادهٔ زیاد از CGI است که گاهی قابلتشخیص و مصنوعی بهنظر میرسد (مثلاً کرگدنها)، اما صحنههای جنگی بهخوبی هماهنگ شدهاند؛ مخصوصاً اجرای دانای گوریرا با نیزهاش دیدنی است. در مجموع بلک پنتر افزودهٔ فوقالعادهای به MCU است.
بلک پنتر احتمالاً بیشتر بهعنوان فیلمی با اهمیت فرهنگی بهیادماندنی خواهد بود تا فیلمی بزرگهنر، اما این تأکید نباید از مضمون عمیقتر فیلم یعنی شمولیت کم کند. این فیلم واقعاً خوب، با قلب و هوش است. اینکه من با ریتم یا اکشن کلی یا اینکه کیلمانگر را به اندازهای که فیلم فکر میکند پیچیده نمیدانم مشکل من است؛ اما فهمیدن اینکه چرا بعضیها از گنجاندن مسائل اجتماعی و سیاسی در روایت فیلم ناراضیاند برایم دشوار است. آیا مرتبط بودن با زمانه ملاک ارزش فیلم نیست؟
من واقعاً از این فیلم لذت بردم؛ فیلمی نو و بکر که بهنظر من یک شاهکار مارولی است. منتظر قسمت بعدی هستم.
قبل از اکران بیش از حد بزرگنمایی شده و بعد از اکران هم اغراقشده؛ بلک پنتر چیزی جز یک فیلم کلیشهای از MCU با شخصیتهایی کسلکننده و رهبری فاقد کاریزما نیست.
از تماشای آن لذت بردم. ساخت دنیای واکاندا، فیلمبرداری و طراحی لباس را خیلی دوست داشتم. بازیگران هم بهخوبی ظاهر شدهاند. چادویک بوزمن در نقش ت’چالا عالی است و دانای گوریرا نزدیکِ او میزند؛ لوپیتا نیونگئو و لتیشیا رایت هم عملکرد خوبی دارند. فهرست بازیگران شامل فارست ویتاکر، اندی سرکیس، دنیل کالویا و مایکل بی. جوردن است؛ خودِ جوردن شخصیتی عالی ارائه کرده هرچند شخصیتش شاید بهترین نباشد.
این فیلم نقد عینی دشواری دارد؛ بعضی جاها بهاندازهٔ بهترینهای دنیای کتابهای کمیکی خوب است: فیلمبرداری و جلوهها درجهٔ یک و ریتم اکشن معمولاً مناسب و لذتبخشاند. اما بازی و فیلمنامه جای بحث دارند. چادویک بوزمن در نقش ت’چالا چندان پرحرارت نیست و دیگران مثل مارتین فریمن یا فارست ویتاکر هم کمک چندانی نمیکنند. لتیشیا رایت کمی جذابیت میآورد و اندی سرکیس در آغاز تا حدی اغراقآمیز بازی میکند، اما وقتی همهچیز آرام میشود، فیلم به داستان سادهٔ خیر در برابر شر تنزل مییابد. مایکل بی. جوردن حضور کاریزماتیکی دارد و از ابتدا تقریباً طرف او بودم، اما پایانبندی قابل پیشبینی است و هیجان و خطر لازم را از دست میدهد؛ بلک پنتر در نهایت تصویری زیبا اما نسبتاً سطحی و پر از CGI است.
امید داشتم انقلابی در سراسر جهان با سلاحهای خنک واکاندا ببینم؛ متأسفانه چنین نشد — همهٔ سلاحها قبل از خروج از واکاندا نابود شدند.
بلک پنتر فیلمی پیشگام است که میان همتایانش در ژانر اقتباس از کتابهای کمیک برجسته میشود. با بازی تیمی تقریباً تماماً سیاهپوست و تجربهٔ بصری منحصربهفرد، مخاطب را به واکاندای فناورانه میبرد. داستان دربارهٔ ت’چالا است که پس از ترور پدرش پادشاه واکاندا و بلک پنتر جدید میشود و برای حفظ امنیت کشورش در برابر تهدیدهایی مثل اولیسس کلاو و کیلمانگر میجنگد. فیلم بازی خوب، تصاویر خیرهکننده و پیامی قوی دربارهٔ میراث و سنت دارد. بازیگران، بهویژه زنان واکاندا (لوپیتا نیونگئو، دانای گوریرا و آنجلا باسِت)، بسیار قوی و تأثیرگذارند. با وجود برخی ناهماهنگیهای CGI، روایت متمرکز و تاکید بر پرداخت شخصیتها فیلمی مهم، سرگرمکننده و دلپذیر ساخته است.
میتوانم حرفها را ادامه بدهم یا خلاصهاش کنم در دو نکته: ۱) من آن را بیشتر وقتی اسمش اسکایفال بود دوست داشتم؛ ۲) و وقتی اسمش تهدید فانتوم بود هم بهتر بود. ادغام این دو موفق نبود و واکنش طرفداران شبیه همان واکنش به تهدید فانتوم نشد. با وجود همهٔ اینها و نکات دیگری که بارها مطرح شده، باید فیلم را دوست داشته باشی... چون دیگران اینطور میگویند.
بلک پنتر ورودی خوب و محکمی به MCU است، اما بهنظرم میتوانست بهتر هم باشد. فیلم ابرقهرمانی محکمی با شخصیتهای جذاب، لباسهای بینقص و بازیگران عالی است، اما احساس میکنم تمرکز بیش از حد روی شرور و جمع بازیگران فرعی، شخصیت بلک پنتر را کنار گذاشته. بعد از معرفی او در کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی، جزئیات کمی دربارهاش داشتیم و این فیلم هرچند جهان او را معرفی کرد اما ت’چالا را آنقدر که میخواستم توسعه نداد. این شاید نکتهای نقزنانه باشد اما پس از چند فیلم ایستادهٔ عالی در MCU، انتظار بیشتری برای این شخصیت داشتم. با این وجود بوزمن ت’چالا را با قدرت و وقار بازی میکند و مایکل بی. جوردن هم کیلمانگرِ جذابی ارائه میدهد. از صحنههایی که وینست داک و اندی سرکیس در آن بودند واقعاً لذت بردم؛ صحنهها را دزدیدند. در نهایت، دلم میخواست فرصتهای بیشتری برای آشنایی و رشد ت’چالا میدیدم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران