گروهی از جوانانِ حدود بیستسال، خانهای بهاصطلاح «عمارتِ واقعی» را اجاره کردهاند (کاش نویسندهها معنای این کلمه را میفهمیدند و درست بهکار میبردند!) و بیرونِ خانه مشغول نوشیدنِ چند بَرش آبجو کنار آتشاند و ما را با مشکلات کسلکننده روابطشان مواجه میکنند. بینیاز از گفتن است که جمعِ بازیگران از نظر سیاسی صحیحاند و تقریبا هر تیپی را شامل میشوند و صادقانه بگویم همهشان تقریبا...
گروهی از جوانانِ حدود بیستسال، خانهای بهاصطلاح «عمارتِ واقعی» را اجاره کردهاند (کاش نویسندهها معنای این کلمه را میفهمیدند و درست بهکار میبردند!) و بیرونِ خانه مشغول نوشیدنِ چند بَرش آبجو کنار آتشاند و ما را با مشکلات کسلکننده روابطشان مواجه میکنند. بینیاز از گفتن است که جمعِ بازیگران از نظر سیاسی صحیحاند و تقریبا هر تیپی را شامل میشوند و صادقانه بگویم همهشان تقریبا لایق آن چیزی هستند که قرار است اتفاق بیفتد. از این بابت، نشانه در عنوانِ فیلم است. وقتی در خانه دنبال مشروب میگردند، اتاق قفلی پر از وسایلِ غیبی پیدا میکنند که شامل یک دست تاروت منحصربهفرد هم میشود. احمقانه ولی معمولاً تحقیرآمیز، آنها از «هیلی» (هریت اسلیتر) میخواهند آیندهشان را بخواند. بعد از آن یکییکی مثل مگس میافتند — همه چیز کمکم شبیه نتایجی میشود که از قرائت تاروت پیشبینی شده بود. با کمشدنِ هولناکِ جمع، آنها درمییابند که به کمک نیاز دارند و با جستجوی اینترنتی زنی (اولوِن فوئره) را پیدا میکنند که تاریخچهی تیرهی تاروتِ آنان را برایشان شرح میدهد و میگوید نابودیِ کارتها ممکن است تنها راهِ نجاتشان باشد. مسئله این است: آیا آنقدر زنده میمانند که به خانه برگردند؟
هیچ چیزِ تازهای در اینجا نیست، متأسفانه. بارها این فرمول را دیدهایم و دینامیکِ کمجاذبه بین شخصیتها حتی از نتیجهگیریِ داستان هم قابلپیشبینیتر است. انصافاً جلوههای تصویریِ نورِ شمع گاهی مؤثرند، اما بازیگری ضعیف و ارائهی جمعگرایانهای شبیه انجمنِ برادری باعث شد پس از نیمساعت به ساعت نگاه کنم. حیف شد. تمامِ افسانهها و اسطورهپردازیهای مرتبط با تاروت میتوانست منبعی غنی برای پردازش باشد، اما اینجا تنها با یک فیلم ترسناکِ کمخلاق و فرمولیک روبهرو هستیم که کمترین تخیلی ندارد. واقعاً.
نمیشود دیگر فیلمی با بازی افراد رنگینپوست یا زنان پخش شود بدون اینکه کسی نژادپرستانه یا زنستیزانه حرف نزند.
با این حال، این فیلم... خوب، بدترین چیزی که دیدهام نیست اما لزوماً خوب هم نیست.
خلاصهی قصه این است: گروهی از جوانان با کارتهای تاروتی بازی میکنند که مال خودشان نیست و کارتها جان میگیرند و شروع به کشتن میکنند چون نفرینها و ارواحِ تلافیجویانه، و معلوم است که دوباره طالعبینی و ستارهشناسی مُد شدهاند.
اینجا هیچ چیزِ جدیدی نیست و بهجز یک پرش ناگهانی که من را ترساند، فیلم نسبتاً خستهکننده است. یک نکتهی مثبت این فیلم این است که به دنبال ساخت دنباله نیست؛ با مقدار کمی کمدی پایان مییابد و بس. خدا را شکر.
من بعد از حدود ۲۵ دقیقه دیدنِ The First Omen (۲۰۲۴) آن را قطع کردم و این را تماشا کردم؛ باید هر دو را قطع میکردم و یک قسمت دیگر از FBI را میدیدم.
میشود امسال یک ترسناکِ واقعاً خوب ببینیم؟
جدا از اِصرارِ نهچندان خلاق روی موضوع تنوعِ بازیگران — مگه کسی واقعاً اینقدر دوستِ متنوع دارد؟ — فیلم «تاروت» الهامبخش نیست.
برای انصاف، «تاروت» جلوههای تصویری نسبتاً دلهرهآور، چند پرشِ خوب و بازیهایی قابلتحمل دارد. با این حال، از فقدانِ نوآوری رنج میبرد و تمِ تکراریِ وحشت مدام تکرار میشود و سریع کهنه میگردد.
خلاصه اینکه آنچه این فیلم بیش از همه لازم داشت، تزریقِ کمی اصالت و تنوع در روایت بود. بههمیندلیل، نمرهی متوسطی که من دادم زیاد هم دور از انتظار نبود.
«تاروت» یک فیلم «ترسناک» ردهی PG-13 دیگر است که از کلیشهها و الگوهای همهی فیلمهای وحشتِ نسلِ هزاره در دههی گذشته استفاده میکند.
پر از جلوههای بدِ CGI، «ارواح» چشمسیاه که خیلی سریع حرکت میکنند، و پرشهای ترسِ کلیشهای، همراه با فیلمنامهای ضعیف و بازیگریِ نامناسب — تماشای این فیلم برای شما تجربهی خوبی نخواهد بود.
تمامِ خشونتها بیرون از تصویر رخ میدهد و پایانبندی از ابتدا قابلپیشبینی و ضعیف نوشته شده است.
«تاروت»، به کارگردانی ماریل هلر، یک تریلر ماورایی جذاب است که به دنیای خواندنِ کارتهای تاروت میپردازد. آنیا تایلور-جوی در نقشِ اصلی میدرخشد؛ نقشی که زندگیاش درگیر پیشبینیهای یک دست تاروت مرموز میشود. تصاویر فضاسازیشده و روایتِ جالبِ فیلم بیننده را جذب میکند و تعلیق و درام را به خوبی تلفیق میکند. با پشتیبانی از بازیهای قوی دیگر بازیگران، «تاروت» به موضوعاتی مانند سرنوشت و خودیابی میپردازد و متنی تأملبرانگیز ارائه میدهد. در مجموع، فیلمی خوشساختِ تصویری و جذاب است که دیدگاهی نو به روایتهای ماورایی عرضه میکند.
«تاروت» از آغاز تا پایان فیلمِ ترسناکی نبود. دوباره یک فیلمِ ارزانقیمتِ استودیویی است که بهشدت به کلیشههای فرمولیک تکیه دارد و یک پسِهمگذاریِ کلیشهای از عناصرِ تکراری ارائه میدهد که داستان را گیجکننده میسازد.
داستان پر از کلیشههای معمولِ ژانر است و پیشبینیپذیر و کمرمق است. برای مثال، شیئی نفرینشده، غریبهی مرموز و پرشهای ترسِ اجباری از عناصرِ این فیلماند که بهجای ایجاد تعلیق، حسِ خستگی و عدمِ نوآوری میدهند. فقدانِ خلاقیت باعث میشود حتی احتمالهای پیچش داستانی پیشاپیش لو بروند و جایی برای تعلیق واقعی باقی نماند.
نکتهی روشنِ فیلم جیکاب باتالون است که کمی طنز به ماجرا میافزاید و لحظاتی از یکنواختی را میکاهد، اما این هم کمکی به بهتر شدن کلیت فیلم نمیکند.
حتی عناصرِ ترسناک که باید نقطه قوت فیلم باشند، بهخوبی اجرا نشدهاند؛ صحنههای ترسناک پیشبینیشدنی و فاقد ضربهی لازماند و آمادهسازیِ آنها اغلب دستوپاگیر و لو رفته است.
بهترین چیزی که میتوانم بگویم این است که فاجعهبار نبود؛ اما خوب هم نبود و باید بیشتر به ترکیبِ وحشت و کمدی میپرداختند که برای لحظاتی در پایان امتحان شد. غیر از آن، شخصیتهای بیجاذبه و جلوههای تصویریای که بهنظر میرسد ماندهای از دنیای The Conjuring باشند، هیچ چیزِ بهیادماندنیای ندارند. فیلم با سایر آثار ضعیفِ ماورایی مثل Truth or Dare و Ouija همردیف میشود. 2.0/5
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران