"بن ساندرسون" فیلمنامه نویس هالیوود است که به الکل اعتیاد دارد.او به لاس وگاس می رود تا به سر حد مرگ بنوشد اما در آنجا با زنی به نام "سرا" آشنا می شود و...
"بن ساندرسون" فیلمنامه نویس هالیوود است که به الکل اعتیاد دارد.او به لاس وگاس می رود تا به سر حد مرگ بنوشد اما در آنجا با زنی به نام "سرا" آشنا می شود و...
«Leaving Las Vegas» (1995) — نیکلاس کیج، تا مرزِ فنا مست در لاسوگاس؛ الیزابت شیو و کلی جاز/بلوز
قهرمان داستان، مردی الکلی از لسآنجلس (با بازی نیکلاس کیج) است که از سینما کناره میگیرد و به نظر میرسد برای نوشیدن تا سرحد مرگ به لاسوگاس میرود. او با زن خیابانیای (الیزابت شیو) آشنا میشود؛ رابطهای بر پایهٔ پذیرش بیقید و شرط شکل میگیرد.
«ترک لاسوگاس» یکی از...
«Leaving Las Vegas» (1995) — نیکلاس کیج، تا مرزِ فنا مست در لاسوگاس؛ الیزابت شیو و کلی جاز/بلوز
قهرمان داستان، مردی الکلی از لسآنجلس (با بازی نیکلاس کیج) است که از سینما کناره میگیرد و به نظر میرسد برای نوشیدن تا سرحد مرگ به لاسوگاس میرود. او با زن خیابانیای (الیزابت شیو) آشنا میشود؛ رابطهای بر پایهٔ پذیرش بیقید و شرط شکل میگیرد.
«ترک لاسوگاس» یکی از آن درامهای واقعگرایانه و افسردهکننده دربارهٔ ارواح گمشده در انحطاط است. فیلم برای آنچه هست خوب ساخته شده و زیبایی شیو، علیرغم حرفهٔ نامطلوب شخصیتش، بهخوبی نشان داده میشود. پیامِ فیلم دربارهٔ پذیرش «عاشقانه» بدون پرسش روشن است، هرچند میتوان استدلال کرد عشق واقعی اجازه نمیدهد آدمها خود را نابود کنند و تا حدی مسؤولیتپذیری را لازم نمیداند.
این موضوع برایم شخصی هم بود: دوستی داشتم که بیست سال پیش بهترین رفیقم بود و به تدریج مشکل الکل پیدا کرد؛ او اخیراً درگذشت، اما چهار سال آخر عمرش را ندیدمش چون حاضر نشدم تماشاگرِ خودکشی تدریجی او باشم.
فیلم یک ساعت و پنجاه و یک دقیقه است و در نواحی لسآنجلس (ربرک و سانتا مونیکا) و نوادا (لاسوگاس، لافلین و پارادایس) فیلمبرداری شده است.
نمره: B-/C+
«فیلمی متراکم، دشوار برای دیدن، اما فیلمی که باید دید، مخصوصاً برای جوانانی که فکر میکنند مست شدن لازمهٔ یک شب تفریح است.»
فیلم بر پایهٔ داستان واقعی مردی ساخته شده که بعد از طلاق سخت و فروپاشی زندگی شخصی و حرفهایاش، ارادهٔ زیستن را از دست میدهد و زیر بار اعتیاد به الکل له میشود. وقتی امیدی به بازگشت ندارد، به لاسوگاس، شهر گناهان، میرود تا هرچه میتواند بنوشد و به زندگیاش پایان دهد. در خلال این نیات خودکشی، با زنی روسپی آشنا میشود که رابطهای بسیار پیچیده با او برقرار میکند؛ چون او هم در اعماق، راه خودش را به سمت خودویرانی میرود.
فیلم عالی اما سنگین، افسردهکننده و دشوار برای تماشا است. علاوه بر نشاندادن سویهٔ مخرب و منفی اعتیاد به الکل، بیپروا نشان میدهد که چگونه میتواند به مرگ منجر شود. فیلم با رنگهایی سخت و تلخ نشان میدهد که نوشیدن یک اعتیاد است، یک مشکل جدی و میتواند کُشنده باشد؛ روشن میسازد که الکل چیزی نیست که بتوان یا باید آن را بیاهمیت دانست، یک افراط گاهبهگاه در شب جمعه نیست که قابل چشمپوشی باشد. این مسئلهای است که نباید در رفتار فرزندان یا اعضای خانوادهمان تحمل شود.
نویسندهٔ نقد از رواج بیش از حد نوشیدن، بهخصوص بین جوانان، گلایه میکند؛ جوانانی که مست شدن را شرط «لازم» برای تفریح میدانند و تصاویری از نوجوانان مست یا بیمار را در اطراف باشگاهها و ایستگاههای اتوبوس میبیند — صحنههایی که شایستهٔ تأثری است که او از احساس ترحم نسبت به آنها امتناع میکند، چون به زعمش خودِ آنها خواهان این وضعاند. او امیدوار است که در نقش پدر هرگز مجبور نباشد کودکی را در چنین وضعیتی ببیند.
این فیلم یکی از آثار سرنوشتساز در کارنامهٔ نیکلاس کیج است. بازی او چشمگیر است و وقتی به تغییرات بعدی زندگی و حرفهاش فکر میکنیم، تأسفآور است که نتوانست آن سطح از بازی را حفظ کند. کیج بهخوبی شخصیتی را میسازد که همدلی ما را جلب میکند در حالی که به سوی مسیر بدون بازگشت میلغزد. الیزابت شیو که نقش روسپی را بازی میکند نیز کار بسیار قابلتأمّلی ارائه میدهد، هرچند شخصیت او از حیث نوع بهنوعی آشنا و کلیشهای است؛ سینما بارها و بارها زنی در چنین جایگاهی را با احساسات نشان داده است. بین دو شخصیت یک داستان عاشقانه هست، اما میتوان پرسید تا چه حد این عشق واقعی و نجاتبخش است، چون عشق هرگز برای رستگاری یا ارائهٔ راه نجات از اعتیاد و انهدام به کار نمیرود. تا حدی، چنین گزینهای، بهویژه از سوی شخصیت کیج، رد میشود چون او گویا مصمم به مردن است.
از لحاظ فنی، فیلم نقاط قوتی دارد؛ بهویژه در نورپردازی و تدوین. فیلمبرداری بسیار خوب است و استفاده از نور و سایه فضای نکبتآلود و فروپاشیِ محیط را تشدید میکند؛ نورهای درخشان کازینوها تقریباً مانند شعلهای روشن عمل میکنند که شبپرهها را به سوی مرگشان میکشانَد. در همین محیط است که شخصیتها لحظات اندکی از لذت و آرامش را تجربه میکنند که تنها آنها را بیشتر به قعر چاه میراند. تدوین فیلم حسابشده است، وقت را با چیزهای بیاهمیت تلف نمیکند، ریتم مناسبی دارد و تقریباً دو ساعت پس از تماشا احساساتی برمیانگیزد که تا مدتها ادامه دارد.
در خاتمه، فیلم با موسیقی متن و فضاسازی قوی، بازیهای برجسته و داستانی احساسی — هرچند تلخ و ناامیدکننده — ارزش دیدن را دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران