نامزد ۲ جایزهٔ بفتا — ۳ جایزه کسبشده و در مجموع ۲۳ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان4415
فیلمهای هری پاتر عالیاند، اما یکی از اشکالات اصلی این فرانچایزِ اولیه این بود که فیلمها در فشردهسازی رمانهای طولانی به فیلمهایی زیر سه ساعت مشکل داشتند. هرچند دنبالهٔ «جانوران شگفتانگیز» براساس کتاب نیست، باز هم گویی زور میزند تا یک روایت پنجصد صفحهای را در قالبی کوچکتر جا دهد.
فیلم از موقعیتی به موقعیت دیگر آنقدر سریع میگذرد که سخت میشود همهٔ اتفاقات داستان درهمبرهمش...
فیلمهای هری پاتر عالیاند، اما یکی از اشکالات اصلی این فرانچایزِ اولیه این بود که فیلمها در فشردهسازی رمانهای طولانی به فیلمهایی زیر سه ساعت مشکل داشتند. هرچند دنبالهٔ «جانوران شگفتانگیز» براساس کتاب نیست، باز هم گویی زور میزند تا یک روایت پنجصد صفحهای را در قالبی کوچکتر جا دهد.
فیلم از موقعیتی به موقعیت دیگر آنقدر سریع میگذرد که سخت میشود همهٔ اتفاقات داستان درهمبرهمش را بهخاطر آورد. با این حال این به معنی افتضاح بودن فیلم نیست؛ برای اثری که ایرادات جدی در ریتم دارد و بیشتر به تدارک برای دنبالهها علاقهمند است تا پیدا کردن یک قصهٔ بهیادماندنی برای خودش، در واقع سرگرمکننده است.
بازیگران بازگشته همگی حضور دارند و گرچه هیچکدام مثل قبل تأثیر عمیق ندارند، هرکدام بهطرزی قابلتعریف سرگرمکنندهاند. نیوت بازمیگردد، اما فیلم آنچنان که باید به او و موجودات جادوییاش علاقهمند نیست و بیشتر درگیر المانهای جدید است. اِدی ردمِین هنوز در نقشش فوقالعاده است و خودِ نقش را بیش از آنچه فیلمنامه بهتنهایی ارائه میدهد، جذابتر میکند.
داستانهای جیکوب و تینا هم بازگشتهاند، اما هر دو در بیشتر فیلم کنار گذاشته میشوند و در دقایق پایانی تقریباً فراموش میشوند.
بزرگترین شگفتی اما این است که کوئینی بهترین قوس داستانی را در فیلم دارد. او از شخصیتهای جالب نسخهٔ اول بود و هرچند بسیاری از پیچشهای فیلم اثرگذار نیستند، پیچشی که دربارهٔ او وجود دارد محبوبترین لحظهٔ فیلم برای من بود. بیشتر از بسیاری از عناصر دیگر مشتاق دیدن سرنوشت او هستم.
غیراخنالی نیست که تریلرها نشان میدادند شخصیتهای جدید تا حدی فیلم را از بازیگران بازگشته تصاحب میکنند. دامبلدورِ جود لا و گِریندِلاوِلدِ جانی دپ موضوع محوری فیلماند.
هر دو بازیگر باتجربه آنقدر میدرخشند که وقتی در صفحه نیستند فیلم انرژیاش را از دست میدهد. لا بهراحتی وارد سیمای دانا و پرچشمان دامبلدور میشود، ولی با نیشخندهای زیرکانه و درعینحال محاطهکنندهاش بازی میکند. دپ هم در نقش گریندِلاو عالیست؛ بهقدری که باوجود دیدگاه من دربارهٔ جنجالهای بیرون صحنهاش، این بهترین نقشآفرینیام از دپ از زمان اولین حضورش بهعنوان جک اسپارو است. او از اغراقها و رفتارهای عجیبوغریبش فاصله گرفته و بازیِ آرام و ترسناکی ارائه میدهد؛ مقابل رالف فاینس هم کم نمیآورد.
بازیگران جدید اما آمیختهای از خوب و متوسطاند. لِتا لَسترَنجِ زویی کراویتز شخصیتی جالب است، اما دیگران چندان برجسته نیستند. برادر نیوت، تِسیوس، فرصتی از دسترفتهٔ بزرگ است؛ فیلم هرگز بهخوبی توضیح نمیدهد چه شد که میان دو اسکَمَندر رقابتی شکل گرفت و همهچیز قبل از رسیدگی کامل حلوفصل میشود. ناگینیِ کلودیا کیم ممکن است در تریلرها سروصدایی ایجاد کرده باشد، اما در عمل کار خاصی با شخصیتش انجام نشده و بیشتر شبیه یک ترفند تبلیغاتی میماند.
بزرگترین ترفند هم مربوط به افشای پایانی دربارهٔ کریدِنسِ اِزرا میلِر است. پیچشی بزرگ وجود دارد که نهفقط تاریخچهٔ پیشین را میشکند، بلکه خیلی مصنوعی بهنظر میرسد. از یک سو فیلم اصلاً توضیح نمیدهد کریدِنس چطور بهطور معجزهآسا بازگشته است. احساس میشود اِزرا میلر حالا که در نقش فلش در دنیای کامیک حضور دارد، برای استودیو ارزش بیشتری یافته و حالا فرنچایز بیش از پیش به او متکی شده است. در فیلم اول هیچ نشانهای نبود که او با شخصیتهای موجود پیوندی بزرگ داشته باشد، پس این تغییر ناگهانی از فضا میآید. با این حال من اِزرا میلر را دوست دارم و امیدوارم این پیچش در آینده برای او مواد بهتری فراهم کند.
فیلم دیگر خیلی شبیه فرنچایز «جانوران شگفتانگیز» بهنظر نمیرسد، اما هرگاه روی موجودات جادوییاش تمرکز میکند واقعاً میدرخشد. طراحی و مفهوم موجودات از بهترین جلوههای بصری کل دنیای هری پاتر هستند. واقعاً حیف است که نتوانیم فرنچایزی کوچکتر صرفاً دربارهٔ ماجراهای جانورشناسانهٔ نیوت داشته باشیم. لحظات آرام فیلم که نیوت صرف برقراری ارتباط با یک موجود جادویی بهشیوهٔ خودش میکند بسیار زیباست؛ متأسفانه این لحظات زیر حجم داستان بزرگتر گم میشوند.
احساس میکنم این فرنچایز دارد تلاش میکند همزمان دو فرانچایز مختلف باشد. شاید منطقیتر بود آنها را به یک مجموعهٔ کوچکتر «جانوران شگفتانگیز» و یک مجموعهٔ بزرگتر «جنایات گریندِلاو» تقسیم کنند. این ترکیب ایدههای متفاوت کمی شبیه فیلمهای «هابیت» شده است.
با اینکه فیلمنامه شلوغ و نامنظم است، من همچنان هنگام تماشای فیلم سرگرم شدم. شاید هرگز به ارتفاعات پیشینیان افسانهایاش نرسد، اما این فیلم ثابت میکند که دنیای جادو هنوز جادوی زیادی برای عرضه دارد. شاید مدیران ورنر باید به راههای دیگری مثل سریال تلویزیونی یا فیلمهای دیگر فکر کنند تا بار داستان نیوت روی دوش یک مجموعهٔ بزرگ نیفتد.
«جانوران شگفتانگیز: جنایات گریندِلاو» شاید به انتظارها نرسد، اما نشان میدهد دیدن آن ارزش یکبار وقت گذاشتن را دارد.
نمره: 7.0
---
فیلم اول «جانوران شگفتانگیز» عالی بود؛ ماجرایی روشن و جادویی. این یکی راه دیگری را میرود و صادقانه بگویم چندان از این تغییر خوشحال نشدم.
این فیلم تأکید زیادی روی تیرگیهای سیاسی، تقسیم میان جادوگران و غیرجادوگران، خیانتها و غیره دارد. اگر عنصر جادو را بردارید، در واقع با فیلمی معمولی دربارهٔ تفاوتهای نژادی و اینکه انسانها بدند و امثال آن مواجهاید؛ از نوعی که هالیوود اینروزها علاقهمند است بسازد. البته نه آنقدر مستقیم و تبلیغاتی و مضحک که برخی آثارشان هست، اما همچنان مسیری نیست که من میخواستم این فیلمها در پیش بگیرند.
حداقل در این فیلم موجودات جادویی و جلوههای ویژه به دلایلی هستند که داستان تاریک و گاهی خستهکننده را جذابتر میکنند. جادو و جانوران—یعنی جلوههای ویژه—واقعاً لذتبخشترین بخش فیلماند.
از نیوت در فیلم اول زیاد خوشم نیامد و در این یکی هم بهتر نشده است؛ او برای سلیقهٔ من بیش از حد nerd و کماعتمادبهنفس است. من قهرمانهایی را ترجیح میدهم که قاطعتر و فعالتر باشند. با این حال او شخصیتی دوستداشتنی است. کوئینی اما همچنان بهشدت آزاردهنده است.
از جانی دپ بهعنوان گریندِلاو بسیار شگفتزده شدم؛ مطمئن نبودم سبک نیمهدیوانه و کمدی همیشگیاش برای یک ضدقهرمان اصلی مناسب باشد، اما او در نقش خوب عمل کرده است.
پایان فیلم تقریباً یک کلیفهنگر بزرگ است و حالوهوای خوشی ندارد. این در کل فیلمی نسبتاً غمناک است که شاید یکی از دلایلی باشد که من شخصاً چندان تحتتأثیر قرار نگرفتم. این به آن معنا نیست که فیلم بد است، اما قصهای نیست که من انتظارش را داشتم.
---
ابتدا، مانند فیلم قبلی بازیها در این فیلم هم در مجموع عالیاند، اما با چند استثنا. اِدی ردمِین همچنان در نقش نیوت عالیست، هرچند فکر میکنم در فیلم اول بهتر بود. دن فوگلِر هم آنقدر خندهدار نیست و بیشتر بیفایده بهنظر میرسد؛ میشد از فیلم حذفش کرد. اما واقعاً از جود لا در نقش دامبلدور جوان و از جاشوا شیا که نیوتِ جوان را بازی میکند خوشم آمد—جاشوا چنان نیوت جوان را خوب بازی کرد که شبیه نسخهٔ جوانتر اِدی بهنظر میرسید. جود لا همان نگرش دامبلدور آشنا را آورد که دوست داریم. جلوههای ویژه و طراحی صحنهها همچنان شگفتانگیزند؛ موجودات مثل دفعهٔ قبل عالی و واقعنما بهنظر میرسند و صحنهها مثل اینکه از یک کتاب تاریخ بیرون کشیده شده باشند.
با اینکه این فیلم دنباله است، انتظار میرود مشکلات فیلم قبلی رفع شده باشد، اما در این یکی رفع نشدهاند. نکتهٔ آزاردهنده برای من جانی دپ بود—در نقش آنتاگونیست عملکرد خوب و قاطعانهای نداشت؛ شاید بهخاطر فیلمنامه باشد یا بازی خودش. بعد تمام زیرپلاتها هستند؛ من حدود چهار تا زیرپلات شمردم. چون نتوانستم پلات اصلی را دقیقاً مشخص کنم، یکی از آن زیرپلاتها میتوانست پلات اصلی باشد. آخرین چیز هم ریتم فیلم است؛ بعضی سکانسها انگار پلات متوقف میشود و میشد آنها را حذف کرد. کل فیلم احساس کندی دارد و فقط در سکانسهای اکشن تند میشود. حداقل موسیقی خوب بود. در پایان «جانوران شگفتانگیز: جنایات گریندِلاو» شبیه فیلمی است که صرفاً برای کسب درآمد ساخته شده. نمرهام: 5.5/10.
---
من امروز برای آمادهشدن برای «جنایات گریندِلاو» دوباره «جانوران شگفتانگیز» اصلی را بازبینی کردم و فهمیدم تنها دلیلی که آن فیلم را مثبت دیدم کوئینی گلدستاین بود—او واقعاً شیرین است. شخصیت او تنها نکتهای نبود که آن فیلم را دوست داشتم، اما بدون او فیلم به سطح افتضاح میرسید. بنابراین وقتی در این فیلم او را اول بهعنوان یک متجاوز و بعد بهعنوان یک نازی معرفی کردند، راستش خیلی خوشحال نشدم. اما این موضوع شخصی است و سعی میکنم بینش فنی را در نظر بگیرم. از این منظر «جنایات گریندِلاو» یک شکست فاجعهبار است. شاید بدترین فیلم امسال نباشد، اما حتماً بدترین فیلمی است که این مدتها در سینما دیدهام.
نمره نهایی: یک و نیم ستاره — خستهکننده/ناامیدکننده. تا حد امکان از دیدن آن پرهیز کنید.
---
بهتر از قسمت قبلی است، هرچند هنوز خیلی با آن ارتباط نگرفتم.
«جانوران شگفتانگیز: جنایات گریندِلاو» حالوهوای بیشتری دارد، بهخصوص اوایل، و اندکی خوشریتمتر است. در کل من بین دو حالت مردد هستم؛ قطعاً پیشرفتی دارد اما نکتهٔ قابلتوجهی برای تحسین نمیبینم. بازیگران، باوجود نامهای آشنا، برایم فراموششدنیاند.
به همین دلیل نمیتوانم بیشتر از 6/10 بدهم—که شاید سختگیرانه باشد، اما 7/10 بیش از حد بالاست. با این حال قصد دارم «جانوران شگفتانگیز: اسرار دامبلدور» را ببینم؛ اگر آن فیلم کمی سرزندگی بیشتر داشته باشد، این مجموعه میتواند فیلمهایی باشد که واقعاً از آنها لذت ببرم.
---
گیجام، گمشدهام؛ جانی دپ همیشه فوقالعاده است. فکر کنم روزهایِ بازیِ من در دنیای هری پاتر به پایان رسیدهاند.
---
یک پیچش خیلی زیاد در فیلم وجود دارد و میگویم «خیلی» چون لازم نبود. داستان تمیزتر میشد اگر آن را کنار میگذاشتند—نگران نباشید، وقتی فیلم را ببینید متوجه میشوید کدام بخش را میگویم.
شاید این پیچش در رمان جواب میداد، اما در فیلمنامه باعث شلوغی و سست شدن روایت میشود. متأسفانه منتقدان هم بر همین نکته تمرکز خواهند کرد. اما باید در نظر داشت جی. کی. رولینگ نویسنده است و انتقال از یک سبک نوشتاری به قالب دیگر کمی گمراهکننده شده است.
فراتر از اینها، شما بازیگری فوقالعاده و کلی لذت در فیلم دارید. اِدی ردمِین دوباره در نقش اصلی هست و کارش نسبتاً خوب است، اما نکتهٔ بهتر سخاوتِ بازیِ جانی دپ و جود لا در فیلم است. هر دو در روزگار خود چند بار نمایش را دزدیدهاند؛ هرچند میتوانستند در این فیلم هم خودنمایی کنند، اما عقب رفتند و اجازه دادند همهٔ بازیگران نمایش منسجمی ارائه دهند.
این میتوانست به فیلمی یکطرفه بدل شود، اما آنها از این کار خودداری کردند و فیلم را متعادل نگه داشتند—هرچند با وجود آن پیچش اضافی.
بنابراین چه میگیرید؟ بازگشت به دنیای عجیب هری پاتر که همیشه لذتبخش است؛ ماجراجویی و رمز و راز دارد و اینها همیشه سرگرمکنندهاند. بازیها متوسط تا خوب و قصه اگرچه متورم است، در نهایت سرگرمکننده است. ارزش دیدن دارد حتی اگر نامتعادل باشد؛ سرگرمکننده و لذتبخش است و در نهایت این هدف فیلم است.
---
برای جلوگیری از ایجاد نسخهٔ آرینِ نیروهای سرکوب در دنیای جادوگران، «دامبلدور» (جود لا) شاگرد بااستعدادش «نیوت» (اِدی ردمِین) را فرا میخواند تا کمکش کند. متأسفانه دشمنشان تازه از بازداشتگاه فرار کرده و وزارت هم به کمک آدمهایش مثل «آبرنِتی» (کوین گاتری) و «تِسیوس» (کالوم ترنر) نیاز دارد. شاید اگر این سه متحد شوند بتوانند گریندِلاو و شاگرد آشفتهاش «کریدِنس» (اِزرا میلِر، که کم به نمایش درمیآید) را پیدا کنند؛ کسی که شاید آخرین بازماندهٔ خط اصیل خون باشد. با همهٔ اینها که برای ماجراجویی ترتیب داده شده، نمیفهمم چرا این کار نپخته از آب درآمد. مواد لازم هست: بازیگران توانا و جلوههای بصری چشمگیر—اما فیلم کاملاً صاف است. حتی ذرهای اشتیاق یا احساس در آن نیست. دِپ بهنظر از کل ماجرا خسته است و هرچند ردمِین تلاش میکند به شخصیتش حس بازیگوشی افتخارآمیز بدهد، حتی آن هم خشک و تشریفاتی است. شاید بیشازحد روی ظاهر فیلم تمرکز شده باشد؟ پلانی در داستان نیست که کسی را به شخصیتها علاقهمند نگه دارد و در عوض من مدام به ساعت نگاه میکردم تا ببینم فیلم چند دقیقه دیگر طول میکشد. جالب اینکه شاید اگر شما کتاب را خوانده بودید و خیلی چیزها را با تصور خود کامل میکردید، این بهتر جواب میداد—حداقل آنوقت ممکن بود بیشتر در تهدیدات فیلم درگیر شوید. اما در عوض همهچیز کسلکننده است و واقعاً بر پایهٔ خصومتهای نژادی و برتریطلبی که زیربنای این قسمت است بنا نشده. فیلم دیدن در سینما را میطلبد: فیلمبرداری عالی، صحنهٔ هاگوارتز و موسیقی جیمز نیوتن هاوارد به آن حسِ مناسبت میدهند، اما این فیلم هم مثل اولی پیروزیِ سبک بر محتواست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران